مْ يَأْكُلِ الطَّعَامَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَأَجْلَسَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي حَجْرِهِ، فَبَالَ عَلَى ثَوْبِهِ، فَدَعَا بِمَاءٍ، فَنَضَحَهُ وَلَمْ يَغْسِلْهُ. (بخارى:223)
ترجمه: ام قيس رضي ‏الله ‏عنها مي ‏گويد: پسر كوچكم را كه هنوز غذا نمي‏خورد، نزد رسول الله (ص) آوردم. رسول الله (ص) او را در بغل گرفت. او روي لباسهاي رسول اكرم (ص) ، ادرار كرد. رسول الله (ص) آب خواست و بر لباسهاي خود ريخت. (ولي) آنها را نشست. (يعني فقط به ريختن آب، اكتفا كرد).

باب (9): اگر تعبير كنندة اولي، خواب را خوب تعبير نكند، از ديگري تعبير آن را بخواهد
2162ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا كَانَ يُحَدِّثُ: أَنَّ رَجُلاً أَتَى رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَقَالَ: إِنِّي رَأَيْتُ اللَّيْلَةَ فِي الْمَنَامِ ظُلَّةً تَنْطُفُ السَّمْنَ وَالْعَسَلَ، فَأَرَى النَّاسَ يَتَكَفَّفُونَ مِنْهَا، فَالْمُسْتَكْثِرُ وَالْمُسْتَقِلُّ. وَإِذَا سَبَبٌ وَاصِلٌ مِنَ الأَرْضِ إِلَى السَّمَاءِ، فَأَرَاكَ أَخَذْتَ بِهِ فَعَلَوْتَ، ثُمَّ أَخَذَ بِهِ رَجُلٌ آخَرُ فَعَلا بِهِ، ثُمَّ أَخَذَ بِهِ رَجُلٌ آخَرُ فَعَلا بِهِ، ثُمَّ أَخَذَ بِهِ رَجُلٌ آخَرُ فَانْقَطَعَ، ثُمَّ وُصِلَ، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، بِأَبِي أَنْتَ، وَاللَّهِ لَتَدَعَنِّي فَأَعْبُرَهَا، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «اعْبُرْهَا». قَالَ: أَمَّا الظُّلَّةُ فَالإِسْلامُ، وَأَمَّا الَّذِي يَنْطُفُ مِنَ الْعَسَلِ وَالسَّمْنِ فَالْقُرْآنُ، حَلاوَتُهُ تَنْطُفُ، فَالْمُسْتَكْثِرُ مِنَ الْقُرْآنِ وَالْمُسْتَقِلُّ، وَأَمَّا السَّبَبُ الْوَاصِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ، فَالْحَقُّ الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ تَأْخُذُ بِهِ فَيُعْلِيكَ اللَّهُ، ثُمَّ يَأْخُذُ بِهِ رَجُلٌ مِنْ بَعْدِكَ فَيَعْلُو بِهِ، ثُمَّ يَأْخُذُ بِهِ رَجُلٌ آخَرُ فَيَعْلُو بِهِ، ثُمَّ يَأْخُذُهُ رَجُلٌ آخَرُ فَيَنْقَطِعُ بِهِ، ثُمَّ يُوَصَّلُ لَهُ فَيَعْلُو بِهِ، فَأَخْبِرْنِي يَا رَسُولَ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ، أَصَبْتُ أَمْ أَخْطَأْتُ؟ قَالَ النَّبِيُّ (ص): «أَصَبْتَ بَعْضًا، وَأَخْطَأْتَ بَعْضًا». قَالَ: فَوَاللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ، لَتُحَدِّثَنِّي بِالَّذِي أَخْطَأْتُ. قَالَ: «لاَ تُقْسِمْ». (بخارى:7046)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: مردي نزد رسول الله (ص) آمد و گفت: ديشب، سايباني را در خواب ديدم که از آن، روغن و عسل بر مي دارند. بعضي بيشتر و بعضي کمتر  برمي داشتند. همچنين ريسماني را ديدم که از زمين به آسمان، وصل شده است. و تو را ديدم که آنرا گرفته و بالا رفتي. سپس فرد ديگري آنرا گرفت و بالا رفت.آنگاه، شخص ديگري آنرا گرفت و بالا رفت. سر انجام، فردي ديگر آنرا گرفت و ريسمان، قطع شد. اما دوباره، وصل گرديد. ابو بکر (رض) گفت: اي رسول خدا! پدرم فدايت باد، به من اجازه دهيد تا آن را تعبير کنم.      نبي اکرم (ص) فرمود: «تعبير کن». ابو بکر گفت: سايبان، همان اسلام است و عسل و روغني که از آن مي چکد به معني قرآن است که حلاوت اش مي چکد. بعضي، قرآن بيشتري، و برخي، قرآن کمتري، ياد مي گيرند. و ريسماني که از آسمان به زمين، متصل است، حقي است که تو به آن چنگ مي زني و خداوند تو را بالا مي برد. سپس بعد از تو، مردي ديگر آنرا مي گيرد و با آن، صعود مي کند. و پس از آن، مردي ديگر آنرا مي گيرد و بوسيلة آن، صعود مي نمايد. سرانجام، مردي ديگر آنرا مي گيرد. اما ريسمان، کنده مي شود و دوباره و صل مي گردد و او هم به وسيلة آن، صعود مي کند. اي رسول خدا ! پدرم فدايت باد، به من بگو که درست گفتم و يا اشتباه کردم؟ نبي اکرم (ص) فرمود: «بعضي از آنها را درست گفتي و بعضي ديگر را اشتباه». ابوبکر(رض) گفت: به خدا سوگند که اشتباهاتم را به من مي گويي. پيا مبر اکرم (ص) فرمود: «سوگند نخور». 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1702.txt">باب (1): اين سخن پيامبر اكرم (ص) كه فرمود: «پس از من چيزهايي را مي بينيد كه برايتان ناخوشايند است»</a><a class="text" href="w:text:1703.txt">باب (2): ظهور فتنه ها</a><a class="text" href="w:text:1704.txt">باب (3): هر زمان از زمان قبلي، بدتر خواهد بود</a><a class="text" href="w:text:1705.txt">باب (4): اين سخن پيامبر اكرم (ص) كه فرمود:  «هركس، عليه ما اسلحه بردارد از ما نيست»</a><a class="text" href="w:text:1706.txt">باب (5): فتنه‏ هايي بروز خواهد كرد كه هر كس از آنها بيشتر فاصله بگيرد، بهتر است</a><a class="text" href="w:text:1707.txt">باب (6): زندگي با باديه نشينان در دوران فتنه و فساد</a><a class="text" href="w:text:1708.txt">باب (7): هرگاه، خداوند بر ملتي عذاب نازل فرمايد</a><a class="text" href="w:text:1709.txt">باب (8): اگر كسي نزد عده ايي، سخني بگويد و نزد ديگران، خلاف آنرا بگويد</a><a class="text" href="w:text:1710.txt">باب (9): بيرون آمدن آتش</a><a class="text" href="w:text:1711.txt">باب (10)</a></body></html>باب (1): اين سخن پيامبر اكرم (ص) كه فرمود: «پس از من چيزهايي را مي بينيد كه برايتان ناخوشايند است»
2163ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ كَرِهَ مِنْ أَمِيرِهِ شَيْئا فَلْيَصْبِرْ، فَإِنَّهُ مَنْ خَرَجَ مِنَ السُّلْطَانِ شِبْرًا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً». (بخارى:7053)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است که نبي اکرم (ص) فرمود: «هرکس، چيزي را از اميرش ديد كه بر او ناپسند آمد، صبر کند. زيرا هرکس به اندازة يک وجب از (اطاعت) حاکم (مسلمان) فاصله بگيرد (و بميرد) بر جاهليت، مرده است».
2164ـ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ (رض) قَالَ: دَعَانَا النَّبِيُّ (ص) فَبَايَعْنَاهُ، فَقَالَ فِيمَا أَخَذَ عَلَيْنَا: «أَنْ بَايَعَنَا عَلَى السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ، فِي مَنْشَطِنَا وَمَكْرَهِنَا، وَعُسْرِنَا وَيُسْرِنَا، وَأَثَرَةً عَلَيْنَا، وَأَنْ لا نُنَازِعَ الأَمْرَ أَهْلَهُ، إِلاَّ أَنْ تَرَوْا كُفْرًا بَوَاحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فِيهِ بُرْهَانٌ». (بخارى:7056)
ترجمه: عباده بن صامت (رض) مي گويد: نبي اکرم (ص) ما را طلب کرد و ما با ايشان بيعت کرديم. از جمله اموري كه در مورد آنها از ما بيعت گرفت اين بود که فرمود: «در حالت خوشحالي و نگراني، سختي و آساني و تر جيح ديگران بر ما، از ايشان (رسول خدا(ص) ) اطاعت کنيم. و همچنين نبايد با واليان و حکام، بخاطر حکومت، درگير شويم مگر زماني که کفر آشکاري ديديد و براي آن از جانب خدا، دليل و برهاني داشتيد. (در اين صورت مي توانيد مخالفت کنيد).

باب (2): ظهور فتنه ها
2165ـ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «مِنْ شِرَارِ النَّاسِ مَنْ تُدْرِكْهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ أَحْيَاءٌ». (بخارى:7067)
ترجمه: ابن مسعود (رض) مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص) مي فرمود: «کساني که هنگام برپا شدن قيامت، زنده اند، از بدترين انسانها هستند». 

باب (3): هر زمان از زمان قبلي، بدتر خواهد بود
2166ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) وَقَ