 اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ «97» «البقره» و تشبیه دادن باری تعالی بمخلوقات و قول بالبداء بعینه قول یهود است و غلو در محبت ائمه و اعتقاد الوهیت ایشان یا حلول روح الهی در ایشان و آنها را معصوم دانستن و علم غیب ثابت کردن و موت آنها را به اختیار انها و حضرت امیر را قسیم النار و الجنه و حاکم روز جزا قرار دادن و خود را بسبب محبت حضرت امیر معفو و ناجی گمان کردن همه ماخوذ از نصاری است که عبودیت حضرت مسیح علیه السلام را منکر بودند و این همه مراتب براي ایشان ثابت میکردند و پاپا در مذهب نصاری بمنزله امام است نزد شیعه حزوا بحزو و نصف قران را بظاهر معنی آن باور داشتن و نصف دیگر را که در مدح صحابه و مهاجرین و انصار است بتأویل های باطل تحریف نمودن مشترک است بین الیهود و النصاری و امامت را مخصوص به اولاد حضرت امام حسین علیه السلام داشتن مشابه قول يهود است که نبوت مخصوص به اولاد حضرت اسحاق است و خود را اولیای خدا گفتن و در مدح شیعه حضرت علی دور دور رفتن نیز مأخوذ از ایشان است «قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ «6» «الجمعه» و تحریف لفظی و معنوی کتاب الله نمودن و در وی بعض الفاظ افزودن بعینها صفت یهود است و یهود می گویند که جهاد جایز نیست تا وقتی که مسیح دجال نه برآید و شیعه اثنا عشریه گویند که جهاد جایز نیست تا وقتی که حضرت امام مهدی خروج نفرماید و تاخیر نماز مغرب تا دیدن ستاره بعینه مذهب یهود است و وقوع سه طلاق را دفعه منکر شدن بعینه قول یهود است و یهودیان میگویند که هر که سعی کند در ایذا و قتل مسلمانی او را چنین و چنين ثواب است اماميه نيز سعي در قتل اهل سنت برابر عبادت هفتادساله قرار داده‌اند يهوديان مي‌گويند كه «وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُو« لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ» وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ «75»«آل عمران» اماميه نيز مي‌گويند كه در مال و ازواج اهل سنت هيچ مضايقه نبايد كرد و يهوديان عيسي بن مريم عليه السلام و ام او و حواريان او را سب و دشنام كنند و شيعه نيز صحابه پيغمبر صلي الله عليه و سلم و خلفاء و ازواج آن حضرت صلي الله عليه و سلم را سب و دشنام دهند و نصاري هيچ باك ندارند از تلطخ به بول و براز خود و آنها را مثل فضلات مخاطي و بزاقي انگارند و همين است عند التحقيق مذهب شيعه در مذي و ودي و مني و بول كه بعد از افشاندن قضيب برآيد و برازي كه خشك شده باشد چنانچه در فقه ايشان گذشت و نصاري در نماز قبله معين را التزام نكنند و گويند هر چهار طرف سجده كردن جايز است و اماميه نيز در نوافل بلاعذر استقبال قبله ساقط كنند و هر طرف سجده نمايند و در اتخاذ اعياد مخترعه مبتدعه مشابهت تام دارند يا نصاري كه آنها نيز از طرف خود اعياد بسيار تراشيده‌اند و در ايام عاشورا قبور ائمه را تصوير كنند و به سوي آنها سجده كنند و روبروي آنها دست بسته مانند موافق عمل نصاري است كه در كليسا صورت حضرت عيسي عليه السلام و حضرت مريم مي‌سازند و تعظيم مي‌كنند و سجده مي‌كنند و مشابهه ايشان با صابئين آن است كه از ايام قمر در عقرب و طريقه و محاق احتراز كنند و در سعادت و نحوست تواريخ و ايام تعمق نمايند و نوروز و شرف آفتاب را تعظيم كنند و صابئين جميع كواكب را فاعل مختار و خالق سفليات انگارند روافض نيز جميع حيوانات را خالق دانند و فاعل مختار انگارند و مجوسيان خالق نيكي يزدان را شناسند و خالق ابدي اهرمن را روافض نيز.
***<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:140.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:141.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:142.txt">قسمت سوم</a></body></html>
كيد نهم: آنست كه گويند در مذهب اهل سنت مخالفت حديث است زيرا كه متعه را حرام ميدانند بگفته عمر بن الخطاب و صلاة ضحی را حرام می دانند بگفته عايشه كه ما صليها رسول الله صلی الله عليه و سلم حال آنكه متعه مباح بود در زمان پيغمبر صلی الله عليه و سلم و صلاة الضحی را آنجناب می ‌خواندند چنانچه از ائمه منقول است جواب ازين طعن آنست كه اهل سنت اباحت او را در ابتداء اسلام و هم بعد از تحريم اول در بعض غزوات بنابر ضرورت انكار نمی كنند ليكن بقا و اباحت را انكار می كنند و نهي از آن تحريم مؤيد آن نزد ايشان بطريق صحيح ثابت شده و عمر ابن الخطاب را مروج تحريم و مؤكد آن ميدانند و همچنين صلاة ضحی را مسنون ميدانند در مسند امام احمد بطريق صحيح و در كتاب الدعاء طبرانی از ابن عباس روايت صحيح شده كه آنجناب فرمود (‌امرت بصلاة الضحی» ‌و در صحيح مسلم و مسند احمد و سنن ابن ماجه از معاذه عدويه روايت است كه «سألت عائشه كم كان النبي صلي الله عليه و سلم يصلي صلاة الضحی فقالت أربع و يزيد ما يشاء» پس معلوم شد كه انكار صلاةالضحي را نسبت به اهل سنت نمودن محض افترا و بهتان است و روايت نفي از عايشه نزد ايشان محمول بر نفي مواظبت يا نفي اجتماع براي صلاة الضحی در مساجد كه در زمان انكار عايشه صديقه رايج شده بود يعنی باين هيئت و اجتماع انجناب نمی خواندند و تحقيق حال متعه ان شاءالله تعالی در مقام خود خواهد آمد بالجمله ترجيح روايات بعض بر بعض را مخالفت قرار دادن از عقل دور و با تعصب نزديك است آری مخالفت حديث آنست كه شيعه در ترك جمعه و جماعت و طهارت ودي و مذي و عدم انتقاض وضوء از خروج آن و طهارت بول بعد از افشاندن قضيب سه بار و جواز نماز با وجود خروج آن بلكه سيدان آن ارتكاب ميكنند چنانچه نبذی ازين مسايل در باب فروع بيان كرده خواهد شد ان شاءالله تعالی.

كيد دهم: آنست كه گويند اهل سنت خود را شارع ميدانند و چيزی را كه خدا اذن نداده است به عقل خود مشروع می سازند يعني قياس را هم دليل حكم شرعی می ‌دانند و بدان اثبات احكام می ‌كنند و اين مطعن ايشان در حقيقت به ائمه اهل بيت راجع ميشود زيرا كه زيديه و اهل سنت قاطبه قياس را از اهل بيت روايت ميكنند بلكه طريق قياس را از جناب ايشان آموخته اند و به جهت صحت روايات قياس از اهل بيت ابو نصر هبةالله بن احمد بن محمد كه از اماميه است بحجيت قياس قايل شده و اتباع او نيز بهمين رفته اند و جمهور اثنا عشريه در مقام طعن او را و اتباع او را ثلاثه عشريه گويند بلكه عجب آنست كه روايات قياس در كتب صحيحه اثناعشريه نيز بطريق صحيحه موجود است من ذلك ما روي ابو جعفر الطوسي في التهذيب عن ابي جعفر محمد بن علي الباقر أنه قال جمع عمر بن الخطاب اصحاب النبي صلی الله عليه و سلم فقال ما تقولون في الرجل يأتي اهله و لا ينزل فقالت الانصار الماء من الماء و قال المهاجرون اذا التقی الختانان وجب الغ