 وَالنَّهَارِ، وَهُنَّ إِحْدَى عَشْرَةَ. قيل: أَوَكَانَ يُطِيقُهُ؟ قَالَ: كُنَّا نَتَحَدَّثُ أَنَّهُ أُعْطِيَ قُوَّةَ ثَلاثِينَ. (بخارى:268)
ترجمه: انس بن مالك (رض) ميگويد: رسول الله (ص)در بخشي از روز يا شب، با همة همسران خود كه تعداد آنها يازده نفر بود، همبستري مي كرد . از او پرسيدند: آيا رسول الله (ص) توانايي چنين كاري را داشت ؟ انس (رض) گفت : به نظر ما، آنحضرت(ص) به اندازة سي نفر، توانايي داشت. 
باب(7): كسي كه عطر بزند و غسل نمايد
192 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى وَبِيصِ الطِّيبِ فِي مَفْرِقِ النَّبِيِّ (ص)، وَهُوَ مُحْرِمٌ. (بخارى: 271)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏فرمايد: گويا هم اكنون، درخشش خوشبويي را بر فرق سر رسول الله (ص) مشاهده مي نمايم در حالي كه ايشان در احرام بسر مي برند.

باب (8): خلال كردن موها هنگام غسل
193 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الْجَنَابَةِ، غَسَلَ يَدَيْهِ، وَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاةِ، ثُمَّ اغْتَسَلَ، ثُمَّ يُخَلِّلُ بِيَدِهِ شَعَرَهُ حَتَّى إِذَا ظَنَّ أَنَّهُ قَدْ أَرْوَى بَشَرَتَهُ، أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ غَسَلَ سَائِرَ جَسَدِهِ. (بخارى:272)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏فرمايد: هرگاه، رسول الله (ص)غسل جنابت مي‏نمود، نخست دست‏هايش را مي‏شست. سپس،  مانند وضوي نماز، وضو مي ساخت. بعد از آن، غسل مي نمود. آنگاه با دستهايش، موهاي سرش را خلال مي كرد تا مطمئن شود كه پوست سرش كاملاً خيس شده است. و در پايان، سه بار بر بدنش، آب مي ريخت و تمام آن را مي شست. 

باب (9): اگر كسي در مسجد بياد افتاد كه جنب است، بدون تيمم، بيرون رود 
194 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: أُقِيمَتِ الصَّلاةُ وَعُدِّلَتِ الصُّفُوفُ قِيَامًا، فَخَرَجَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (ص)، فَلَمَّا قَامَ فِي مُصَلاهُ، ذَكَرَ أَنَّهُ جُنُبٌ، فَقَالَ لَنَا:  «مَكَانَكُمْ». ثُمَّ رَجَعَ فَاغْتَسَلَ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا وَرَأْسُهُ يَقْطُرُ، فَكَبَّرَ فَصَلَّيْنَا مَعَهُ. (بخارى:275)
ترجمه: ابو هريره (رض) مي‏گويد: اقامه گفته شد و صف‏ها براي اقامة نماز، بسته شد. سپس، رسول الله (ص) تشريف آورد. هنگامي كه بر مصلاي نماز ايستاد، يادش آمد كه جُنب است. به ما گفت: «سر جاي خود بمانيد». يعني (صف‏هاي نماز را بهم نزنيد). سپس برگشت و غسل نمود. و در حالي به سوي ما آمد كه هنوز آب از موهايش مي‏چكيد. آنگاه، تكبير گفت و ما با ايشان نماز خوانديم.

باب (10): غسل در جاي خلوت و در حالت برهنه و اينكه پوشش افضل است 
195 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ يَغْتَسِلُونَ عُرَاةً يَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ، وَكَانَ مُوسَى (ص) يَغْتَسِلُ وَحْدَهُ، فَقَالُوا: وَاللَّهِ مَا يَمْنَعُ مُوسَى أَنْ يَغْتَسِلَ مَعَنَا إِلا أَنَّهُ آدَرُ، فَذَهَبَ مَرَّةً يَغْتَسِلُ، فَوَضَعَ ثَوْبَهُ عَلَى حَجَرٍ، فَفَرَّ الْحَجَرُ بِثَوْبِهِ، فَخَرَجَ مُوسَى فِي إِثْرِهِ يَقُولُ: ثَوْبِي يَا حَجَرُ، حَتَّى نَظَرَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ إِلَى مُوسَى، فَقَالُوا: وَاللَّهِ مَا بِمُوسَى مِنْ بَأْسٍ، وَأَخَذَ ثَوْبَهُ، فَطَفِقَ بِالْحَجَرِ ضَرْبًا». فَقَالَ: أَبُو هُرَيْرَةَ: وَاللَّهِ إِنَّهُ لَنَدَبٌ بِالْحَجَرِ، سِتَّةٌ أَوْ سَبْعَةٌ ضَرْبًا بِالْحَجَرِ. (بخارى:278)
ترجمه: ابو هريره (رض) مي گويد : نبي اكرم (ص) فرمود: «بني اسرائيل، برهنه غسل ‏كرده، به يكديگر نگاه مي‏كردند. اما  موسي (ع) به تنهايي غسل مي‏كرد. بني اسرائيل ‏گفتند: بخدا سوگند، چون موسي وَرم بيضه دارد، با ما غسل نمي‏كند. روزي  موسي (ع) لباسهايش را در آورد و روي سنگي گذاشت تا غسل كند. آن سنگ، لباسهاي موسي (ع) را برداشت و فرار كرد.  موسي (ع) دنبال سنگ به راه افتاد و فرياد زد: اي  سنگ!  لباسهايم (را كجا مي بري)؟ تا اينكه بني اسرائيل  موسي را ديدند و گفتند: به خدا سوگند، موسي هيچ بيماري اي ندارد. آنگاه، سنگ توقف كرد و موسي (ع) لباسهايش  را برگرفت و چند ضربه به سنگ زد». راوي مي‏گويد: بخدا سوگند، اثر شش يا هفت ضربه، بر روي سنگ ديده شد.
196 ـ وَعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «بَيْنَا أَيُّوبُ يَغْتَسِلُ عُرْيَانًا، فَخَرَّ عَلَيْهِ جَرَادٌ مِنْ ذَهَبٍ، فَجَعَلَ أَيُّوبُ يَحْتَثِي فِي ثَوْبِهِ، فَنَادَاهُ رَبُّهُ: يَا أَيُّوبُ، أَلَمْ أَكُنْ أَغْنَيْتُكَ عَمَّا تَرَى؟ قَالَ: بَلَى وَعِزَّتِكَ، وَلَكِنْ لا غِنَى بِي عَنْ بَرَكَتِكَ». (بخارى:279)
ترجمه: ابو هريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «ايوب (ع) برهنه مشغول غسل كردن بود كه در آن اثنا، گروهي از ملخ هاي طلايي بر او فرو ريختند. ايوب (ع) شروع به جمع آوري آنها در لباسش نمود. پروردگارش به او ندا داد: اي ايوب! مگر من تو را از اين چيزهايي كه         مي بيني، بي نياز نساخته بودم؟  ايوب (ع)  گفت : به عزتت سوگند! بلي. (بي نياز ساخته اي ) ولي من از بركات تو بي نياز نيستم». 


باب (11):  هنگام غسل، بايد خود را از چشم مردم دور داشت
197 ـ عَنْ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: ذَهَبْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَامَ الْفَتْحِ، فَوَجَدْتُهُ يَغْتَسِلُ وَفَاطِمَةُ تَسْتُرُهُ، فَقَالَ: «مَنْ هَذِهِ»؟ فَقُلْتُ: أَنَا أُمُّ هَانِئٍ. (بخارى:280)
ترجمه: ام‏هاني؛ دختر ابو طالب رضي الله عنها؛ مي‏گويد: سال فتح مكه، نزد رسول الله (ص) رفتم. ايشان در آن لحظه استحمام مي‏كرد و  فاطمه رضي‏الله‏ عنها او را در پوشش نگه داشته بود. رسول الله (ص) فرمود: «اين زن كيست»؟ گفتم: ام هاني هستم.

باب (12): حكم عرق فرد جنب و اينكه مؤمن نجس نمي‏شود
198 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) لَقِيَهُ فِي بَعْضِ طَرِيقِ الْمَدِينَةِ وَهُوَ جُنُبٌ، قال: فَانْخَنَسْتُ مِنْهُ، فَذَهَبتُ فَاغْتَسَلْتُ، ثُمَّ جِئتُ، فَقَالَ: «أَيْنَ كُنْتَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ»؟ قَالَ: كُنْتُ جُنُبًا فَكَرِهْتُ أَنْ أُجَالِسَكَ وَأَنَا عَلَى غَيْرِ طَهَارَةٍ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنَّ الْمُسْلِمَ لا يَنْجُسُ». (بخارى:283)
ترجمه: ابو هريره (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) در يكي از كوچه‏هاي مدينه، مرا ديد. چون جُنب  بودم، خود را عقب كشيدم و از چشم رسول الله (ص) پنهان كردم. و پس از غسل، خدمت رسول خدا (ص) رسيدم. آنحضرت(ص)  فرمود: « ابوهريره! كجا بودي»؟ عرض كردم: بعلت جنابت وعدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم. رسول الله (ص) فرمود: « سبحان الله! مؤمن كه نجس نمي‏شود».



باب (13): جنب وضو بگيرد، سپس بخوابد
199 ـ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض): سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص): أَيَرْقُدُ أَحَدُنَا وَهُوَ جُنُبٌ؟ قَال