ناهکار شدند
		همه در چشم خلق خوار شدند

تا که شد زين ملامت‌انگيزان
		خون درويش و پاکرو ريزان

گشت کار طريقت آشفته
		شد جهان از مجردان رفته

از مسافر ادب نمي‌جويد
		و نيک از دربدر نمي‌پويند

زين کچول و کچل سري چندند
		که به ريش جهان همي‌ خندند

رندو رقاص و مارگير همه
		زرق ساز و زنخ‌پذير همه

در اندر کلاه خود دوزند
		خلق را ترک همت آموزند

تنها اوحدي مراغه‌اي نيست که بر مذهب تصوف مي‌تازد بلکه همه دلسوزان اهل سنت از جمله مولوي، حافظ، سعدي، جامي و همگي علماي اهل سنت آن زمان و قرن‌ها قبل از آنها بزرگاني همچون امام محمد غزالي در ايها الولد و احياء علوم‌الدين جلد سوم صفحه 850 و سنايي غزنوي و... بر عليه اين مذهب کوشيده‌اند و به علت طولاني بودن بحث در اين زمينه از آن صرف نظر مي‌کنم. 
......................................
(1) تاريخ گزيده 2- پيدايش دولت صفوي ميشل، م مزاوي 3- تاريخ ايران آشتياني 4- عصر ايلخانان منوچهر مرتضوي.
(2) وآية الله برقعي رحمة الله عليه اين كتاب مختصر را به فارسي به نام (رهنمود سنت در رد اهل بدعت) ترجمه نموده است.ميتوانيد ان را در سايت اهل سنت دريافت كنيد www.ahlesonnat.net  تصحيح كننده.
(3) جام جم، چاپ ارمغان، بکوشش وحيد دستگيري، ص 320 به بعد. 1- وحدت وجودي‌ها از پيروان حسين‌بن منصور حلاج و محيي‌الدين ابن عربي اندلسي که او را پيغمبر تصوف مي‌نامند، به سبب آنکه وي تصوف را با فلسفه درهم آميخت، و آنرا به صورت يک نظريه به مکتب فلسفي تبديل کرد. وي در سال 638 ه‍. ق در دمشق مٌرد و علماي اهل سنت از هر چهار مشرب فقهي فتوي ارتداد او را صادر کردند. 
اين عقيده مشتمل بر برتري خاتم اوليا بر خاتم النبين – سقوط تکليف - رد دين واحد – ايمان فرعون و شيطان و... مي‌باشد. 
2- عشاق: بايد ترک دنيا کرد و بفکر و رياضت مشغول شد و بشوق و محبت و عشق به معبود در کار ايستاد تا مستعد علوم غيبيه گرديد. 
نوريه: حجاب دو تا است نوري و ناري. نوري آن است که مشغول صفات خوب چون توکل و شوق و تسليم و مراقبت و انس و وجد و حالت بود. ناري: بايد مشغول: افعال شيطاني همچون فسق و فجور و حرص و شهوت و امثال آن بود. 
4- واصليه شاخه‌اي از وحدت وجودي‌ها: معتقد بودند وقتي شخص معرفت حق را حاصل مي‌کند کليه واجبات از او ساقط مي‌شود و حرمات بر او حلال مي‌شود. 
5- عده‌اي معتقد بودند که اعتبار به نظر و استدلال نباشد و ممارست علوم و درس و نظر و کسب علم حرام است و معرفت حق تنها با مجاهده و تلقين شيخ حاصل مي‌شود. 
6- فرقه ششم مردمي شکم‌خواره بودند که نه علم داشتند نه دين به اطراف عالم مي‌گرديدند و از بهر لقمه‌يي هميشه طالب طعام و رقص بودند. 
7- دسته‌هايي بسيار کم هم بودند که با رعايت دقيق موازين شرعي به سير و سلوک مي‌پرداختند از اين دسته بودند پيروان عمر سهرودي و علاءالدولة سمناني که امروزه اثري از پيروان آنها وجود ندارد. تجديد قدرت اسلام در عهد ايلخانان از دوره سلطنت غازان‌خان محمد (از 694 تا 703 ه‍. ق) آغاز شد. وي تحت تأثير امير نوروز که در مدت امارت او در خراسان پيشکاري و سرداري وي را برعهده داشت و خصوصاً بر اثر ارشاد صدرالدين ابراهيم بن شيخ سعدالدين حموي جويني که غالباً ملازم وي بود، متمايل بدين اسلام گرديد. در اوايل شعبان 694 ه‍. ق غازان‌خان مسلمان شد. در ذي‌الحجه سال 694 ه‍. ق ايلخاني به ايران رسيد. نخستين کار او تشديد مباني اسلام و رسمي کردن آن در ممالک ايلخاني بود، بدين ترتيب دين اسلام که از اوان تسلط مغول بر ايران تا آن موقع از رسميت افتاده بود و بصورت يکي از اديان مجاز در رديف دين‌هاي بودايي و مسيحي و يهودي درآمده بود، از آن حال خارج شد. زيرا با نخستين فرمان غازان‌خان همه مغولان در سراسر ايران با رغبت به اسلام گرويدند. اسلام غازان‌خان فوايد بزرگي براي ايرانيان داشت از جمله: 
1- اهميت ديني: اسلام از خطر برافتادن در ايران نجات يافت، زيرا هنوز تا آن زمان بت‌پرستي در ميان مغول رواج بسيار داشت و بتخانه‌هاي متعددي در ايران وجود داشت و بخشيان (روحانيان بودايي) بوفور در ايران زندگي مي‌کردند. طبق دستور غازان‌خان آنها يا بايد مسلمان مي‌شدند يا ايران را ترک مي‌کردند. وي همچنين دستور داد بتخانه‌ها و آتشکده‌ها و ديگر معابد که در سرزمين ايران با زور ساخته شده بودند خراب شوند. 
2- بعد اجتماعي: ايرانيان بعد از آن توانستند با آداب و رسوم اسلامي زندگي کنند و مجبور به رعايت قوانين مغول نشوند. مانند وصول ماليات – حمام نرفتن از ظلم و تعدي و تجاوز روزمره مغول‌ها نجات يابند و از مصادره اموال و ماليات گزافي که رؤساي ديوان‌ها از آنها مي‌گرفتند آسوده شوند. 
3- بعد آباداني: ترميم خرابي‌ها – ساختن مدارس – مساجد – خانقاه‌ها – کتابخانه‌ها و ديگر کارهاي عمراني و گسترش دوباره علم در ايران. 
4- جهت سياسي: و آنهم قطع ارتباط با مغولان غير مسلمان که به استقلال ايران از مغول و روي کار آمدن حکومت ايلخانان مسلمان شد. 
حاکمان مغولي از اين زمان به بعد خلق و خوي اسلامي مي‌گيرند و تدريجاً خوي مغولي خود را کنار مي‌گذارند. 
در دوران از بين رفتن حکومت اسلامي در ايران و انقراض خلافت بغداد يکي از معجزات الهي روي داد. خداوند -جل جلاله- مي‌فرمايد: 
﴿وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾ (الصف: 8).
«خداوند نور (آيين) خود را کامل مي‌گرداند، هر چند که کافران دوست نداشته باشند».
حملات مسيحيان و مغولان به جهان اسلام و اشغال قسمت بسيار بزرگي از وطن اسلامي توسط آنها نه تنها باعث نابودي اسلام نگشت بلکه حتي خود وسيله‌اي شد تا ملت‌هايشان با اسلام آشنا شوند و اين مسئله باعث گرويدن بسياري از آنها به اسلام شد. چنان که ترکستان که شامل آسياي مرکزي و استان سين کيانگ چين امروز مي‌باشد به اسلام گرويد. همچنين اسلام در ديگر مناطق تحت کنترل مغول مانند چين منتشر شد. آرنولد توين بي در تاريخ تمدن صفحات 561 تا 519 مي‌نويسد: قلمرو اسلام در زماني گسترش يافت که وحدت دولت اسلامي در حال پاشيدگي بود. همين مسئله ثابت کرد که اسلام بدون کمک يک دولت متحد باقي مي‌ماند و گسترش هم مي‌يابد. اين عدم قدرت مرکزي يک دولت متحد باعث گرايش توده‌‌اي به اسلام در ميان اتباع غير مسلمان دولت‌هاي جانشين متحد اسلامي شد. انگيزه اين کار اين بود که اکثريت غير مسلمان در پناه حکومت اسلامي در پناه اسلام بودند. وقتي حکومت متحد زوال يافت مردم براي يافتن پناهگاه مناسب به اسلام روي آوردند. 
نبايد فراموش کنيم که در جنگ عين جالوت نابودي دنياي اسلام به اندازه يک تار موي سر بود اگر مماليک شکست مي‌خوردند آنچنان که توين بي‌ نيز به اين مسئله اشاره مي‌کند کل دنياي اسلام بين مغول و مسيحيان تقسيم مي‌شد. براي گسترش اسلام خاندان‌هاي بسياري تا آنجا که توانسته‌اند نقش ايفا کردند براي زنده نگه داشتن ياد و خاطره آنها در زير به چند تا از آنها خلاصه‌وار اشاره مي‌شود. 
1- افتخاريان: اصلشان افتخارالدين محمد 