النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ «11»«الانفال» و قوله تعالي «وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا «48» «الفرقان».

و نيز گويند كه اگر مصلي بعد از فراغ نماز در جامهای خود گه خشك انساني و سگ و گربه و مني و خون دريافت كند نماز او جايز است كما ذكره الطوسي في التهذيب وغيره و ظاهر است كه طهارت ثوب از شرايط و ضروريات نماز است در شرع. 

و نيز گويند كه اگر شخصي از تمام بدن برهنه باشد و قدري گل بر ذكر و خصيتين خود چسپانيده بي ضرورت نماز بخواند نماز او جايز است و ظاهر است كه در شرع ستر عورت در جميع حالات خصوصا در حالت صلوه و مناجاه به چه مرتبه موكد فرموده اند و لهذا جماعه از متاخرين اماميه بر اين شناعت متنبه شده قول جمهور خود را ترك كرده اند و بر بطلان ْآن به آثار مرويه از ايمه اهل بيت استدلال نموده. 

و نيز گويند كه اگر كسي ريش و بروت و بدن جامه خود را به پيخال ماكيان و خروس ملطخ كرده باشد يا بر ريش و بروت و چهره و رخساره او قطرات بول خودش رسيده باشند بعد از آنكه قضيب خود را سه بار افشانده باشد يا مذي بسيار برين مواضع ماليده باشد نماز همه اين اشخاص بي شست و شو درست است. 

و نيز گويند كه در نماز رفتن و مشي كردن براي برداشتن خمير خود كه اورا سگ و يا گربه مي خواهد بخورد باز آن خمير را برداشته و در جاي نهادن كه دهن گربه و سگ به آن جا نرسد اگر چه موضع نماز مسافه ده ذراع شرعي داشته باشد جايز است حال آن كه فعل كثير خاصه چون تعلق به نماز نداشته باشد باجماع روايات شرعيه مبطل نماز است قوله تعالي «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ «238» فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ «239»«البقره» 

و نيز گويند كه به سبب خواندن بعضي سور از قرآن مثل حم تنزيل المسجده و سه سوره ديگرنماز فاسد مي‌شود حالا آن كه آيت «إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآَنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآَخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآَخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ«20» «المزمل» ناطق به عموم است و خود اين فرقه از ائمه روايات دارند كه نماز به هر سوره قرآن جايز است و طرفه اين است كه حكم مي كنند به جواز نماز به قرات آن چه مصلي مي داند كه از قرآن منزل نيست بلكه محرف عثمان و ياران اوست مثل «وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ«92»«النحل»و نيز تجويز كنند بعضي ازايشان اكل شرب را در عين نماز چنان چه فقيه معتبر ايشان ابوالقاسم نجم الدين درشرايع الاحكام بدان تصريح نموده حالا آن كه در اخبار متفق عليها منع از اكل و شرب در نماز مرويست و اين قدر خود اجماعي اين فرقه است كه آب خوردن در نماز وتر كسي را كه اراده صوم دارد و در صباح آن شب و در عين نماز و تر تشنگي بهم رسد جايز است. 

و نيز گويند كه اگر مصلي در عين نماز زني خوش رو را در بر كشد و اورا نعوظ پيدا شود و سر ذكر خود را در محاذي سوراخ آن زن بدارد و مذي بسيار سيلان نمايد ولو الي الساق نماز او جايز است كذا ذكره الطوسي ابو جعفر و غيره من مجتهديم و اين مقدمه ايست كه صريح مخالف مقاصد شرع است و بالبداهه منافي حاله مناجات. 

و نيز گفته اند كه اگر مصلي در عين نماز بخايه و ذكر خود بازي كند بحديكه نعوظ پيدا شود و سيلان مذي متحقق گردد ودر نماز هيچ خلل نمي‌شود. 

و بعضي از ايشان جايز داشته اند نماز رابسوي قبور ائمه به نيت مزيد ثواب و قربه حال آن كه پيغمبر صلي الله عليه و سلم فرموده است «لعن الله اليهود و النصاري اتخذوا و قبور انبياءهم مساجد.» 

و نيز تجويز كنند جمع در ميان ظهر و عصر هم چنين در ميان مغرب و عشا بغير عذر و بغير سفر كه خلاف نص فرقاني است «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ «238»«البقره» «فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا «103»«النساء» .

و نيز نزد ايشان مستحب است اداي هر چهار نماز را متصل بهم يعني ظهر و عصر و مغرب و عشا براي انتظار خروج امام مهدي. 

و نيز حكم مي كنند با تمام صلوه در سفر و تجارت نه صوم حالا آن كه در صلوه و صوم در شرع فرقي نيست و قد نص علي الفرق ابن ادريس و ابن المعلم و الطوسي و غيرهم حالا آن كه از ائمه نيز روايات عدم فرق در كتب صحيحه ايشان موجود است روي معاويه ابن وهب عن ابي عبدالله انه قال و اذا قصرت افطرت و اذا افطرات قصرت. 

و نيز گويند كه كسي كه سفر او اكثر از اقامت او باشد مثل مكاري و ملاح و تاجري كه به تلاش بين بازار مي گردد نماز ها روز را قصر كند و نماز هاي شب را تمام نمايد اگر چه به قدر پنج روز در اثنا سفر اقامت هم كند نص عليه القاضي ابن زهره و ابن سراج وابو جعفر الطوسي في النهايه و المبسوط حال آن كه روايات ائمه نزد ايشان به خلاف اين حكم رسيده و در ليل و نهار نكرده و روي محمد بن بابويه في الصحيح عن احدها انه قال المكاري و الملاح اذا اجد بهما سفر فليقصرا و روي عبد اللملك ابن مسلم عن الصادق نحوه. 

و نيز نماز سفر انه را خاص گردانند بغير چهار سفر سفري كه به مسجد مكه باشد يا مدينه يا كوفه يا جايز كربلا و اين نزد جمهور است و مختار مرتضي و جمعي ديگر آن است كه جميع مشاهد ائمه همين حكم دارد حال آن كه در نص قرآن «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِ