یند و ناپسندی را خواهد دید و به تناسب شخصی که آن را ناپسند می بیند نمی تواند ان را تغییر دهد، خداوند از دلش باخبر است که او از آن چیز خوش اش نیامده و آن را ناپسند می داند.(4) 
این خبر نیز نشان می دهد که از میان بنی اسرائیل فرقه ای بودند که در زمان خود بر حق روشن و آشکار بوده اند، ولی عهده دار صحت این خبر قبل از آن نیستیم.
هر گاه ثابت شود که میان یهود و نصارا، فرقه‏ی اهل نجات وجود دارد، از آن لازم می آید که در میان این امت بر اساس روایت هفتاد و دو فرقه یهود و نصارا، فرقه‏ی اهل اهل هلاک دیگری زاید بر فرقه های یهود و نصارا وجود داشته باشد و بر اساس روایت هفتاد و یک فرقه‏ی یهود و نصارا، دو فرقه‏ی اهل هلاک دیگری زاید بر فرقه های یهود و نصارا وجود داشته باشد. پس امت اسلامی نوعی دیگری از تفرق دارد که اهل کتاب نداشتند؛ چون حدیث قبلی اثبات می کند که این امت، از یهود و نصارا در عین مخالفت هایشان پیروی می کند، پس ثابت می شود که در امثال بدعت هایشان، از آنان پیروی می نماید. توضیح آن بدین صورت است: 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) متفق علیه: بخاری به شماره‏ های97/2406و 2409 و مسلم به شماره‏ی154 آن را روایت کرده اند.
2) حدیثی ضعیف است: تخریج آن از پیش گذشت.
3) محمد بن نصر مروزی در کتاب«السنة»، 1/23 به شماره ی60 از طریق ابن وهب آن را روایت کرده است.
4) ابن جریر در «التفسیر»، 11/680 آن را روایت کرده و سیوطی در کتاب«الدر المنثور»، 8/59 آن را به سعید بن منصور نسبت داده است.پیامبر(ص) در حدیث صحیح می فرماید: «لتتبعن سنن من کان قبلکم شبراً بشبر و ذراعاً بذراع، حتی لو دخلوا جُحر ضبّ؛ لاتبعتموهم»: «از سنت ها و روش های پیشینیان تان وجب به وجب و متر به متر پیروی خواهید کرد تا جایی که اگر آنان داخل سوراخ سوسماری شده باشند، شما هم از آنان پیروی می کنید». گفتیم: ای رسول خدا! منظورتان یهود و نصارا است؟ فرمود: «پس منظورم چه کسی است؟»(1)  روایت غریب ترمذی نیز در این زمینه وجود دارد. پس آوردن یک مثال معین نشان می دهد که این امت از عین اعمال زشت و ناپسند یهود و نصارا پیروی می کند.
در «الصحیح» از ابوواقد لیثی روایت است که گوید: همراه رسول خدا(ص) به طرف خیبر بیرون رفتیم و ما تازه اسلام آورده بودیم. مشرکان درخت کناری به نام « ذات انواط» داشتند که پیرامون آن اقامت می کردند و اسلحه های خود را به آن آویزان می کردند. گفتیم: ای رسول خدا! برای ما ذات انواطی قرار بده همان طور که آنان ذات انواطی دارند. آن گاه پیامبر(ص) به آنان گفت: «الله اکبر، هذا کما قالت بنوإسرائیل:(اجْعَل لَّنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ) الأعراف: ١٣٨  لترکبن سنن من کان قبلکم»: «الله اکبر، این گفته‏ی شما همچون گفته‏ی بنی اسرائیل است:(اجْعَل لَّنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ) الأعراف: ١٣٨ « براي ما معبودي بساز (تا به پرستش آن بپردازيم) همان گونه كه آنان داراي معبودهائي هستند (و به پرستش آنها مشغول مي‌باشند ! موسي) گفت: شما گروه ناداني هستيد (و نمي‌دانيد عبادت راستين چيست و خدائي كه بايد پرستيده شود كيست) . ». : «قطعاً از سنت ها و روش های پیشینیان تان پیروی خواهید کرد».
حدیث فرقه با این تفسیر، بر امثال بدعت های یهود و نصارا که گذشت، صدق می کند و نشان می دهد که این امت در دین اسلام، همان بدعت های یهود و نصارا را ایجاد می کند. تازه بدعت اضافی دیگری غیر از آن به وجود آورده که هیچ یک از یهود و نصارا آن را به وجود نیاورده بودند. اما این بدعت اضافی تنها پس از شناخت بدعت های دیگر شناخته می شود و قبلاً گفته شد که این بدعت ها به صورت معین شناخته نمی شوند و معرفی و شناساندن آنها درست نیست هر چند شناخته شوند، به همین خاطر آن بدعت اضافی معین و  مشخص نمی شود.
در «الصحیح» نیز از ابوهریره (رض) روایت است که رسول خدا(ص) فرمود: «لا تقوم الساعة حتی تأخذ أمتی بأخذ القرون من قبلها شبراً بشبر و ذراعاً بذراع»: «قیامت بر پا نمی شود تا اینکه امتم به اعمال و سنت های قرون پیش از آن، وجب به وجب و متر به متر عمل کند». مردی گفت: ای رسول خدا! آن گونه که فارس و روم کردند؟ فرمود: «وهل الناس إلا أولئک؟»(2) : «آیا جز آنان مردم وجود دارد؟».
این حدیث به معنای حدیث اولی است. فقط در آن مثال زده نشده است. پس فرموده‏ی: «حتی تأخذ أمتی بأخذ القرون من قبلها» دلالت می کند بر  اینکه امت اسلامی مانند کارهایی که قرون پیشین کرده اند، آنان نیز انجام می دهند، فقط در پیروی از آنان عین بدعت هایشان معین و مشخص نمی شود، بلکه گاهی در عین آن بدعت ها از آنان پیروی می کنند و گاهی در امثال آن بدعت ها از آنان پیروی می کنند.
پس آنچه که بر معنای اول(تبعیت از آنان در عین بدعت هایشان) دلالت می کند، عبارت: «لتتبعن سنن من کان قبلکم....» می باشد؛ زیرا پیامبر(ص) در حدیث قبلی فرمود: «حتی لو دخلوا جُحر ضب؛ لاتبعتموهم»: «تا جایی که اگر آنان داخل سوراخ سوسماری شوند، از آنان پیروی خواهید کرد».
 و آنچه که بر معنای دوم(تبعیت از آنان در امثال بدعت هایشان) دلالت می کند، عبارت: «گفتیم: ای رسول خدا! برای ما ذات انواطی قرار بده. پس آن حضرت فرمود: «این گفته‏ی شما همچون گفته‏ی بنی اسرائیل است که می گفتند:(اجْعَل لَّنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ ) الأعراف: ١٣٨ 
« براي ما معبودي بساز (تا به پرستش آن بپردازيم) همان گونه كه آنان داراي معبودهائي هستند». چون قرار دادن ذات انواط شبیه قرار دادن خدایان در مقابل الله می باشد و عین آن نیست. به همین خاطر در آوردن آنچه که بر آن نص وجود دارد، لازم نیست که آنچه که بر آن نص وجود ندارد، دقیقاً از هر جهتی مثل آن باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تخریج آن از پیش گذشت.
2) بخاری به شماره ی6888 از طریق روایت ابوهریره (رض) آن را روایت کرده است.پیامبر(ص) خبر داده که این فرقه ها، همه شان در دوزخ اند: «کلها فی النار»، این تهدیدی است که نشان می دهد هر یک از آن فرقه ها معصیت بزرگی یا گناه عظیمی مرتکب شده است، چون در اصول بیان شده است که هر عملی که شریعت، تهدید خاصی درباره‏ی آن عمل بکند، آن عمل گناه کبیره است. چون نفرموده: «کلها فی النار»: «همه شان در دوزخ اند» مگر از جهت وصفی که به سبب آن از اکثریت مسلمانان و جماعت اهل سنت، جدا شده اند و این چیز جز بدعت جدا کننده از جماعت اهل سنت، نیست.
ولی باید به این تهدید دقت و تأمل کرد که آیا برای همیشه است یا خیر؟ اگر بگوییم: برای همیشه نیست، باز باید دید که آیا این تهدید صورت عملی پیدا می کند یا در مشیت خداست و هرگاه خواست آن را عملی می کند؟
راجع به سؤال اول، باید گفت که این سؤال بر این مطلب که برخی از بدعت ها از اسلام خارج اند یا خارج نیستند، بنا می شود. اختلاف نظر درباره‏ی خوارج و دیگر مخالفان سنت در زمینه‏ی عقاید، وجود دارد و قبلاً از آن سخن به میان آمد.
پس هر وقت