 الاصول‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌261 از امام‌ جعفر صادق روايت‌ مي‌كند كه‌: آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ وآنچه‌ در بهشت‌ و جهنم‌ است‌ مي‌دانم‌ و از آنچه‌ شده‌ و خواهد شد آگاهم‌. و كليني‌ به‌ نقل‌ از ايشان‌ مي‌افزايد: اگر باموسي‌ و خضر هم‌ عصر بودم‌ به‌ آنها مي‌گفتم‌ كه‌ از ايشان‌ عالمترم‌ و به‌ آنچه‌ از آن‌ آگاه‌ نبودند آگاهشان‌ مي‌كردم‌. 
اهل‌ سنت‌ تأكيد مي‌كنند كه‌ خود اهل‌ بيت‌ از چنين‌ زياده‌ رويهايي‌ خشنود نبوده‌ و علاوه‌ بر اين‌ ساير مسلمانان‌ بنابر آنچه‌از قرآن‌ كريم‌ و سنت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص‌) آموخته‌اند، چنين‌ افسانه‌ هايي‌ را نمي‌پذيرند. 
تناقضهايي‌ كه‌ در كتب‌ شيعيان‌ موجود است‌ ما را از تلاش‌ براي‌ رد اين‌ مطالب‌ بي‌ نياز مي‌كند. 
در كتاب‌ كافي‌ آمده‌ است‌ كه‌ امام‌ جعفر صادق (ع‌) از كسانيكه‌ گمان‌ مي‌كرند ائمه‌ غيب‌ مي‌دانند اظهار شگفتي‌ نموده‌ وفرمودند كه‌ جز خداوند كسي‌ غيب‌ نمي‌داند، من‌ قصد تنبيه‌ فلان‌ كنيزم‌ را داشتم‌ ولي‌ او به‌ جايي‌ گريخت‌ كه‌ از آن‌اطلاعي‌ ندارم‌. (الكافي‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌257) 
براي‌ نشان‌ دادن‌ غلو و زياده‌ رويهاي‌ شيعيان‌ بجاست‌ كه‌ فقط‌ نگاهي‌ به‌ فهرست‌ موضوعات‌ و برخي‌ عناوين‌ بخشهاي‌كتاب‌ كافي‌ بيندازيم‌. 
باب‌ در مورد اينكه‌: ائمه‌ از تمام‌ علومي‌ كه‌ به‌ انبياء و ملائكه‌ داده‌ شده‌ است‌ برخوردارند. 
باب‌ در مورد اينكه‌: ائمه‌ هر آنچه‌ پيش‌ آمده‌ و هر آنچه‌ پيش‌ خواهد آمد را مي‌دانسته‌اند و آنچه‌ را در گذشته‌ پيش‌ نيامده‌كه‌ در صورت‌ وقوع‌ ائمه‌ كيفيت‌ آن‌ را مي‌دانند و هيچ‌ چيز بر آنها پوشيده‌ نيست‌. 
باب‌ در مورد اينكه‌: ائمه‌ زمان‌ مرگ‌ خود را مي‌دانند و نمي‌ميرند مگر با اراده‌ خود. 
باب‌ در مورد اينكه‌: هنگاميكه‌ حكومت‌ در اختيار ائمه‌ باشد همچون‌ داوود (ع‌) حكم‌ خواهند راند و در اخذ تصميم‌نيازي‌ بدليل‌ نخواهند داشت‌ و مورد مؤاخذه‌ قرار نمي‌گيرند. 
باب‌ درمورد اينكه‌: قرآن‌ كامل‌ قرآني‌ است‌ كه‌ توسط‌ ائمه‌ جمع‌ آوري‌ شده‌ است‌. 
(خميني‌ نيز ر كتابش‌ تحت‌ عنوان‌ حكومت‌ اسلامي‌ ص‌91 مي‌گويد: تعاليم‌ ائمه‌ همانند تعاليم‌ قرآن‌ است‌.)
باب‌ (فصل‌): هر چيزي‌ كه‌ در اختيار مدم‌ است‌ به‌ حق‌ نيست‌ مگر اينكه‌ از طرف‌ ائمه‌ باشد و اگر از طرف‌ ائمه‌ نباشدباطل‌ است‌. 
باب‌ در مورد اينكه‌: تمام‌ زمين‌ متعلق‌ به‌ امام‌ است‌. 
اين‌ همه‌ مبين‌ و بيانگر غلو و زياده‌ روي‌هاي‌ شيعيان‌ مي‌باشد. خدايتعالي‌ در قرآن‌ كريم‌ ما را به‌ التزام‌ به‌ عقيده‌اي‌ ميانه‌دعوت‌ مي‌كند و از مبالغه‌ و زياده‌ روي‌ در عقايد بر حذر مي‌دارد. از آنجائيكه‌ خطاب‌ به‌ اهل‌ كتاب‌ مي‌فرمايد: «يا اهل‌الكتاب‌ لا تغلوا في‌ دينكم‌ و لا تقولا علي‌ الله الا الحق‌» اي‌ اهل‌ كتاب‌ در دين‌ خود غلو و زياده‌ روي‌ نكنيد و درمورد خداوند از حق‌ نگذريد. (سوره‌ نساء آيه‌ 171)
همانگونه‌ كه‌ مي‌دانيد، اهل‌ كتاب‌ (يهود و نصاري‌) نيز در دين‌ از حد گذشتند و نصاري‌ معتقد به‌ عقيده‌ باطل‌ تثليت‌شدند و يهود اعتقاد داشتند كه‌ عزيز و مسيح‌ پسران‌ و ملائكه‌ دختران‌ خداوند هستند. 
مجلسي‌ در كتاب‌ حياة‌ القلوب‌ ص‌593 مي‌نويسد: پيامبر (ص‌) نشسته‌ بودند در حاليكه‌ بر پاي‌ راست‌ او حسين‌ و برپاي‌ چپ‌ او پسرش‌ ابراهيم‌ نشسته‌ بود. پيامبر (ص‌) گاهي‌ حسين‌ و گاهي‌ ابراهيم‌ را نوازش‌ مي‌كردند. ناگهان‌ جبرئيل‌(ع‌) نازل‌ شد و فرمود پروردگارت‌ مرا فرستاد و گفت‌: اين‌ دو يكجا جمه‌ نمي‌شوند، بايد يكي‌ را نگهداشته‌ و دومي‌ رافداي‌ او كني‌. رسول‌ خدا (ص‌) نگاهي‌ به‌ پسرش‌ ابراهيم‌ انداخت‌ و گريه‌ كنان‌ گفت‌: من‌ ابراهيم‌ را فداي‌ حسين‌ كردم‌ وبه‌ مرگ‌ ابراهيم‌ راضي‌ شدم‌ تا حسين‌ زنده‌ بماند!!!
غلو شيعيان‌ تا بدان‌ حدي‌ است‌ كه‌ دوستي‌ اهل‌ بيت‌ را برتر و والاتر از نماز و روزه‌ و زكوة‌ و حج‌ مي‌دانند. چنانكه‌ دركتاب‌ كافي‌ از ابي‌ جعفر روايت‌ شده‌ است‌ كه‌: بناي‌ اسلام‌ بر 5 چيز است‌، نماز، زكوة‌، حج‌، روزه‌ و ولايت‌. از وي‌ سوال‌شد كداميك‌ از اين‌ موارد والاتر است‌؟ ابي‌ جعفر جواب‌ داد: ولايت‌ از همه‌ برتر است‌. (ج‌2 ص‌18 تا 20)شيعيان‌ معتقدند كه‌ هر كس‌ معتقد به‌ ولايت‌ اهل‌ بيت‌ باشد به‌ بهشت‌ خواهد رفت‌ اگر چه‌ گناهان‌ بسياري‌ مرتكب‌ شده‌باشد! به‌ ابي‌ عبدالله منسوب‌ شده‌ كه‌ ايشان‌ گفته‌اند: خداوند دوهزار سال‌ قبل‌ از آفرينش‌ كائنات‌ كتابي‌ نوشت‌ كه‌ هنوزنزد خداوند و زير عرش‌ او است‌. آن‌ كتاب‌ مي‌گويد: اي‌ شيعيان‌ آل‌ محمد من‌ شما را بخشيدم‌ پيش‌ از اينكه‌ نافرماني‌ مرابكنيد. هركس‌ در حالي‌ بميرد كه‌ منكر ولايت‌ آل‌ محمد نباشد من‌ او را در جنت‌ جاي‌ خواهم‌ داد. (البرهان‌ ج‌3ص‌228) 
در تفسير منهج‌ الصادقين‌ از فتح‌ الله كاشاني‌ ج‌3 ص‌110 آمده‌ است‌: دوستي‌ علي‌ (رض‌) چنان‌ نيك‌ است‌ كه‌ با وجودآن‌ انجام‌ هيچ‌ كار بدي‌ زياني‌ ندارد.
عبدالله انصاري‌ شيعه‌ در كتاب‌ مع‌ الخطيب‌ في‌ خطوط‌ العريضة‌ ص‌12 مي‌نويسد: دوستي‌ اهل‌ بيت‌ آنچنا گناهان‌ را پاك‌مي‌كند كه‌ باد برگ‌ درختان‌ را فرو مي‌ريزد. 
در كتاب‌ كافي‌، الروضة‌ ج‌2 ص‌72 آمده‌ است‌: شيعيان‌ مرفوع‌ القلم‌ هستند اگر چه‌ گناهانشان‌ به‌ قدر قطره‌هاي‌ باران‌ وزيادي‌ شنها باشد. 
در مقدمه‌ تفسير البرهان‌ ص‌23 آمده‌ است‌ كه‌ خداوند فرمود: علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ حجت‌ من‌ بر بندگان‌ است‌. كسي‌ كه‌ اورا شناخت‌ او را به‌ جهنم‌ نخواهد برد گرچه‌ نافرماني‌ مرا بكند و به‌ بهشت‌ داخل‌ نخواهم‌ كرد كسي‌ را كه‌ قدر او را نشناسدگر چه‌ اطاعت‌ مرا كرده‌ باشد. 
در الكافي‌، الروضه‌ في‌ الرفوع‌ ج‌8 آورده‌اند: شخصي‌ به‌ نزد يكي‌ از ائمه‌ اهل‌ بيت‌ رسيد و گفت‌: من‌ روزه‌ داران‌ را دوست‌ دارم‌ اما روزه‌ نمي‌گيرم‌ و نماز گذاران‌ را دوست‌ دارم‌ اما نماز نمي‌خوانم‌. آن‌ امام‌ در جواب‌ گفت‌: تو با كساني‌محشور مي‌شوي‌ كه‌ آنها را دوست‌ داري‌. 
در كتاب‌ الرجال‌ الكشي‌ ص‌111 مي‌خوانيم‌: اهل‌ بيت‌ به‌ زياده‌ رويهاي‌ شيعيان‌ و طرفدارانشان‌ پي‌ برده‌ بودند، چنانكه ‌امام‌ زين‌ العابدين‌ (رض‌) گفت‌: يهوديان‌ نسبت‌ به‌ عزير از حد گذشته‌ و درباره‌ او هرچه‌ خواستند گفتند پس‌ نه‌ عزير از آنها و نه‌ آنها از عزيرند و مسيحيان‌ نسبت‌ به‌ حضرت‌ مسيح‌ از حد گذشته‌ تا جائيكه‌ درباره‌ او هر چه‌ خواستند گفتند پس‌نه‌ عيسي‌ از آنها و نه‌ آنها از عيسي‌ هستند، و قومي‌ از شيعيان‌ ما در حق‌ ما آنچنان‌ افراط‌ روا مي‌دار