‌داد كه در سايه‌ي نصوص كتاب و سنت و بيرون از دايره‌ي مذهبي معين، در راستاي دسترسي به حقيقت احكام، فعاليت كند. البته عده‌اي از علما و احياگران سنت، براي شكستن قلاده‌هاي مذهبي و تعصب‌هاي خشك و كور، همت گماشتند. از اين عالمان كه بيشتر در سده‌هاي هفتم و هشتم هجري بوده‌اند، مي‌توان به شيخ‌الاسلام ابن‌تيميه و شاگردش ابن‌قيم، اشاره كرد. در قرن دوازدهم هجري نيز محدث و فقيه هندوستان، شاه ولي‌الله دهلوي، در ادامه‌ي اين فعاليت بنيادين، با نوشتن كتاب حجة الله البالغة، روحي تازه در فقه دميد و به احياي فقه سنت، به جاي فقه مذهب، پرداخت.
كتاب پيش رويتان كه بخشي از كتاب حجة الله البالغة نيز مي‌باشد، تلاش خجسته‌ي امام دهلوي در همين راستا است. اين كتاب، آن‌گونه كه از نامش پيدا است، به شرح اسباب اختلاف و هم‌چنين بيان وظيفه‌ي فراروي ما در قبال ميراث فقهي پيشينيان مي‌پردازد؛ بدين ترتيب كه نشايد افسارگسيخته، غيرمتعهدانه و بدون رعايت اصول و زيرساخت‌هاي اساسي اجتهاد، به گزينش ديدگاه فقهي مطلوب خود بپردازيم و نيز نبايد در برابر نص صريح سنت نبوي، بر رأي فقهي امام مشخصي، تعصب نشان دهيم؛ بلكه بايد همانند نيكان گذشته بكوشيم تا با اشتياق تمام، حقيقت را به‌طور مستقيم از سنت پيامبر معصوم(ص) برگيريم.
مترجم محترم، كوشيده تا با قلم روانش، مطالب كتاب دهلوي رحمه‌الله را به فارسي برگرداند و در اختيار خوانندگان عزيز قرار دهد؛ از خداي متعال، توفيق ايشان و تمام دعوت‌گران و دانش‌پژوهان مسلمان را مسألت داريم.
سبحانك اللهم و بحمدك أشهد أن لا إله إلا أنت أستغفرك و أتوب إليك
حبيب‌الله ضيائيإنّ الحمدَ للهِ نحمَدُهُ و نستعينُهُ و نستغفرُهُ و نعوذ باللهِ مِنْ شرور أنفسِنا و سيئاتِ أعمالِنا مَن يهدِهِ اللهُ فلاَ مُضِلَّ لَهُ وَ مَن يُضْلِلْ فلا هاديَ لَهُ و أشهدُ أن لا إله إلاّ اللهُ وحده لا شريكَ لهُ وأشهدُ أنَّ محمّداً عبدُهُ و رسولُهُ
خداوند متعال مي‌فرمايد: يَا أَيُّها الَّذين ءَ‌امَنُوا اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ ولاَ تَمُوتُنَّ إلاّ و أنتُم مُسلِمونَ [آل عمران ـ 102] ترجمه: «اي اهل ايمان! آن‌چنان كه بايد و شايد، از خدا بترسيد و شما (همواره سعي كنيد، غفلت نكنيد تا اگر مرگتان به ناگاه فرا‌‌رسد،) نميريد مگر كه مسلمان باشيد.»
يَا أَيُّها النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِنْ نَفْسٍ وَاِحَدةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كثيراً و نِسَاءً وَ اتَّقُوا الله الَّذي تَسَاءَ‌لُونَ بِهِ وَ الأَرْحَامَ إنَّ اللهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (نساء-1) ترجمه: «اي مردم! از(خشم و عذاب) پروردگارتان بترسيد؛ پروردگاري كه شما را از يك انسان آفريد و همسرش را از نوع او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان زيادي (بر‌روي زمين) منتشر ساخت. و از (خشم و عذاب) خدايي بترسيد كه همديگر را به او سوگند مي‌دهيد و بپرهيزيد از اين‌كه پيوند خويشاوندي را ناديده بگيريد. همانا خداوند، مراقب شما است.»
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ء‌َ‌امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيدًا* يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَن يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب ـ70و 71)يعني:«اي مؤمنان! از خدا بترسيد و سخن حق و درست بگوييد(كه در نتيجه) خداوند، اعمالتان را شايسته مي‌گرداند و گناهانتان را مي‌آمرزد و هر كس كه از خدا و پيامبرش، اطاعت كند، قطعاً به كاميابي بزرگي مي‌رسد.»
بي‌گمان تعصب مذهبي، از بزرگ‌ترين بيماري‌هايي است كه پديدار گشته و همواره فراروي اين امت قرار گرفته و بر جنبه‌ها و سطوح مختلف، اثر گذاشته است. تعصب و سرسختي بي‌جا و پيامدهاي آن در سطحي مي‌باشد كه بر واقعيت و برآيند اين امت در دو جنبه‌ي مهم و اساسي، اثر نهاده است:
(جنبه‌ي نخست): كنار گذاردن پژوهش‌هاي قرآني و مطالعات سنت‌شناسي و بستن باب اجتهاد: تعصب مذهبي (و پافشاري نابجا بر حصار مذهب، بدون نظرداشت داده‌هاي كتاب و سنت) باعث شكل‌گيري گونه‌هاي مختلفي از قيود و بندها شده كه هيچ دليلي بر درستي آن‌ها از سوي خداي متعال نازل نشده است. از مهم‌ترين و بارزترين اين قيدهاي بي‌اساس مي‌توان اشاره كرد به اين گفته كه: (دين، همان مذهب است و هيچ تفاوتي، ميان دين و مذهب وجود ندارد.) نتيجه‌ي چنين پنداري، اين شده كه مي‌گويند: (خروج از مذهب، درست و روا نيست!) از همين پندار (خام و نادرست) فتواها و اصول سخت ونادرستي، پديد آمده كه كار شومش را در تخريب انديشه‌ها و روان توده‌ي امت اسلامي در جاهايي كه اين بيماري، گسترش يافته، عملي ساخته است. چنان‌چه هر آن كس كه از مذهبي جدا شود و مذهب ديگري برگزيند، مورد سرزنش قرار مي‌گيرد. علاوه بر اين، عزت نفس و توان علمي افراد زير سؤال مي‌رود كه فلاني، كيست و چيست كه دنبال دليل مي‌گردد و كتاب و سنت را بررسي مي‌كند؟!!
ترديدي نيست كه اين تعصب‌ها و پندارها، تقليد بسته و كوركورانه در تمام سطوح را به دنبال دارد و سبب عقب‌ماندگي و عدم پيش‌رفت مي‌گردد و هم‌چنين باعث بريدگي و دوري امت از پيوند با وحي مبارك و خجسته‌اي مي‌شود كه به عنوان كتاب و سنت، اصل و مايه‌ي تمام خوبي‌ها است و منبع فقه و (قرائت‌هاي مذهبي) و اساس و پايه‌ي همه‌ي فضايل مي‌باشد.
(جنبه‌ي دوم): از ميان رفتن وحدت و يك‌پارچگي اسلامي: كشمكش، درگيري و كينه‌ورزي، مهم‌ترين مشخصه‌هاي جوامعي است كه اشاره كرديم [و در آن‌ فضاي بسته‌ي تقليد و تعصب بر يك مذهب و منحصر دانستن دين در چهار فقه مشهور، حاكم مي‌باشد.]
چنين كينه‌ورزي و اختلافي، از بين‌برنده‌ي دوستي و اخوتي است كه خداي متعال، بر مسلمانان فرض كرده است. شكي نيست كه كشمكش و اختلاف مسلمانان با هم، از خطرناك‌ترين مسايلي مي‌باشد كه بنيان اين امت را كه مانند تني يك‌پارچه است، نابود و ريزريز مي‌كند و تن و توان واحدش را از هم مي‌پاشد. مرض اختلاف و كينه‌ورزي، مايه‌ي سرور و شادماني شيطان و همان هدفي است كه دشمنان خدا، دنبال مي‌كنند تا از طريق پراكندن و پاره‌پاره كردن امت، كارش را راحت‌تر بسازند و بر آن چيره شوند.
از مهم‌ترين مظاهر و نشانه‌هاي اختلاف و نابودي وحدت و يك‌پارچگي امت، مي‌توان به طرح پرسش‌هايي اين‌چنيني اشاره كرد كه: (آيا نماز خواندن فردي شافعي‌مذهب، پشت سر امامي حنفي، جايز است و بر عكس؟!!) يا (نماز شافعي‌مذهب، پشت سر حنفي‌مذهب و نماز حنفي‌مذهب به امامت شخصي شافعي‌مذهب، صحيح است يا باطل؟!!).. (آيا فردي حنفي مي‌تواند همسري شافعي بگيرد و يا شخصي شافعي‌مذهب، با زني حنفي ازدواج كند؟!!)..(آب گنديده را بهتر است به شخصي بدهيم كه بر مذهب ما نيست يا بهتر است به سگ بدهيم؟!!)
در اين ديباچه، ضمن اشاره به برخي از پيامدهاي تعصب مذهبي و واقع‌نگري، يادآوري نكات 