يما سواه، وهو شهر الصبر، والصبر ثوابه الجنة، وشهر المواساة، وشهر يزداد فيه رزق المؤمن، من فطر فيه صائماً كان مغفرة لذنوبه، وعتق رقبته من النار، وكان له مثل أجره من غير أن ينتقص من أجره شيء. قالوا : ليس كلنا نجد ما يفطر الصائم، فقال: يعطي الله هذا الثواب من فطر صائماً على تمرة أو شربة ماء أو مذقة لبن، وهو شهر أوله رحمة ، وأوسطه مغفرة، وآخره عتق من النار، من خفف عن مملوكه غفر الله له، وأعتقه من النار، فاستكثروا فيه من أربع خصال: خصلتين ترضون بهما ربكم ، وخصلتين لا غنى بكم عنهما: فأما الخصلتان اللتان ترضون بهما ربكم: فشهادة أن لا إله إلا الله، وتستغفرونه، وأما اللتان لا غنى بكم عنهما : فتسألون الله الجنة، وتعوذون به من النار، ومن أشبع فيه صائماً سقاه الله من حوضي شربةً لا يظمأ حتى يدخل الجنة».
يعني: سعيد ابن مسيب از سلمان (رضي الله عنه) روايت مي کند که او گفت: رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) در روز آخر ماه شعبان براي ما خطبه اي ايراد فرمودند و گفتند: « اي مردم، ماه بزرگي بر شما وارد خواهد شد، که ماه مبارکي است، و در آن شبي هست که از هزار ماه بهتر است، خداوند متعال روزه اين ماه را فرض کرده است، و قيام شب آن را سنت و مستحب قرار داده، هرکسي که در اين ماه با عمل نيکي به خدا تقرب جويد به مانند آنست که در غير ماه رمضان فريضه اي انجام داده باشد، و هرکس در آن فريضه اي انجام دهد به مانند آنست که هفتاد فرض را در غير رمضان انجام داده باشد. رمضان ماه صبر است و ثواب صبر نيز، بهشت است، و ماه همدردي و غمخواري است. ماهي است که در آن رزق مومن زياد مي گردد، هرکسي که در اين ماه روزه داري را افطار دهد اين عمل موجب آمرزش گناهانش مي شود، و از آتش جهنم رهايي مي يابد، و همانند اجر روزه دار نصيب وي مي شود بدون آنکه چيزي از ثواب او (روزه دار) کاسته شود».
صحابه گفتند: همه ما توان افطار دادن روزه دار را نداريم. فرمودند: « خداوند متعال اين ثواب را براي کسي که روزه داري را با يک خرما يا يک جرعه آب يا شير افطار دهد نيز، مي دهد و ماه رمضان ماهي است که اول آن رحمت، و وسط آن مغفرت، و آخرش رهايي از آتش جهنم است. هرکس که بر غلام و کنيز خود آسان بگيرد خداي متعال وي را مغفرت کرده و از آتش جهنم آزادش مي کند. پس در اين ماه بايد چهار خصلت را زياد انجام داد؛ دو خصلت که با آن پروردگارتان را خشنود کنيد، و دو خصلت ديگر که شما از آن بي نياز نيستيد: دو عملي که توسط آن خداي خود را راضي مي کنيد: شهادت دادن به لا اله الا الله، و استفغار و طلب آمرزش از اوست. دو عمل ديگري که از آن بي نياز نخواهيد شد: از خداي متعال بهشت را طلب کنيد، و از آتش جهنم به او پناه ببريد و هرکس در اين ماه روزه داري را سير کند خداي متعال وي را از حوضي سيراب مي گرداند که ديگر هيچ گاه تشنه نمي شود تا آنکه داخل بهشت گردد».
اين حديث ضعيف است، چنانکه از علماي هيئت دائمي افتاء در خصوص صحت يا ضعف اين حديث استفتاء مي شود و آنها مي گويند: «در سند اين حديث شخصي به نام "على بن زيد بن جدعان" وجود دارد که به دليل بدي حافظه اش، راوي ضعيفي است. همچنين در سند آن شخص ديگري به نام "يوسف بن زياد البصري" وجود دارد که او منکر الحديث است، و باز شخص ديگري به نام "همام بن يحيى بن دينار العودي" در سند آن وجود دارد که حافظ ابن حجر (رحمه الله) در کتاب "التقريب" در مورد وي گفته است: فرد ثقه اي است ولي گاهي دچار وهم و اشتباه مي شود.
با وجود اين: حديث با اين سند جزو احاديث دروغين نيست، اما حديث ضعيفي است، و البته فضايل رمضان بسيارند که توسط احاديث صحيح ديگر ثابت شده اند».
وبالله التوفيق ، وصلى الله على نبينا محمد وآله وصحبه وسلم"
شيخ عبد العزيز بن عبد الله بن باز ... شيخ عبد الرزاق عفيفي ... شيخ عبد الله بن غديان ... شيخ عبد الله بن قعود . "فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء" (10/84- 86).
همچنين علامه ناصرالدين الباني (رحمه الله) در کتاب " السلسلة الضعيفة و الموضوعة " به شماره (871) حديث سلمان را منکر دانسته است، سپس مي گويد: «سند اين حديث به خاطر وجود علي بن زيد بن جدعان ضعيف است. همانگونه که امام احمد و ديگران وي را ضعيف دانسته اند، و امام ابن خزيمه سبب ضعف وي را بيان کرده و گفته است: "به دليل سوء حفظش قابل احتجاج نيست" و براي همين است که وقتي ابن خزيمه اين حديث را روايت مي کند در ابتدا مي گويد: «اگر خبر صحيح باشد». " السلسلة الضعيفة و الموضوعة " (2 / 263).
همچنين ابن أبي حاتم در کتاب " العلل " (1 / 249) از پدرش نقل کرده که گفته است: «حديث منكر است».

2- از سلام بن سوار از مسلمه بن صلت از زهري از ابي سلمه از ابوهريره (رضي الله عنه) روايت شده است که گفت: رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: «أول شهر رمضان رحمة، وأوسطه مغفرة، وأخره عتق من النار».
يعني: «اول ماه رمضان رحمت، و وسط آن مغفرت و آخرش هم رهايي از آتش جهنم است».
اين حديث راعقيلي در کتاب "الضعفاء" (172) و خطيب بغدادي در کتاب "الموضح " (/ 77) و ابن عساكر در تاريخ (8 / 506 / 1) خود روايت کرده اند.
ولي اين حديث نيز، ضعيف است. چنانکه علامه الباني در " السلسلة الضعيفة و الموضوعة " به شماره (1569) حديث را منکر دانسته و مي گويد: «ابن عدي گفته: سلام بن سليمان بن سوار نزد من منکر الحديث است، و مسلمه نيز راوي معروفي نيست و ذهبي نيز همين را گفته است. ابوحاتم در مورد "مسلمه" گفته است: او متروک الحديث است»." السلسلة الضعيفة و الموضوعة " 4 / 70.

3- بيهقي از عبدالله بن أبي أوفى (رضي الله عنه) از پيامبر (صلي الله عليه وسلم) روايت کرده که فرمود: «نوم الصائم عبادة، وصمته تسبيح، ودعاؤه مستجاب، وعمله مضاعف». بيهقي در "شعب الإيمان" (3/1437).
يعني: خواب روزه دار عبادت است، و سکوتش تسبيح است، و دعايش مستجاب، و (اجر) کارش بيشتر است».
خود بيهقي اسناد اين حديث را ضعيف دانسته و گفته است: «معروف بن حسان (يکي از راويان حديث) ضعيف است، و سليمان بن عمرو نخعي (ديگر راوي حديث) نيز از او ضعيف تر است».
همچنين حافظ عراقي گفته: «سليمان نخعي يکي از دروغگويان است». ‏"تخريج إحياء علوم الدين" (1/310)‏.
همچنين امام مناوي در ‏"فيض القدير" (9293) ‏آن را ضعيف دانسته است.
همچنين علامه الباني (رحمه الله) در کتاب " السلسلة الضعيفة و الموضوعة " به شماره (4696) گفته: حديث ضعيف است.

4- از ابوهريره (رضي الله عنه) روايت شده که گفت: رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: «إذا كان أول ليلة من شهر رمضان نظر الله إلى خلقه، وإذا نظر الله إلى عبد لم يعذبه أبداً، ولله في كل يوم ألف ألف عتيق من النار، فإذا كانت ليلة تسع وعشرين أعتق الله فيها مثل جميع ما أعتق في الشهر كله..».
يعني: «هرگاه شب اول رمضان رسيد خداوند متعال به بندگانش نظر مي کند، و اگر خدا به يکي از بندگانش نظر کند تا ابد وي را عذاب نمي دهد، و در هر شب يک ميليون نفر را از آتش آزاد مي کند، هرگاه شب بيست و نهم رسيد به اندازه تمام کساني که در طول اين ماه از آتش آزاد کرده، از آن آزاد مي کند.». اين حديث دروغ و ساختگي است، و علامه الباني (رحمه الله) در کتاب: ‏"ضعيف الترغيب" (591) ‏و ‏"السلسلة الضعيفة" (5468) ‏آن را موضوع دانسته است.

5- از حسن بصري روايت شده است که گفت: « قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم): إن لله عز وجل في كل ليلة من رمضان ستمائة ألف ‏عتيق من النار، فإذا كان آخر ليلة أعتق الله بعدد من مضى». ‏‏
يعني: «رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: خداوند عزوجل در هر شبي از ماه رمضان ششصدهزار نفر را از آتش جهنم آزاد مي کند، و هرگاه شب آخر رسيد به اندازه تمام افراد آزاد شده در روزهاي گذشته، در آن شب آزاد مي کند».
علامه الباني اين حديث را در " ضعيف الترغيب " (598) ضعيف دانسته است.
و بيهقي در شعب الإيمان (3/1330) گفته است: حديث مرسل است.

6- از ابوسعيد خدري (رضي الله عنه) روايت شده است که پيامبر (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: « سيد الشهور رمضان وأعظمها حرمة ذو الحجة».
يعني: سرور ماههاي سال رمضان است، و حرمت ماه ذوالحجه از همه بيشتر است».
علامه الباني رحمه الله در "السلسلة الضعيفة" (3727) گفته است: حديث ضعيف است.
و حافظ ابن رجب (رحمه الله) در "لطائف المعارف" (469) گفته است: در اسناد آن ضعفي وجود دارد.

7- باز از ابوسعيد خدري (رضي الله عنه) روايت شده است که پيامبر (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: « شهر رمضان شهر أمتي ترمض فيه ذنوبهم، فإذا صامه عبد مسلم ولم يكذب ولم يغتب وفطره طيب، خرج من ذنوبه كما تخرج الحية من سلخها».
يعني: ماه رمضان ماه امت من است که گناهانشان را در آن مي سوزاند، هرگاه بنده مسلمان در آن ماه روزه گرفت و دروغ نگفت و غيبت نکرد و به خوبي (و با حلال) افطار کند، همانگونه که مار از پوستش بيرون مي آيد (او نيز) از گناهانش بيرون مي آيد».
علامه الباني (رحمه الله) در "السلسلة الضعيفة" (5400) گفته: حديث بسيار ضعيف است.

8- از عبدالله ابن عباس (رضي الله عنه) روايت شده است که گفت: « كان رسول الله - صلى الله عليه وسلم - إذا دخل شهر رمضان، أطلق كل أسير وأعطى كل سائل».
يعني: شيوه رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) اين بود که هرگاه ماه رمضان مي شد هر اسيرى را آزاد مي کرد و به هر سائل و گدايي عطائي مى‏داد.
علامه الباني (رحمه الله) در "تخريج مشكاة المصابيح" (1907) گفته است: اسناد آن بسيار ضعيف است.
همچنين امام سيوطي (رحمه الله) در "الجامع الصغير" (6679) مي گويد: حديث ضعيف است.
و هيثمي در "مجمع الزوائد" (3/153) گفته است: «فيه أبو بكر الهذلي وهو ضعيف». (در سند آن) شخصي به نام ابوبکر هذلي وجود دارد که ضعيف است.
و ابن قيسراني در "معرفة التذكرة" (111) گفته است: در سند آن شخصي به نام ابوبکر هذلي وجود دارد که متروک است.

9- و باز از ابن عباس (رضي الله عنه) روايت شده است که گفت: «كان النبي (صلى الله عليه وسلم) يصلي في شهر رمضان في غير جماعة بعشرين ركعة والوتر».
يعني: پيامبر (صلي الله عليه وسلم) در ماه رمضان بيست رکعت نماز و يک رکعت وتر را بدون جماعت مي خواند.
بيهقي در "السنن الكبرى" (2/496) در مورد آن گفته است: شخصي به نام أبو شيبة إبراهيم بن عثمان العبسي در سند حديث هست که ضعيف مي باشد.
و ابن عدي در "الكامل في الضعفاء" (1/391) گفته است: در سند آن ابوشيبه است که ضعيف مي باشد.
و ابن قيسراني در "ذخيرة الحفاظ "- (3/1788) گفته است: ابراهيم بن عثمان متروک الحديث است.
و علامه الباني در "السلسلة الضعيفة" (560) گفته است: حديث موضوع (دروغ) است.

10- از فيروز ديلمي روايت شده است که پيامبر (صلي الله عليه وسلم) فرمود: «يكون في رمضان صوت، قالوا: يا رسول الله، في أوله أو في وسطه أو في آخره؟ قال: لا، بل في النصف من رمضان، إذا كانت ليلة النصف ليلة الجمعة يكون صوت من السماء يصعق له سبعون ألفاً ، ويخرس له سبعون ألفاً ، ويعمى له سبعون ألفاً، ويصم له سبعون ألفاً ، قالوا: يا رسول الله فمن السالم؟ قال: من لزم بيته، وتعوذ بالسجود، وجهر بالتكبير لله، ثم يتبعه صوت آخر، فالصوت الأول صوت جبريل عليه السلام، والصوت الثاني صوت الشيطان، فالصوت في رمضان، والمعمعة في شوال، وتمييز القبائل في ذي القعدة، ويغار على الحاج في ذي الحجة، والمحرم وما المحرم؟ أوله بلاء على أمتي، وآخره فرج لأمتي ..». طبراني در "المعجم الکبير" (18/332) و ابن ابي عاصم در " الآحاد من المثاني " (5/143).
يعني: «در (آخر الزمان) در ماه رمضان صوتي مي آيد، گفتند: اي رسول خدا، در اول رمضان يا در وسط يا آخر آن؟ فرمود: هيچکدام، بلکه در نصف رمضان مي آيد؛ يعني، هرگاه شب نصف (رمضان) برابر شب جمعه شود صوتي از آسمان سرداده مي شود که به خاطر شدت صداي آن هفتاد هزار نفر بيهوش مي شوند، و هفتاد هزار نفر لال، و هفتاد هزار نفر کور، و هفتاد هزار نفر نيز کر مي شوند. گفتند: اي رسول خدا، پس چه کسي سالم مي ماند؟ فرمود: کسي که در خانه اش بماند، و به سجده بردن پناه ببرد، و با صداي بلند تکبير (الله اکبر) گويد. بعد از (صوت اولي) صوت ديگر مي آيد، صوت اول صوت جبرئيل (عليه السلام) است، و صوت دوم صوت شيطان است.
پس صوت در ماه رمضان است، و شدت پيکار و جنگ در ماه شوال است، و جدايي (و پيکار) قبائل در ماه ذي القعده است، و در ماه ذي الحجه بر حاجيان يورش مي برند، و اما محرم (آيا مي دانيد) محرم چه ماهي است؟ ماهي است که اول آن مصيبت و بلائي بر امتم، و آخر آن فرج و گشايش براي امتم است.
اما اين حديث بسيار ضعيف است و هيثمي در " مجمع الزوائد" گفته است: «طبراني آن را روايت کرده، و (در سند آن) شخصي به نام عبدالوهاب بن الضحک وجود دارد که او متروک است». مجمع الزوائد (7/310).
و ابن جوزي نيز اين حديث را از طريق طبراني 