کري بود، از نسل حضرت ابوبکر صديق -رضی الله عنه-، او مردي دانشمند و متقي بود. پيش امام سعيدمحمدبن يحيي نيشابوري تحصيل کرد. از احفاد او ملک سعيد افتخارالدين محمدبن ابي‌نصر در عهد دولت مغول بزرگترين اکابر قزوين شد. ملکي عادل و عاقل و صاحب حزم و رأي بود و در تدبير امور ديواني زبانزد بود. منگوقاآن و برادران و عم‌زادگان و خويشاوندان پيش او تعليم کردند. وي برادراني داشت که هر يک در جايي حاکم بود از جمله: 
ملک سعيد امام الدين يحيي حاکم قزوين و بعدها عراق عجم شد. 
عمادالدين محمود حاکم مازندران. 
رضي‌الدين بابا حاکم دياربکر و رکن‌الدين احمد گرجستان. 
اين خاندان با مرگ ملک سعيد در ربيع‌الاول سال 700 ه‍. ق در بغداد از اهميت افتاد. 
2- خاندان نظام‌الملک: خدمات بي‌شمار اين خاندان در گسترش اسلام و علم بر همگان معلوم است. از اين خاندان خيرات و مبرات بسيار از قبيل مساجد و مدارس و رباطات بر جاي ماند. همه افراد اين خاندان مردمي فاضل و کاتب و پروراننده شاعران و نويسندگان و دوستداران فقها و عرفا بوده و آنان را بروايت و وظايف دلخوش مي‌داشته‌اند. 
3- آل برهان يا بني‌مازه: از خاندان‌هاي بزرگ بخارا بوده و رياست حنفيان ماوراءالنهر را بعهده داشته‌اند. امام برهان‌الدين عبدالعزيز بن مازه بخاري پسرش امام شهيد حسام‌الدين عمر بن عبدالعزيز که در جنگ قطوان بين سلطان سنجر سلجوقي و بت‌پرستان در سال 536 ه‍. ق به شهادت رسيد و تاج الاسلام احمدبن عبدالعزيز بن مازه برادرش ناظر بر اعمال اتمتکين حاکم بخارا و برادرزاده‌اش محمدبن عبدالعزيز ملقب به صدر جهان ممدوح سعدي شيرازي – صدرالصدور جهان برهان‌الدين عبدالعزيز عمربن عبدالعزيز – برهان‌الدين محمودبن احمدبن عبدالعزيز صاحب کتاب ذخيره الفتاوي مشهور به ذخيره البرهانيه – امام برهان‌الدين محمودبن احمد معروف به صدر جهان شش هزار فقيه در کنف حمايت او زندگي مي‌کردند – عمربن مسعود استاد عوفي از برجسته‌ترين افراد اين خاندان بوده‌اند. بازماندگان اين خاندان تا اواخر قرن هفتم ه‍. ق در بخارا راه و رسم اجداد خود را در رعايت حال علماء و ترويج علم ادامه دادند. 
درباره اين خاندان لباب الالباب محمد قزويني و حواشي چهار مقاله نظامي عروضي مفيد است. 
4- آل خجند: رجال اين طايفه از جمله رؤساي مذهبي بودند که بر اثر اهميت شهرتي که بدست آوردند مصدر امور مختلف در اصفهان شدند. درگاه آنان مکان رجال دانشمند و شاعر گرديده بود، و رياست شافعيان اصفهان را برعهده داشتند. امام ابوبکر محمدبن ثابت الخفيدي فاضل و بليغ مشهور مرو از اين خاندان بود که خواجه نظام‌الملک شهيد او را براي تدريس در نظاميه اصفهان بدان شهر مي‌برد و او در آنجا مي‌ماند خاندانش در آن شهر به شهرت مي‌رسند. تا قتل‌عام اصفهان بدست مغول در سال 633 ه‍. ق افراد اين خاندان به روش اجداد خود به فعاليت ادامه دادند. 
5- آل صاعد اصفهان: اين خاندان رياست حنفيان شهر اصفهان را بعهده داشتند. اصل آن از نيشابور بود. از صاعديان نيشابور که از خاندان‌هاي معروف علمي آن سامان بوده‌اند، منشعب شده‌اند. از بزرگان اين خاندان که مورد مدح شعراي بزرگي مانند جمال‌الدين محمدبن عبدالرزاق اصفهاني قرار گرفته‌اند، عبارتند از: خواجه جمال‌الدين صاعدبن مسعود و خواجه رکن‌الدين و خواجه قوام‌الدين و خواجه صدرالدين بن قوام الدين و خواجه نظام‌الدين ابوالعلا. فعاليت اين خاندان تا قتل‌عام اصفهان در سال 633 ه‍. ق ادامه داشت. 
6- خاندان رضي‌الدين وراميني: از خاندان‌هاي مشهور عراق بود. مؤسس اين خاندان رضي‌الدين ابوسعد وراميني از مردان ثروتمند و مشهور بود. وي در حرمين آبادي‌هاي بسيار کرده و بهمين سبب معمار الحرمين لقب يافته بود. پسران و نوادگان او نيز بسبب رياست و آباداني‌ها و ايجاد مدارس و مساجد و موقافات شهرت بسيار داشتند. از ميان آنها فخرالدين بن احمدبن ابي‌سعد وراميني منصب وزارت طغرل بن ارسلان آخرين پادشاه سلجوقي را عهده‌دار بوده است. 
از مداحان اين خاندان قوامي رازي شاعر مشهور است. لباب الالباب عوفي و تاريخ بيهقي در مورد اين خاندان از منابع دسته اول مي‌باشند. 
7- خاندان جويني: نخستين خاندان مشهور ايراني که در قسمت بزرگي از دوره ايلخانان در حل و عقد امور کشور مؤثر بوده است، خاندان بهاءالدين محمد جويني صاحب ديوان است. دائي بهاءالدين محمد بنام منتجب‌الدين بديع کاتب جويني صاحب عَتَبهُ الکَتَبه دبيري سلطان سنجر سلجوقي را برعهده داشت. پدر بهاءالدين شمس‌الدين محمدبن محمدصاحب ديوان استيفاي سلطان محمد خوارزمشاه و پسرش سلطان جلال‌الدين مينکبرني بود. بهاءالدين بعد از زوال دولت خوارزمشاهي در خدمت حاکمان مغول که مأمور ايران مي‌شدند، درآمد. نخستين بار در سال 631 ه‍. ق در عهد حکومت جنتمور صاحب ديواني خراسان و مازندران را يافت و چندي بعد جنتمور او را همراه گوگوز برسالت نزد اگتاي‌قاآن فرستاد. خان مغول بهاءالدين محمد را مورد اکرام و انعام قرار داد و صاحب ديواني ممالک را بدو ارزاني داشت. از اين پس بهاءالدين همواره در خدمت حاکمان مغولي باحترام و اعتبار با مرتبه صاحب ديواني ممالک تابع مغول در ايران بسر مي‌برد. وي در سال 651 ه‍. ق در اصفهان درگذشت. دو پسر معروف او شمس‌الدين صاحب ديوان و عطاملک صاحب کتاب جهانگشا بعد از پدر بمراتب عالي سياسي رسيدند. برادر بزرگتر شمس‌الدين از سال 661 تا سال 683 که شهيد شد. در عهد هولاکوخان – آباقا – سلطان احمد تکودار بوزارت و حل و عقد ممالک تابع ايلخانان يعني ايران و روم و قسمتي از هند و شام اشتغال داشت. در عهد آباقا 663-680 ه‍. ق شمس‌الدين دومين شخص کشور پهناور وي محسوب مي‌شد. وي از قدرت و نفوذ خويش براي ترميم خرابي‌هاي مملکت استفاده مي‌کرد. شمس‌الدين در سال 683 ه‍. ق ماه شعبان در نزديکي اهر بدستور ارغون‌خان شهيد شد. چهار پسرش يحيي – فرج‌الله – مسعود و اتابک – نواده‌اش علي پسر خواجه بهاءالدين و برادرزاده‌اش منصوربن عطاملک را در سال 688 ه‍. ق و خواجه هارون را در سال 685 به شهادت رساندند. عطاملک جويني به حکومت عراق منصوب شد وي طوري عراق را آبادان کرد که حتي آبادتر از عهد عباسيان بود. عطاملک در سال 681 وفات نمود. 
اين خاندان پناهگاه علماء و دانشمندان بود. کمک‌هاي شايان آنها به فضلا و شعرا باعث رونق دوباره علم در ايران شد. بدون شک دانشمندپروري اين خاندان يکي از اساسي‌ترين گرايش مغول به اسلام بود. بعد از شهادت شمس‌الدين محمد مرثيه‌هاي سوزناک در سوگش سروده شد. اين خاندان با گردآوري فضلا و دانشمندان باعث پيوند بين دانشمندان قبل و بعد از مغول شدند. آثار فعاليت آنها در قرن هشتم خود را نشان داد. 1- هولاکوخان نوه چنگيز	651-663
2- آباقاخان 	663-680 ه‍. ق 
3- سلطان احمد تگودار	681-683 ه‍. ق 
4- ارغون‌خان	683-690 ه‍. ق 
5- گيخاتو	690-694 ه‍. ق 
6- بايدو	694 ه‍. ق 
7- غازان‌‌خان بن ارغون	694-703 ه‍. ق 
8- الجايتو خدابنده