 و بغض و عداوت در دل هاي آنان است. و اما در مورد عمار-رضی الله عنه-، حديث كاملي كه حضرت عكرمه -رضی الله عنه- از ابن عباس -رضی الله عنهما- و او نيز از حضرت ابو سعيد-رضی الله عنه- روايت كرده، چنين است : 

قال رسول الله -صلی الله عليه وسلم-  (ويح عمار تقتله الفئة الباغية يدعوهم إلى الجنة ويدعونه إلى النار)[1]. عمار هنگامي كه يك گروه باغي را به سوي بهشت دعوت مي دهد، آنها او را به سوي جهنم مي خوانند. و بالاخره توسط همين گروه باغي عمار شهيد مي شود و اين مصيبت بر وي خواهد بود. در صفحات قبل اشاره كرديم كه حضرت علي -رضی الله عنه- براي ارشاد و راهنمايي (خوارج) – كه آن وقت هنوز در قالب هواداران حضرت علي -رضی الله عنه- در سپاهش بودند حضرت عمار-رضی الله عنه- را فرستاد و هنگامي كه آنان در جنگ (جمل) به حضرت أم المؤمنين عايشه صديقه –رضي الله عنها– فحش و ناسزا گفتند، حضرت عمار-رضی الله عنه- بود كه در مقابلشان ايستاد و آنان را از اين كار بازداشت و ايشان را راهنمايي كرد، اما آنان امتناع مي ورزيدند. پس اين مطلب ثابت شد كه حضرت عمار -رضی الله عنه- از سوي حضرت علي -رضی الله عنه- براي راهنمايي اين گروه مامور شد. 

حال نگاهي ديگر به حديث رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- . 
پيامبر -صلی الله عليه وسلم- فرمود: گروهي كه از ابتدا مخالفان دين هستند و تو براي ارشاد و راهنمايشان مي روي، تو را خواهند كشت. خوب حالا با تطبيق اين حديث با عمل حضرت عمار -رضی الله عنه- در روز جمل و صفين، به راحتي گروه (باغي) مشخص خواهد شد. آري! همان افرادي كه منافقانه خود را در سپاه حضرت علي -رضی الله عنه- مخفي كرده بودند و پس از صلح حضرت علي و معاويه –رضي الله عنهما– از سپاه حضرت علي -رضی الله عنه- خارج شده و در مقابلش موضع گرفتند، گروه باغي هستند. پس بسيار روشن وآشكار است كه گروه باغي همان خوارج هستند و آنها بودند كه با نقشه اي حساب شده حضرت عمار -رضی الله عنه- را به قتل رساندند. همچنين عملكرد حضرت امير المومنين -رضی الله عنه- را بعد از جنگ و سخنانش در مورد معاويه، اين نكته را ثابت مي كند كه به هيچ وجه گروه معاويه قاتل حضرت عمار -رضی الله عنه- نبوده اند وگرنه حضرت علي -رضی الله عنه- با آن قدرتي كه در آن روزها به دست آورده بود با آنها مقابله مي كرد و انتقام حضرت عمار را مي گرفت، اما ما ديديم كه اين اين كار را با خوارج در (نهروان) انجام داد. اين بود حقايقي از اين صحنه هاي تاريخي و موضع و ديدگاه مسلمانان و وظيفه آنها در قبال اين گونه اختلافات اميدوارم كه اين مختصر بتواند راهنمايي براي حقيقت جويان بوده باشد و به مثابه نوري باشد در ظلمتكده اي كه خيانتكاران تاريخ ايجاد كرده اند ﴿قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا﴾ 
﴿وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ﴾

سنندج – ايوب گنجي
 زمستان 82
--------------------------------------------------------------------------------
[1] گزيده صحيح بخاري ، حديث 274.فهرست منابع و مآخذ

1-  أسد الغابة في معرفة الصحابة، عزالدين ابن اثير، 6 ج، دار الفكر. 
2-  البداية والنهاية، ابن كثير دمشقي، 14 ج، دار التقوي. 
3-  أحكام الرجال من ميزان الاعتدال في نقد الرجال، شمس الدين ذهبي. 
4-  أعيان الشيعه، سيد محسن الامين، دارالتعاريف بيروت.
5-  الطبقات الكبري، محمد بن سعد واقدي، دار صادر، بيروت.
6-  حياة الصحابة، محمد يوسف كاندهلوي، 4 ج، دار احياء التراث العربي.
7-  رجال حول الرسول، خالد محمد خالد، دار الفكر. 
8-  رجال مبشرون بالجنة، أحمد خليل جمعه، دار ابن كثير.
9-  روح المعاني، علامه آلوسي، 3 ج، دار احياء التراث العربي. 
10-  سنن الترمذي، ابو عيسي ترمذي، دار الفكر.
11-  سير أعلام النبلاء، شمس الدين ذهبي، 2 ج، دار الفكر.
12-  سيرة الخلفاء، جلال الدين سيوطي ، دارالفكر . 
13-  صحيح البخاري، امام محمد بن اسماعيل بخاري، دار الارقم. 
14-  صحيح مسلم، امام نيشابوري، دار احياء التراث العربي. 
15-  صور من حياة الصحابة، رافت باشا، دار الفكر. 
16-  عصر الصحابة، عبدالمنعم الهاشمي، دار ابن كثير. 
17-  مختارات من ادب العرب، سيد ابوالحسن ندوي، دار ابن كثير. 
18-  مشكاة المصابيح، خطيب تبريزي، 2 ج، دار الكتب العربي. 
19- پرده برداري از صحنه قتلي مرموز، محمد اسحاق صديقي، مطبوعات سنن نبوي، كراچي. 
20-  تاريخ اسلام، پژوهش دانشگاه كمبريج، احمد آرام، امير كبير. 
21-  تفسير نور، مصطفي خرمدل، احسان. 
22-  گزيده صحيح بخاري، حسين بن مبارك زبيدي، نذير احمد اسلامي، فاروق اعظم. 
23-  خيانت در گزارش تاريخ، مصطفي حسيني طباطبايي، چاپخش. 
24- زندگاني خلفاي راشدين، عبدالشكور لكنوي، محمد يوسف حسين پور، فاروق اعظم. 
25-  مصائب صحابه، سيد نور الدين بخاري، عبدالرحمن سربازي، صديقي. 
26-  عمار ياسر، جواد محدثي، دفتر سازمان تبليغات اسلامي حوزه علميه قم. 
27-  مقام صحابه، محمد شفيع عثماني، عبدالرحمن سربازي فاروق اعظم. 
28-  مكتوبات حضرت مجدد الف ثاني، شيخ احمد فاروقي سرهندي، 3 ج، صديقي. طرحهای دشمنان اسلام

از همان روزهای ظهور اسلام و ابتدای دعوت رسول اکرم -صلی الله عليه وسلم- دشمنان اسلام تمام سعی و تلاششان را برای نابودی و از نطفه خفه کردن و خشکانيدن ريشه های اين درخت پر ثمر به کار گرفته و برای اجرای اين طرح سرمايه گذاری های هنگفتی کردند. تصميم به ترور و قتل حضرت رسول الله -صلی الله عليه وسلم- اذيّت و آزار جسمی و روحی آن حضرت و يارانش شکنجه های بسيار سخت و جانسوز اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم-، اخراج از ديار و سرزمين مادری و غارت اموال مسلمانان همه و همه نمونه هايي از فشارهای دشمنان اسلام برای نابودی و از بين بردن اين مکتب انسان ساز می باشد و نشان می دهد که از هيچ تلاشی در اين راه دريغ نورزيده اند. با انتشار اسلام در خارج از مرزهای عربستان اين کينه و عداوت نيز چند برابر شده و طراحان و برنامه ريزان ضد اسلام نيز در خارج از مرزهای عربستان به تکاپو پرداختند و دقيقاً همانند امروز ( امريکا ) و(انگليس ) و ديگر کشور های کفر شبانه روز در فکر نابودی اسلام و منحرف کردن نيروهای جوان مسلمان هستند آن روزها هم بسياری از يهوديان ومسيحيان و مشرکان همّ و غمّشان از بين بردن اسلام بود البته اين امری طبيعی است چرا که اسلام حق بود و آنان باطل، و باطل هميشه از طبيعی گريزان و ناخشنود است. مکتب های ديگر نگاهی متفاوت به انسان و جهان داشتند اما اسلام با نگاهی نو و تازه به اين قضيه می نگريست. آنها رفاه و آسايش را مخصوص قشری از جامعه می دانستند اما اسلام مساوات و برابری را شعار می داد و رفاه و آسايش را برای تمام اقشار جامعه می دانست. آنها بين سياه و سفيد و نژادهای مختلف فرق قائل بودند اما اسلام همه را با يک ديد می نگريست و معيار برتری را تقوی و ترس از خدا می دانست. آنها عقيده داشتند که بايد جمع کثيری بردگی وبدبختی و رنج و مشقت را تحمل کنند تا شاهان و شاهزادگان و درباريان راحت بخوابند و به عيش و نوش و شهواتر