ر را نابود مي‌كند، سوق داده مي‌شوند. پس در آتش مي‌افتند. بعد از آن، نصاري را صدا مي‌زنند و به آنان مي‌گويند:‌ چه كسي را عبادت مي‌كرديد؟ مي‌گويند: مسيح فرزند خدا را عبادت مي‌كرديم. به آنها مي‌گويند: دروغ مي‌گوييد. خداوند، زن و فرزندي ندارد. آنگاه به آنان مي‌گويند: اكنون چه مي‌خواهيد؟ پس آنها نيز به سرنوشت گروه اول، دچار مي‌شوند. تا اينكه فقط خداپرستان نيكوكار و بدكار، باقي مي‌مانند. سپس پروردگار جهانيان با نزديكترين چهره‌اي كه از او در ذهن دارند، نزد آنان مي‌آيد. آنگاه به آنها مي‌گويند: منتظر چه هستيد؟ هر امتي دنبال كسي يا چيزي برود كه او را عبادت كرده است. مي‌گويند: ما در دنيا از مردم، فاصله گرفتيم و با آنان، دوست نشديم با وجوديكه شديداً به آنها نيازمند بوديم. وهم ‌اكنون، منتظر پروردگارمان هستيم كه او را عبادت كرده‌ايم. خداوند مي‌گويد: من پروردگار شما هستم. آنها دو يا سه بار مي‌گويند: ما چيزي را با خدا، شريك نمي‌سازيم.

باب (21): اين گفتة خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (چگونه                         خواهد بود آنگاه كه از هر ملتي، گواهي بياوريم...) [نساء:41]
1713ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ (رض) قَالَ: قَالَ لِي النَّبِيُّ (ص): «اقْرَأْ عَلَيَّ». قُلْتُ: آقْرَأُ عَلَيْكَ وَعَلَيْكَ أُنْزِلَ؟ قَالَ: «فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْ غَيْرِي». فَقَرَأْتُ عَلَيْهِ سُورَةَ النِّسَاءِ حَتَّى بَلَغْتُ (فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا) قَالَ: «أَمْسِكْ». فَإِذَا عَيْنَاهُ تَذْرِفَانِ. (بخارى:4582)
ترجمه: عبدالله بن مسعود رضي الله عنه مي‌گويد: نبي اكرم (ص) به من فرمود: «برايم قرآن بخوان». گفتم: چگونه برايت قرآن بخوانم در حالي كه قرآن بر تو نازل شده است؟! فرمود: ‌«دوست دارم آنرا از ديگران بشنوم». پس سورة نساء را برايش تلاوت كردم تا به اين آيه رسيدم كه: (فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا) يعني چگونه خواهد بود آنگاه كه از هر ملتي، گواهي بياوريم و تو را بعنوان گواه اينان، بياوريم.
رسول اكرم (ص) فرمود: «بس كن». پس ديدم كه اشك از چشمان مباركش، سرازير است.

باب (22): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد: (بي گمان كساني را كه فرشتگان، قبض روح مي كنند در حالي كه بر خود، ستم كرده اند...) [نساء97]
1714ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ نَاسًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ كَانُوا مَعَ الْمُشْرِكِينَ، يُكْثِرُونَ سَوَادَ الْمُشْرِكِينَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يَأْتِي السَّهْمُ فَيُرْمَى بِهِ، فَيُصِيبُ أَحَدَهُمْ فَيَقْتُلُهُ، أَوْ يُضْرَبُ فَيُقْتَلُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ (إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ) الآيَةَ. (بخارى:4596)
ترجمه: عبدالله بن عباس رضي الله عنهما مي‌گويد: در زمان رسول الله (ص) عده‌اي از مسلمانان، با مشركين بودند و باعث سياهي لشكر آنان مي‌شدند. در نتيجه، تيري مي‌آمد وبه آنان اصابت مي‌كرد. يا زده و كشته مي‌شدند. آنگاه، خداوند اين آيه را نازل فرمود: (إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ) يعني بي‌گمان، كساني را كه فرشتگان، قبض روح مي‌كنند در حالي كه بر خود، ستم كرده‌اند، بدانها گفته مي‌شود:‌ چگونه بسر برده‌ايد؟ مي‌گويند: ما بيچارگاني در روي زمين بوديم. فرشتگان مي‌گويند: مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن،‌ هجرت كنيد. چنين كساني، جايگاهشان، دوزخ است و دوزخ، بد جايگاهي است.

باب (23): اين گفتة خداوند متعال كه مي فرمايد: (ما بر تو وحي                   فرستاديم همچنان كه بر نوح، وحي فرستاديم...) [نساء:163]
1715ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ قَالَ: أَنَا خَيْرٌ مِنْ يُونُسَ بْنِ مَتَّى، فَقَدْ كَذَبَ». (بخارى: 4604)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «هركس، بگويد: من از يونس بن متي بهترم، دورغ گفته است».

سورة مائده

باب (24): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (اي پيامبر! آنچه  را كه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ كن…) [مائده:67]
1716ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: مَنْ حَدَّثكَ أَنَّ مُحَمَّدًا(ص) كَتَمَ شَيْئًا مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَقَدْ كَذَبَ، وَاللَّهُ يَقُولُ: (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ) الآيَةَ. (بخارى:4612)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي‌گويد: هركس به تو گفت كه محمد چيزي را از آنچه كه خداوند بر او نازل فرموده، پنهان ساخته است، ‌دروغ مي‌گويد. زيرا خداوند مي‌فرمايد: (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ) يعني اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده، ابلاغ كن. اگر چنين نكردي، رسالت خدا را ابلاغ نكرده‌اي.

باب (25): اين گفتة خداوند كه مي فرمايد: (اي مؤمنان! چيزهاي پاكيزه اي را كه خداوند براي شما حلال ساخته بر خود حرام مكنيد) [مائده:87]
1717ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ (رض) قَالَ: كُنَّا نَغْزُو مَعَ النَّبِيِّ (ص) وَلَيْسَ مَعَنَا نِسَاءٌ، فَقُلْنَا: أَلا نَخْتَصِي؟ فَنَهَانَا عَنْ ذَلِكَ، فَرَخَّصَ لَنَا بَعْدَ ذَلِكَ أَنْ نَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ بِالثوْبِ ثمَّ قَرَأَ: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ).  (بخارى:4615) 
ترجمه: عبدالله بن مسعود (رض) مي‌گويد: با نبي اكرم (ص) به جهاد رفته بوديم وهمسرانمان، ‌همراه ما نبودند. گفتيم: آيا خود را اخته نكنيم؟ آنحضرت  ما را از اين كار، بازداشت. و بعد از آن، به ما اجازه داد تا در برابر يك قطعه پارچه هم كه شده است با زنان، ازدواج كنيم. آنگاه (ابن مسعود) اين آيه را تلاوت كرد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ) يعني اي مؤمنان!‌ چيزهاي پاكيزه‌اي را كه خداوند براي شما حلال ساخته بر خود حرام مكنيد.

باب (26): اين گفتة خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (شراب، قمار،بتها و تيرهاي فال، اعمال ناپاك شيطان هستند) [مائده:90]
1718ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: مَا كَانَ لَنَا خَمْرٌ غَيْرُ فَضِيخِكُمْ هَذَا الَّذِي تُسَمُّونَهُ الْفَضِيخَ، فَإِنِّي لَقَائِمٌ أَسْقِي أَبَا طَلْحَةَ وَفُلانًا وَفُلانًا، إِذْ جَاءَ رَجُلٌ فَقَالَ: وَهَلْ بَلَغَكُمُ الْخَبَرُ؟ فَقَالُوا: وَمَا ذَاكَ؟ قَالَ: حُرِّمَتِ الْخَمْرُ، قَالُوا: أَهْرِقْ هَذِهِ الْقِلالَ يَا أَنَسُ، قَالَ: فَمَا سَأَلُوا عَنْهَا وَلا رَاجَعُوهَا بَعْدَ خَبَرِ الرَّجُلِ. (بخارى:4617)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي‌گويد: شرابي بجز آنچه كه شما آنرا فضيخ (شراب خرما) مي‌ناميد، در اختيار نداشتيم. من ايستاده بودم و به ابوطل