شته باشد. در يك شب چندين مرتبه چراغ را روشن و تعدادي از احاديث را مرور مي كرد. 
بنابراين او معلم است. هم در سلوك و رفتارش و هم در مجالس علمش، دانش آموز از او استقامت، تلاش و پايداري را مي آموزد. امام بخاري سرا پا اراده آهنين و تصميمي قاطع بود كه در طلب علم خستگي نداشت و هيچ چيز او را از طلب دانش باز نمي داشت. حتي در هنگام بيماري، آنچه را كه نوشته بود مرور مي كرد. . . تمامي تاليفاتش را سه بار بازنويسي كرد. معلم از او اطلاعات زياد، و حرص و اشتياق به فراگيري، دانش و معرفت را مي آموزد تا جايي كه شايسته است لقب آموزگار و معلم را به او اطلاق كنيم. او در حركتي دائم، در سرزمينها بود. تا آنچه كه در نزد شيوخ از علم و معرفت وجود دارد فراگيرد و تعداد مشايخ او بالغ بر هزار نفر بود و بهترينها را انتخاب مي كرد و هر قطره اي از علم شناور آنها را در نهرها نوشيد. 
از امام بخاري آزادگي، ايستادگي و صبر جميل بر مشكلات را مي آموزيم بارها از سوي كساني كه قصد رقابت و هم چشمي با او را داشتند مورد اذيت و آزار قرار گرفت آنها مي خواستند او را در مقابل طلاب علم و شاگردانش در تنگنا قرار دهند. 
اما ستيزه جويان از امام بخاري جز سماجت و گذشت، حلم و بردباري و چشم پوشي از حسد نديدند و از امام بخاري مي آموزيم كه ثروت و دارايي را در خدمت علم به كار گيريم نه علم را در خدمت مال و دارايي. 
او با علم و دانشش كاسبي نكرد و آن را وسيله اي براي ارتزاق قرار نداد. بلكه از ثروتش كه از پدرش به ارث رسيده بود براي تحصيل علم و دانش استفاده كرد. تا جايي كه او بعضي اوقات گرسنه مي ماند و از گياهان سبز زمين مي خورد و گاهي نيمه عريان بود و در منزلش مي ماند چرا كه او لباسي نمي يافت تا بپوشد. 
از امام بخاري احترام به حديث نبوي را مي آموزيم. او حديثي را تدوين نمي كرد. مگر اينكه غسل مي كرد وضو مي گرفت و دو ركعت نماز بجاي مي آورد. گويا خود را براي نشستن در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  آماده مي كرد. 
و از امام بخاري مي آموزيم كه تذكر به اشتباه جزء اخلاق اسلامي است و سكوت بر اشتباه علمي ـ ولو گوينده آن هر كس كه باشد ـ شايسته نيست. زيرا هر انساني از فراموشي و اشتباه مصون نيست. امام بخاري در كودكي به شيخ و استادش ـ داخلي ـ هنگامي كه در اسناد حديث اشتباه كرد، تذكر داد و شيخ سخن دانش آموز را بعد از اينكه نوشته را نگاه كرد و صحت معلومات شاگرد روشن گرديد، پذيرفت. 
از امام بخاري مي آموزيم كه صداقت و راستي را در هر كلمه اي كه مي نويسم رعايت كنيم. 
خصوصاً اگر چنانچه حديث نبوي صلي الله عليه و آله و سلم  را تدوين كنيم تا به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  آنچه را كه از سخنانش نيست، نسبت ندهيم و گمراه شويم و ديگران را نيز گمراه كنيم. امام بخاري در اين زمينه اسوه و الگو است. او ششصد هزار حديث جمع، آوري كرد ولي از ميان آنان هفت هزار و دويست و هفتاد و پنج حديث را برگزيد. او به كميت نگاه نمي كرد بلكه كيفيت و چگونگي را مد نظر قرار مي داد. 
و از امام بخاري مي آموزيم كه علم را با نزديكي به صاحبان زر و زور خوار نشماريم و هيبت و وقار علم را حفظ كنيم. 
و قدر و منزلت علماي و دانشمندان را رعايت نماييم. و مجالس علم را با جلال و هيبت و شكوه برگزار كنيم. 
امام بخاري از مردم كناره گيري كرد  از اينكه بر فرزندان امير بخارا تاليفاتش را بخواند، و ترجيح داد تا در زادگاهش نماند، تا علم خوار و ذليل نگردد. بخارا را ترك كرد در حالي كه سربلند و سرافراز بود. 
از امام بخاري مي آموزيم كه در تعريف و تمجيد مردم با تواضع برخورد نماييم، نه با غرور. 
به مرتبه اي از تقدير و احترام ائمه و علماء و دانشمندان رسيده بود كه امام مسلم بن حجاج از او درخواست كرد كه بر قدمهايش بوسه زند، اما امام بخاري نپذيرفت. امام مسلم براي امام بخاري دعاي موفقيت نمود كه در نتيجه آن چهره امام بخاري از شرم و حيا سرخ گرديد. 
از امام بخاري مي آموزيم كه به فراگيري علم حريص باشيم نه به پست و مقام. 
اگر چنانچه امام بخاري پست و مقامي مي خواست حكام بالاترين پستها و مقامات را به او مي دادند. ولي از پذيرفتن مقام سرباز مي زد و از تقرب و نزديكي به پادشاهان پرهيز مي كرد. 
بدون شك ما از سيره و زندگي امام بخاري تلاش، كوشش و صبر جميل را مي آموزيم و آنچه را كه باعث صعود ما در مدارج صدق و امانت و جستجو از حق و حقيقت است و به شاگردان و معلمين احترام متقابلي داشته باشيم. معلم نياز شاگرد را برآورده سازد و شاگرد احترام استادش را بجاي بياورد و منزلت و قدر او را درك كند. . . 
در اينجا قلم را در حالي كه اصلاً دلم نمي خواهد، كنار مي گذاريم. 
كلمه بخاري در وجود من دوست داشتني است و آن كلمه اي است كه در تمامي اعصار و قرون از آن ياد مي شود و نسلها به طنين آن گوش فرا مي دهند. 

پايان ترجمه 
شهريور هفتاد و هشت مطابق جمادي الثاني هزار و چهارصد و بيست محمد صديق دهواري / سراوان، بلوچستان. 
مختصري از تاريخ زندگي امام بخاري نوشته بر سنگ مرقد مطهر 
بسم الله الرحمن الرحيم

)كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ)
((هر نفسي چشنده مرگ است)) 
اين مرقد مطهر امام ابي عبدالله محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن مغيره بن بردزبه بخاري جعفي، حافظ حجت در علم حديث مولف الجامع الصحيح ناصر احاديث مصطفوي و ناشر ميراث محمدي صلي الله عليه و آله و سلم  است. 
او كه خداوند از او خشنود و راضي باد در شهر بخارا بعد از نماز جمعه سيزدهم شوال سال يكصد و نود و چهار هجري متولد شد. 
از كودكي شروع به فراگيري علم حديث نبوي نمود.
بعد از فراگيري علوم در بخارا همراه مادر و برادرش احمد قبل از سن شانزده سالگي به حج رفت و در آنجا چهار سال در مكه مكرمه ماندگار شد و بعد از آن به شهرها و سرزمينهاي مختلف جهت فراگيري علم حديث سفرها و هجرتهاي متعددي انجام داد و در اين راه متحمل سختيها و مشقات زيادي شد و شيوخش بالغ بر هزاران نفر گرديد از او گروه زيادي از ائمه اخذ حديث كردند از جمله امامان بزرگوار مسلم و ترمذي. 
بعد از سفرهاي طولاني به زادگاهش بخارا بازگشت و مدتي در آنجا به روايت حديث پرداخت و احاديث صحيح را مردم از او فراگرفتند تا اينكه مقرر گرديد به سمرقند برود و در راه در روستاي خرتنك به نزد نزديكانش رفت و در آنجا مريض شده و بعد از مدت كوتاهي در شب شنبه به وقت نماز عشاء شب عيد فطر سال دويست و پنجاه و شش هجري دار فاني را وداع گفت. خداوند او را رحمت كند و از او خشنود باشد و به او جزاي خير از طرف جميع مسلمين عنايت كند. 

آمين
***
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">مقدمه استاد حاج مصطفى اربابى</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مقدمه مترجم </a><a class="text" href="w:text:8.txt">مقدمه مولف</a><a class="text" href="w:text:9.txt">ارتباط با امام بخاري </a><a class="text" href="w:text:10.txt">امام بخاري: زادگاه و خانواده اش </a><a class="text" href="w:text:11.txt">كودك نابغه: </a><a class="text" href="w:text:12.txt">امام بخاري در مكه و مدينه (حرمين) </a><a class="text" href="w:text:13.txt">التاريخ الكبير:</a><a class="text" href="w: