کنیم، به همین دلیل ایـن کتاب را در ابتدا بـر علامـه دکتر عبدالله بـن جبریـن ـ أطال الله عمره ـ عرضه کردم و ایشان با عبارات گهرباری که شایسته است با آب طلا مکتوب گردد، کتاب را تأیید و مرا بر این کار تشویق کردند، سپس کتاب بر علامه شیخ عبدالعزیز بن باز ـ تغمده الله برحمته ـ عرضه شد و او نیز به صورت کامل به تایید کتاب پرداخت، عرضة کتاب بر شیخ ابن باز در زمان حیاتش و توسط مدیر دفترشان در آن زمان ـ شیخ محمد الموسی ـ انجام گرفت.
شیخ ابن باز در مورد این کتاب دو نکته را متذکر شدند:
1 ـ نوشیدن از باقیمانده و اثر چشم زننده: شیخ در این مورد گفتند: اصل در این مسأله شستن جسم چشم خورده توسط آب مرتبط با چشم زننده است. گفتم: ای شیخ! آیا نوشیدن این آب، آنگونه که رایج است، ممنوعیتی دارد؟ شیخ گفت: اصل فقط شستن است چون در این مورد نص شرعی داریم، یکی از حاضران گفت: ای شیخ! سوگند به خدا، تا از آن آب ننوشیم، شفا نمی‌یابیم، شیخ تبسّمی زد، من گفتم: ای شیخ! چه می‌گویی؟ در یک کلمه جوابم را داد: بنابراین شسته شده و [از آن آب] نوشیده می‌شود . 0
(( - شیخ ابن باز : قائل به استفاده از تجربه‌های سودمند بوده و می‌گفت: (عمدة پزشکی تجربه است، نه سماعی و چنانچه متضمن ترک واجب و ارتکاب حرامی نباشد، بی‌مشکل خواهد بود)، نگا: نوار کاست: السحر والعین والمس، شرکت ثبت «تسجیلات البردین
بعضی گویند آب حاصل از اثر و باقیمانده چشم زننده نباید نوشیده شود و فقط باید چشم خورده را با آن شست و شو دهیم زیرا در قصه عامر بن ربیعه که نقل شده به شستن اکتفا شده و بحثی از نوشیدن در میان نیست».
جواب: در قصه عامر از آن جهت به شستن اکتفا شده چون عضوی که چشم خورده ظاهری بوده ـ یعنی سفیدی پوست عامر ـ و نه عضوی داخلی و لذا نیاز به = =نوشیدن نبوده، والله أعلم. و بلکه لازم به ذکر است که: این حدیث یک زیادة صحیح دارد که از نظر شیخ پنهان مانده که عبارت است از (وأحسبه قال: فأمره فحسا حسوات ـ أی شرب منه) یعنی راوی گوید: گمان می‌کنم گفت: پیغمبر ص به او دستور داد و او از آن آب نوشید. و در مقابل این نص اجتهاد جایز نیست، نگا: به تخریج حدیث در صفحه 68، سؤال 24.))
2 ـ نکته دومی که شیخ یادآور شد در مورد این جمله از کتاب بود که: (هر انسانی موج خاصی با نوسانات ویژه و مخصوص به خود دارد و این موج در همه اعضای انسان وجود دارد، چه در آب دهان، چه در عرق یا موها و یا در ناخن و یا خون آدمی). شیخ در مورد این موج و اینکه آیا به طریق علمی هم ثابت شده است، از من سؤال کرد؟ جواب دادم: این امواج در علم «الرادیونیک» اثبات شده است و در اروپا تدریس می‌شود و من شخصاً از طریق دستگاه «الفدیوباک» آن را یاد گرفته‌ام، شیخ گفت: چنانچه از این طریق علمی ثابت شده باشد، پس ستایش شایسته خدایی است که علم را به خدمت دین در آورده است.
سپس بعد از وفات شیخ بن باز : این کتاب را بر شیخ محمد بن عثیمین : عرضه کردم، این کار در اواخر عمر ایشان و زمانی انجام گرفت که به همراه جمعی دیگر از طلاب دو ماه کامل از آخر عمرش را در محضر ایشان بودیم. شیخ کتاب را تایید کرده و گفتند: «آنچه در این کتاب است ـ إن شاء الله ـ شفا خواهد بود پس آن را بکار گیر» .
سپس این کتاب را بر علامه شیخ عبدالله بـن سلیمان المنیع ـ حفظه الله ـ عرضه کردم، ایشان نیز ـ شکر خدا ـ روش اتهام برای شناسایی چشم زننده را شرعی دانسته و کتاب را تایید کردند. از آنجا که هیئت دائمی افتاء و مباحث علمی فتوایی مبنی بر تحریم القاء شخص چشم زننده به چشم خورده توسط شخص تعویذکننده صادر کرده  و آن را عملی شیطانی تلقی کرده بود(( - فتوای شماره 20361 در تاریخ 17/4/1419ه‍. با عبارت: (شناساندن تخیّلی چشم زننده به بیمار در اثنای قرائت قرآن و الهام این مسأله به او کاری شیطانی بود، و جایز نمی‌باشد، زیرا کمک به شیطان است چرا که شیطان است که در خیال مریض به صورت انسان چشم زننده در می‌آید. این عمل حرام بوده زیرا باعث دشمنی بین مردم و سبب گسترش ترس و وحشت در بین آنان خواهد شد و شخص را مشمول حکم آیه زیر می‌کند: ﴿ ‏ وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقاً ‏)(جن: آیه 6). مرداني از بشر به مرداني از جن پناه مي‌بردند، و آنها سبب افزايش گمراهي و طغيانشان مي‌شدند.))، و شیخ منیع عضو آن هیئت بوده و به فحوای فتوی آگاهتر، لذا دوست داشتم این شیوة مداوای موجود در کتاب را بر او عرضه کنم تا به این وسیله تفاوت شیوه کار بنده یعنی شناسایی چشم زننده از طریق شرعی با شیوه القاء چشم زننده از طریق خیال و پندار و هیپنوتیزم به شخص چشم خورده، آشکار شود و نیز خواستم تکلیف کسانی که در استفاده از این روش مردّد هستند، و نیز کسانی که از این روش استفاده می‌کنند، روشن شود، زیرا می‌خواستم این کتاب و این شیوه‌ی مداوا از نظر شرعی هیج نقص و خللی نداشته باشد، و الحمدالله چنین شد.
الحمد لله أولاً وآخراً وصلي الله علي نبينا محمد.
أولئك آبائي فجئنيِ بمثلهمْ	إذا جمعتنا يا جرير المجامعُ
ای جریر! اینان پدران من هستند [اگر راست می‌گویی و خود را رقیب من می‌دانی] در جلساتی که دور هم جمع می‌شویم تو نیز امثال اینها را بیاور. [منظور مؤالف اینکه: کتاب و شیوه کار من توسط این علما مورد تایید واقع شده و کسی که ادعای مخالفت با این شیوه را دارد حامیانی مثل اینها برای خود ذکر کند].
عبدالله السدحان، اول رمضان مبارك 1/9/1422ه‍.پيشگفتار
ستایش شایستة خدایی است که فرمود: ﴿‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ‏﴾. (يونس: 57).
«اي مردم! اندرزي از سوي پروردگارتان براي شما آمده است; و درماني براي آنچه در سينه‏هاست; (درماني براي دلهاي شما;) و هدايت و رحمتي است براي مؤمنان!».
و درود و سلام بر پیغمبر ما، محمد ص که فرمود: همانا خداوند هیچ دردی را ایجاد نکرد مگر اینکه درمانی برای آن قرار داد، بعضی [آن درمان را] می‌شناسند و برخی از آن بی‌خبرند، اما بعد: (( مسند امام احمد (4/278)))
اخیراً معالجه از طریق قرآن کریم رایج شده که بی‌شک کاری پسندیده است ولی آنچه باعث نگرانی و تأسف شدید می‌شود اینکه این کار بزرگ را بعضی از قاریان نادان به عهده گرفته‌اند، کسانی که هیچ بهره‌ای از علوم شرعی ندارند و کارشان جز یک تجارت پر سود و خوردن اموال مردم ـ به ناحق ـ چیز دیگری نیست. از طرف دیگر، بسیاری از مردم به پزشکی رایج روی آورده و مداوای شرعی را رها کرده‌اند، و همین امر باعث تألیف این کتاب شد: چرا که می‌دیدم مردم و خصوصاً قاریان که اهل توحید و یکتاپرستی هستند، در برابر بدعتها، طلسم‌ها و خرافات فراگیر صوفیه نیاز شدیدی به تصحیح عقایدشان دارند. علاوه بر این، بسیاری از پزشکان در معالجه بیماریها از جوانب ایمانی مسأله و نقش تعویذ صحیح شرعی غفلت می‌ورزند.
بنابراین لازم است از طریق وضع ضوابط و مقررات 