له (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «هر كس, به ديگران، رحم نكند, خدا به او رحم نخواهد كرد».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1559.txt">باب (11): سفارش در مورد همسايه</a><a class="text" href="w:text:1560.txt">باب (12): گناه كسي كه همسايگانش از دست وي در امان نباشند</a><a class="text" href="w:text:1561.txt">باب (13): هركس به خدا و روز قيامت، ايمان دارد، همسايه اش را اذيت و آزار نكند</a><a class="text" href="w:text:1562.txt">باب (14): هركار نيك، صدقه بشمار مي رود</a><a class="text" href="w:text:1563.txt">باب (15): ملايمت در همة كارها</a><a class="text" href="w:text:1564.txt">باب (16): همكاري مؤمنان با يكديگر</a><a class="text" href="w:text:1565.txt">باب (17): رسول خدا (ص) سخن بد به زبان نمي آوَرْد و بد زبان هم نبود</a><a class="text" href="w:text:1566.txt">باب (18): خوش اخلاقي و سخاوت، و كراهت بخل</a><a class="text" href="w:text:1567.txt">باب (19): نهي از نفرين و دشنام</a><a class="text" href="w:text:1568.txt">باب (20): سخن‏ چيني </a></body></html>باب (11): سفارش در مورد همسايه
1998ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَا زَالَ يُوصِينِي جِبْرِيلُ بِالْجَارِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ». (بخارى:6014)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «جبرئيل آنقدر مرا در مورد همسايه سفارش نمود كه خيال كردم او را شريك ارث، قرار مي دهد».

باب (32): رسول اكرم (ص) آب وضو ي خود را روي شخص بيهوش ريخت
145ـ عَنْ جَابِرٍ(رض) قَالَ: جَاءَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَعُودُنِي وَأَنَا مَرِيضٌ لا أَعْقِلُ، فَتَوَضَّأَ وَصَبَّ عَلَيَّ مِنْ وَضُوئِهِ، فَعَقَلْتُ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لِمَنِ الْمِيرَاثُ، إِنَّمَا يَرِثُنِي كَلالَةٌ، فَنَزَلَتْ آيَةُ الْفَرَائِضِ. (بخارى:194)
ترجمه: جابر(رض) مي‏گويد: بيمار و بي‏هوش بودم كه رسول الله (ص) به عيادت من آمد. آنحضرت(ص) وضو گرفت و باقيماندة آب وضويش را بر (سر و روي) من پاشيد. بلافاصله به هوش آمدم. آنگاه، عرض كردم: اي رسول گرامي! ميراث خود را بين چه كساني تقسيم كنم؟ زيرا وارث من تنها يك كلاله ميباشد. اين سؤال باعث شد كه آية ميراث، نازل شود.
( كلاله: به ميتي اطلاق مي شودكه فرزند و پدر نداشته باشد). 

باب (12): گناه كسي كه همسايگانش از دست وي در امان نباشند
1999ـ عَنْ أَبِي شُرَيْحٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «وَاللَّهِ لا يُؤْمِنُ، وَاللَّهِ لا يُؤْمِنُ، وَاللَّهِ لا يُؤْمِنُ» قِيلَ: وَمَنْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «الَّذِي لا يَأْمَنُ جَارُهُ بَوَايِقَهُ». (بخارى:6016)
ترجمه: ابوشريح (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «بخدا سوگند, مؤمن نيست، بخدا سوگند, مؤمن نيست، بخدا سوگند, مؤمن نيست». پرسيدند: چه كسي اي رسول خدا؟ فرمود: «كسي كه همسايه، از شرش در امان نباشد».

باب (13): هركس به خدا و روز قيامت، ايمان دارد، همسايه اش را اذيت و آزار نكند
2000ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلا يُؤْذِ جَارَهُ، وَمَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ، وَمَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَصْمُتْ».    (بخارى:6018)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسو ل الله (ص) فرمود: «هركس كه به خدا و روز قيامت، ايمان دارد، همسايه اش را از اذيت و آزار نكند. و هركس كه به خدا و روز قيامت, ايمان دارد، مهمان اش را گرامي بدارد. و هركس كه به خدا و روز قيامت, ايمان دارد، سخن خوب بگويد و يا سكوت نمايد». 
باب (14): هركار نيك، صدقه بشمار مي رود
2001ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ». (بخارى:6021)
ترجمه: جابر بن عبدالله رضي الله عنهما مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «هر كار نيك، صدقه بشمار مي رود».
باب (15): ملايمت در همة كارها
2002ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الرِّفْقَ فِي الأَمْرِ كُلِّهِ». (بخارى:6024)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «خداوند نرمي و ملايمت را در همة كارها دوست دارد».

باب (16): همكاري مؤمنان با يكديگر
2003ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا» ثُمَّ شَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ، وَكَانَ النَّبِيُّ (ص) جَالِسًا، إِذْ جَاءَ رَجُلٌ يَسْأَلُ، أَوْ طَالِبُ حَاجَةٍ، أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ، فَقَالَ: «اشْفَعُوا فَلْتُؤْجَرُوا، وَلْيَقْضِ اللَّهُ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِ مَا شَاءَ». (بخارى:6027)
ترجمه: ابوموسي اشعري (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «مؤمنان براي يكديگر مانند اجزاي يك ساختمان هستند كه باعث تقويت و استحكام يكديگر مي شوند». سپس رسول خدا (ص)انگشتانش را داخل يكديگر نمود. (با اين كار، استحكام را به ما نشان داد) 
وآنحضرت (ص) نشسته بود كه سائل و يا نيازمندي نزدش آمد. پيامبر خدا (ص) رو بسوي ما كرد و فرمود: «شفاعت كنيد تا اجر و پاداش ببريد. البته خداوند هر چه بخواهد بر زبان پيامبرش جاري    مي سازد».
باب (17): رسول خدا (ص) سخن بد به زبان نمي آوَرْد و بد زبان هم نبود
2004ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: لَمْ يَكُنِ النَّبِيُّ (ص) سَبَّابًا، وَلا فَحَّاشًا، وَلا لَعَّانًا، كَانَ يَقُولُ لأَحَدِنَا عِنْدَ الْمَعْتِبَةِ: «مَا لَهُ تَرِبَ جَبِينُهُ». (بخارى:6031)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فردي دشنام دهنده، بد و بيراه گوي و نفرين كننده نبود. بلكه هرگاه مي خواست يكي از ما را سرزنش كند، مي فرمود: « او را چه شده است؟ پيشاني اش به خاك ماليده شود».

باب (18): خوش اخلاقي و سخاوت، و كراهت بخل
2005ـ عَنْ جَابِرٍ(رض) يَقُولُ: مَا سُئِلَ النَّبِيُّ (ص) عَنْ شَيْءٍ قَطُّ فَقَالَ: لاَ. (بخارى:6034)
ترجمه: جابر(رض) مي گويد: هرگاه از نبي اكرم (ص) چيزي خواسته شد، هر گز نه نگفت.
2006ـ عن أَنَسٍ (رض) قَالَ: خَدَمْتُ النَّبِيَّ (ص) عَشْرَ سِنِينَ فَمَا قَالَ لِي أُفٍّ، وَلا لِمَ صَنَعْتَ؟، وَلاَ أَلاَّ صَنَعْتَ. (بخارى:6038)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: ده سال در خدمت نبي اكرم (ص) بودم. آنحضرت (ص) هرگز به من، اف يا چرا چنين كردي و يا چرا چنان نكردي، نگفت.

باب (19): نهي از نفرين و دشنام
2007ـ عَنْ أَبِي ذَرٍّ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «لا يَرْمِي رَجُلٌ رَجُلاً بِالْفُسُوقِ، وَلا يَرْمِيهِ بِالْكُفْرِ إِلاَّ ارْتَدَّتْ عَلَيْهِ، إِنْ لَمْ يَكُنْ صَاحِبُهُ كَذَلِكَ». (بخارى:6045)
ترجمه: ابوذر(رض) مي گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) فرمود: «هركس, فرد ديگري را متهم به فسق يا كفر كند و او اينگونه نباشد, فسق و كفر، به خودش بر مي گردد».
2008ـ عَنْ ثَابِتِ بْنِ الضَّحَّاكِ (رض) ـ وَكَانَ مِنْ أَصْحَابِ الشَّجَرَةِ ـ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: 