ت ودي و آن بول غليظ است بلاشبهه و بول نجس است به اجماع شرايع ثلاثه بلكه ديگر اديان باطله نيز. 

و از آن جمله است حكم به آن كه آمدن ودي شكننده وضو نيست حالا آن كه مخالف روايت ائمه است روي الراوند عن علي مرفوعا الودي فيه الوضوء و روي غيره عن ابن عبدالله مثل ذلك. 

و از آن جمله آن است كه بعد از بول اگر قضيب را سه بار افشانند آن چه بعد از اين سه بار بر آيد پاك است وناقض وضو هم نيست و اين حكم صريح مخالف شرع است كه خارج از سبيلين نجس است و ناقض وضو است و افشاندن سابق را در طهارت لاحق و عدم انتقاض وضو چه دخل و كدام تاثير و اين شبيه است به مذهب صابئين كه در دساتير ايشان موجود است كه اگر شخصي وضو كرده براي نماز تحريمه بست در اثناء نماز هر حدثي كه برايد موجب خلل در نماز نمي‌شود و اين قسم مسايل بعينها همان حكايت است كه شخصي براي ملاقات شخصي ديگر زيب و زينت و لباس و فرش درست كرد و مدتي انتظار كشيد چون ان شخصي آمد برهنه محض شد و فرش برداشت و گفت كه آخر اين همه براي ملاقات او كرده بودم گه در اثناي ملاقات برهنه شدم و بر زمين نشستم نيز مخالف روايات ائمه است روي ابن عيسي عن ابي جعفر انه كتب اليه هل يجب الوضوء اذا خرج من الذكر شئ بعد الاستبراء قال نعم. 

و از آن جمله آن است كه پيخال مرغ خانگي و خروس ماكيان پاك است حال آن كه بنصوص ائمه نجاست اوثابت شده در كتب معتبره ايشان روي محمد بن الحسن الطوسي عن فارس انه كتب رجل الي صاحب العسكر يساله عن ذرق الدجاج يجوز الصلوه فيه فكتب لا و نيز مخالف قاعده كليه خود ايشان است كه ان ذرق الحلال من الحيوان نجس نص عليه ابن المطهر في المنتهي پس در ماكيان و خروس چه خوبي حادث شد كه پيخال آنها پاك گرديده و فرض نزد ايشان شستن تمام چهره نيست حالا آن كه نص قرآني صريح بر شستن تمام چهره دلالت مي كند قوله تعالي «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «6»«المائده» و ايشان مقدر كرده اند حد فرض را به آن چه در ميان نر انگشت وانگشت ميانه در آيد وقتي كه از بالاي پيشاني به پائين كشند واين تقدير را در شرع هيچ اصل نيست و نه از ائمه روايت آمده وامير المومنين و در وقتي كه در رحبه كوفه حكايت وضو پيغمبر صلي الله عليه وسلم فرمود تمام چهره را شست و هزاران هزار خلق ديدند وروايت كردند و دليل بر بطلان اين تقدير آن است كه اگر ابهام و وسطي را منبسط و ممتد از بالا به پائين بكشيم چون متصل ذقن رسد لابد از هر دو طرف بعضي از گلو را نيز احاطه خواهد كرد پس شستن آن مقدار از كلونيز فرض خواهد شد حالا آن كه گلو را كسي در چهره داخل نمي شمارد واگر هر دو انگشت را مجازي جبهه منبسط نمائيم و آهسته و آهسته قبض كنيم پس حد قبض چيست و هيچ معلوم نشد و تقديرات شرعيه براي اعلام مكلفين اند نه براي تجهيل. 

و نيز گويند كه وضو همراه غسل جنابت حرام است و اين حكم صريح مخالفت سنت پيغمبر است كه هميشه در غسل جنابت اول وضوء مي فرمود بعد از آن آب بر بدن بريخت چنان چه بتواتر ثابت است و نيز مخالف روايات ائمه روي الكيني عن محمد بن ميشر عن ابي عبدالله و الحسن بن سعد عن الحضرمي عن ابي جعفر انهما قالا يتوضا ثم تغتسل حين سئلا عن كيفيته غسل جنابه و نيز غسل نوروز را سنت گويند قال ابن فهد انه سنته و اين حكم محض اختراع و ابتداع در دين زيرا كه در كتب ايشان نيز كسي از پيغمبر صلي الله عليه وسلم و امير و ديگر ائمه نقل نه كرده كه روز نوروز غسل كرده باشند و عرب هرگز روز نوروز را نمي‌دانستند و اين روز از اعياد خاصه مجوس است و نيز تيمم را يك ضربه مقرر كرده اند و روايات ائمه خلاف اين ناطق است روي العلاء عن محمد بن مسلم عن احدهما قال سالته عن التيمم فقال مرتين مره للوجه و مره لليدين و روي ليث المرادي عن ابي عبدالله نحوه و اسماعيل ابن حمام الكندي عن الرضا نحوه و مسح جبهه در تيمم افزوده اند حال آن كه در شرع هيچ اصل ندارد.

و نيز گويند كه اگر موزه و قلنسوه و ازار بند و جوراب و كمربند و عمامه هر چه بر بدن مصلي باشد از آن چه در تنهائي او جايز نبود اگر آلوده بنجاست گردد خواه خفيفه خواه غليظه مثل براز آدمي نماز جايز است و هيچ خلل نيست و اين حكم صريح خلاف حكم قرآني است قوله تعالي «وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ «4»«المدثر» و بلا شبهه چيزها را در عرف شرع ثياب گويند لهذا قسمي كه بلفظ ثياب منعقد شود نفيا و اثباتا اين چيزها در او داخل مي گردند. 

و نيز گويند كه اگر ثياب بدن مصلي مثل ازار و كرته و پاي جامه بخون زخم قروح ملطخ باشد نماز جايز است حالا آن كه خون وريم خواه از زخم خود باشد و خواه از زخم ديگري بلا شبهه نجاست است. چيزي را كه اذن به آن نیامده حالت سواري و سفر البته از اين مستثني است بر روايات پيغمبر صلي الله عليه وسلم و ائمه و بدون اين عذر هرگز ثابت نيست قال الله تعالي «وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ «150»«البقره» هر چه شارع از اين عموم استثنا فرمايد علي الراس و العين ديگري را چه ميرسد كه به عقل خود استثنا نمايد ودر اين مسئله مقداد كه شيخ ايشان است در كنز العرفان في احكام القرآن راه انصاف پيموده و به مخالفت اين حكم با حكم قرآن اعتراف نموده. 

و نيز گويند كه اگر مصلي براي نماز در مكاني ايستاده شود كه نجاست خشك انسان دران مفروش باشد ليكن به بدن و جامه او نچسپد نماز جايز است حالا آن كه طهارت مكان نماز از مقرارت و مسلمات شرايع است. 

و نيز گويند كه اگر كسي هر دو پاي خود را تا هر دو زانو و هر دو دست خود را تا مرفقين در بيت الخلا كه پر از غدره انسان و بول اوست غوطه دهد باز جرم اورا ازاله نمايد بي آن كه به آب شست وشوي كند نماز او جايز است و هم چنين اگر جميع بدن خود را در بئر بالوعه كه پر از غدره و بول باشد غوطه دهد و جرم نجاست بر بدنش نباشد بي شست و شو نماز او جايز است و ظاهر است كه تطهير بدن بدون غسل او نمي‌شود و بزوال جرم زوال اثر متحقق نمي گردد و حق تعالي خاص آب را براي اين كار آفريده قوله تعالي «إِذْ يُغَشِّيكُمُ 