<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">زندگى نامه  امام بخارى(رحمه الله)</a></body></html>امام بخاري: زادگاه و خانواده اش 
سفر مباركمان را با امام بخاري(رح) با معرفي خانواده و زادگاهش شروع كي كنيم. 
نام مبارك او ابوعبدالله محمد بن ابوالحسن اسماعيل بن ابراهيم بن مغيره بن بردزبه است. برد زبه جد امام بخاري قبل از فتح ايران، زندگي مي كرد و آيين زرتشتي داشت و بر همين آيين از دنيا رفت. خانواده برد زبه در بخارا يكي از شهرهاي خراسان بزرگ آن زمان سكونت داشت و اين منطقه در نيمه قرن اول هجري توسط فرمانده قهرمان مسلم بن قتيبه فتح گرديد. 
مغيره جد سوم امام بخاري توسط يمان بن جعفي والي خراسان به دين اسلام گرويد اما پسر مغيره ـ ابراهيم ـ مانند پدرش گمنام زيست و گمنام از دنيا رفت. افراد اين خانواده همگي به زراعت و كشاورزي مشغول بودند و اولين كسي كه در اين خانواده به تحصيل علم پرداخت اسماعيل بن ابراهيم بود. در مجالس علماي شركت، و به سرزمينهاي مختلف مهاجرت مي كرد تا با ائمه و صالحين ملاقات كند و از آنان علم حديث و علم فقه را فراگيرد. از كساني كه از آنان حديث شنيد مي توان انس بن مالك را نام برد. 
اسماعيل دو پسر داشت: احمد و محمد. كه از احمد يادي به جزء ذكر نام او در تاريخ نشده است محمد فرزند دوم اسماعيل در روز جمعه سيزدهم شوال سال يكصد و نود و چهار      (194) هجري قمري چشم به جهان گشود. هنوز مدت كوتاهي از تولدش نگذشته بود كه پدرش اسماعيل از دنيا رفت. محمد و برادرش تحت نظر مادرشان به زندگي خود ادامه دادند و او عهده دار مسئوليت تربيت آنان گرديد. در كودكي براي محمد حادثه تلخ و ناگواري اتفاق افتاد كه باعث اضطراب و نگراني مادرش شد و خواب و استراحت را از او ربود و آن كور شدن چشمان محمد بود. مادر پرهيزگار دست به توسل و نياز به سوي پروردگارش دراز كرد و شب و روز به ذكر، نماز و دعا مشغول شد تا اينكه ابراهيم خليل عليهم السلام  را شبي در خواب ديد كه به او گفت: 
((اي زن! خداوند دعا و گريه ات را اجابت كرد و بينايي فرزندت را باز گرداند.)) 
مادر شيدا از خواب پريد. . . در حالي كه كلمات مژده ((ابراهيم خليل)) همچنان در گوشش طنين انداز بود. . . محمد را در حالي يافت كه بينايي خود را باز يافته بود. . . همان طور كه ابراهيم خليل به وي بشارت داده بود. 
كودك نابغه: 
با مرگ پدر، محمد تنها ماند تا درد يتيمي را تحمل كند، ولي مادر مهربان براي تربيت علمي او تلاش كرد تا رهرو راه پدر حافظ و ثقه اش باشد. 
محمد به ده سالگي نرسيده بود كه قرآن كريم را حفظ كرد و مبادي علوم دين و بسياري از احاديث نبوي را در مكتب خانه اي در بخارا فرا گرفت. او داراي شور و نشاط، ذهني جستجوگر، و هوش سرشاري بود بعد از مدتي ماجرايي پيش آمد تا نبوغ و ذكاوتش براي همه نمايان شود. اين ماجرا را در گفتار و ملاقات با محمد بن ابن حاتم وراق  اين چنين بيان مي كند: 
- ابن ابي حاتم: اي ابوعبدالله فراگيري علم حديث را چگونه شروع كردي؟ 
- امام بخاري: در مكتب خانه حفظ حديث و فراگيري آن به من الهام شد. 
- ابن ابي حاتم: چند ساله بودي؟ 
- امام بخاري: ده ساله بودم. . . بعد از دروس مكتب خانه در مجلس حديث محدث بزرگ (الداخلي) شركت مي كردم گاهي با او در روايت حديث اختلاف پيدا مي كردم. روزي براي مردم حديث روايت مي كرد  
- گفت: عن ابي الزبير عن ابراهيم (از ابو زبير از ابراهيم) 
- گفتم: ابوالزبير از ابراهيم روايت نكرده است. . . 
بر من عصباني شده گفتم: اصل نوشته ات را نگاه كن. . . به منزل رفت و اصل نوشته را نگاه كرد و آمد. سپس گفت: ((اي نوجوان سند حديث چگونه است؟ گفتم: ((الزبير بن عدي عن ابراهيم.)) 
قلم را از من گرفت و نوشته اش را تصحيح كرد و گفت: ((راست گفتي.)) امام بخاري با جديت و كوشش به حفظ و فراگيري حديث مشغول شد گاهي با ((محمد بن سلام بيكندي)) يكي از حفاظ بزرگ بخارا در روايت حديث اختلاف پيدا مي كرد. بيكندي از سرعت حضور ذهن و حافظه قوي او علي الخصوص پس از اينكه براي اولين بار حديثي را كه مي شنيد حفظ مي نمود، و هرگز فراموش نمي كرد تعجب مي كرد. 
امام بخاري در سن پانزده سالگي نزد بيكندي بود. او چندين ساعت متوالي با ذكر سند به قرائت حديث پرداخت بيكندي متوجه شد كه اين نوجوان حافظ بيش از هفتاد هزار حديث است، در حالي كه امام بخاري مجلس درس را ترك مي كرد، سليم بن مجاهد يكي از حفاظ حديث نزد بيكندي آمد. . . بيكندي به او گفت: ((اگر كمي زودتر مي آمدي نوجواني را مي ديدي كه هفتاد هزار حديث را حفظ است)). 
سليم به مجاهد تعجب كرد و به سرعت به دنبال امام بخاري بيرون آمد تا اينكه به او رسيد و گفت: ((آن كس كه هفتاد هزار حديث را حفظ است توئي؟) 
امام بخاري در جواب گفت: ((بله و شايد هم بيشتر. . . احاديث را از صحابه و تابعين روايت مي كنم در حالي كه زادگاه محل سكونت و تاريخ وفات آنان را نيز مي دانم و نيز مي توانم آن احاديث را همراه با اصل آنان از كتاب و سنت ذكر كنم.)) 

***
امام بخاري در مكه و مدينه (حرمين) 
امام بخاري در پانزده سالگي به همراهي مادر و برادر بزرگش احمد جهت اداي فرضيه ي حج به مكه مكرمه مسافرت كرد در آنجا امام تصميم گرفت كه چند سالي را در سرزمين حرم بگذارند و نزد محدثان و مشايخ بزرگ به فراگيري علم حديث مشغول شود تا اندوخته هاي علمي خود را بيافزايد. . . در مكه از محضر چهره هاي شاخص بارز علم حديث همچون احمد بن محمد الازرقي و اسماعيل بن سالم الصايغ و ديگر حافظان بزرگ. . . . بهره برد. 
پيش نويس كتاب (الجامع الصحيح) را در حرم شريف آغاز كرد. امام دليل تاليف كتاب (الجامع الصحيح) را اين گونه بيان مي كند كه: روزي در مجلس امام اسحاق بن راهويه در نيشابور نشسته بودم بعضي از حاضرين پيشنهاد جمع آوري مختصري از احاديث صحيح پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم  را در كتابي ارائه دادند. . . 
اين پيشنهاد ذهن بخاري جوان را به خود مشغول داشت و تصميم گرفت تا آن را عملي كند بعد از اداي مناسك حج مادر و برادرش احمد به بخارا بازگشتند. و امام بخاري سه سال در مكه اقامت كرد كه در اين مدت با مذاهب اصولي و كلامي اهل راي آشنا شد. . . سپس امام بخاري از مكه عازم مدينه شد. . 
در آنجا به تاليف كتاب (التاريخ) كه دائره المعارفي بي نظير محسوب مي شود مشغول شد كه در شبهاي مهتابي بين منبر و روضه مبارك پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  به نوشتن آن مي پرداخت. 
قبل از نوشتن زندگي نامه هر يك از صحابه، يا تابعين غسل مي كرد و دو ركعت نماز بجاي مي آورد و بعدها، در نوشتن هر يك از احاديث نيز همين گونه عمل مي كرد.
التاريخ الكبير: 
امام در مدت يك سال اقامت خود در مدينه كتاب (التاريخ الكبير) را تاليف كرد. درباره اين كتاب مي گويد: 
((در هجده سالگي در زمان حكمراني عبيدالله بن موسي به جمع آوري زندگي نامه و سخنان صحابه و تابعين مشغول شدم كمتر اسمي در تاريخ وجود دارد كه از سرنوشت آن مطلع نباشم كه به علت بزرگ شدن حجم كتاب، از ذكر آن خودداري كردم. . . اين كتاب را سه بار بازنويسي كردم.)) 
مهمترين دليل روشن بر جاي