 رَجُلاً قَدْ أَجَرْتُهُ، فُلانَ ابْنَ هُبَيْرَةَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : «قَدْ أَجَرْنَا مَنْ أَجَرْتِ يَا أُمَّ هَانِئٍ». قَالَتْ أُمُّ هَانِئٍ: وَذَاكَ ضُحًى. (بخارى:353 ـ 357)
ترجمه: روايت ام هاني دربارة اينكه ايشان در سال فتح مكه، نزد رسول الله (ص) آمد و سلام گفت در حاليكه رسول خدا(ص) مشغول استحمام بود و فاطمه رضي‏الله‏ عنها او  را در پرده گرفته بود، قبلا گذشت. در اين روايت، ام  هاني مي افزايد: رسول الله (ص) بعد از غسل و استحمام، در حالي كه خود را در پارچه اي پيچيده بود، هشت ركعت نماز خواند. بعد از پايان نماز، عرض كردم: اي پيامبر گرامي (ص) ! برادرم ؛علي (رض)؛ مي‏خواهد فلاني فرزند هبيره راكه من  پناه داده ام، به قتل برساند. رسول الله (ص) فرمود: «كسي را كه تو پناه داده اي، ما هم پناهش ميدهيم». 
 ام هاني مي‏گويد: نمازي را كه رسول الله (ص)خواند، نماز اشراق بود.
230ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ سَائِلا سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنِ الصَّلاةِ فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَوَلِكُلِّكُمْ ثَوْبَانِ»؟ (بخارى:358)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه شخصي از رسول الله (ص) دربارة نماز خواندن در يك قطعه پارچه، سؤال كرد. رسول الله (ص) فرمود: «مگر هر كدام از شما دوقطعه پارچه دارد»؟

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:24.txt">باب (1): چگونگي آغاز وحي بر رسول الله (ص) اعمال به نيت ها بستگي دارند</a><a class="text" href="w:text:25.txt">2</a><a class="text" href="w:text:26.txt">3</a><a class="text" href="w:text:27.txt">4</a><a class="text" href="w:text:28.txt">5</a><a class="text" href="w:text:29.txt">6</a><a class="text" href="w:text:30.txt">7</a></body></html>باب (4): اگر كسي در يك قطعه لباس ،نماز خواند
 بايد آنرا به شانه هايش بيندازد
231ـ وعَنْهُ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «لا يُصَلِّي أَحَدُكُمْ فِي الثَّوْبِ الْوَاحِدِ لَيْسَ عَلَى عَاتِقَيْهِ شَيْءٌ». (بخارى:359)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «تنها در يك قطعه لباس كه بر روي شانه هايتان چيزي نباشد، نماز نخوانيد». 
232ـ وعَنْهُ (رض) يَقُولُ: أَشْهَدُ أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «مَنْ صَلَّى فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ فَلْيُخَالِفْ بَيْنَ طَرَفَيْهِ» (بخارى:360).
ترجمه: همچنين ابوهريره (رض) مي‏گويد: گواهي مي‏دهم كه از رسول الله (ص) شنيدم كه ‏فرمود: «اگر با يك لباس (غير دوخته) نماز مي‏خوانيد، دو طرف آن را در جهت مخالف يكديگر(روي شانه هايتان) بيندازيد».

باب (5): اگر لباس، تنگ باشد
233ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ، فَجِئْتُ لَيْلَةً لِبَعْضِ أَمْرِي، فَوَجَدْتُهُ يُصَلِّي، وَعَلَيَّ ثَوْبٌ وَاحِدٌ، فَاشْتَمَلْتُ بِهِ، وَصَلَّيْتُ إِلَى جَانِبِهِ، فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: «مَا السُّرَى يَا جَابِرُ»؟ فَأَخْبَرْتُهُ بِحَاجَتِي، فَلَمَّا فَرَغْتُ قَالَ: «مَا هَذَا الاشْتِمَالُ الَّذِي رَأَيْتُ»؟ قُلْتُ: كَانَ ثَوْبٌ، قَالَ: «فَإِنْ كَانَ وَاسِعًا فَالْتَحِفْ بِهِ، وَإِنْ كَانَ ضَيِّقًا فَاتَّزِرْ بِه». (بخارى:361)
ترجمه: جابر بن عبد الله رضي الله عنهما مي‏گويد: دريكي ازسفرها، همراه رسول خدا (ص) بودم. شبي براي كار شخصي خود، نزد رسول الله  (ص) رفتم.آنحضرت (ص) مشغول نماز خواندن بود. من فقط يك قطعه لباس داشتم كه خود را در آن پيچيده بودم.كنارآنحضرت (ص) به نماز ايستادم. پس از اتمام نماز، رسول الله (ص) فرمود: «اي جابر! در اين هنگام از شب چرا آمده اي»؟ من منظورم را براي رسول الله (ص) بيان كردم. آنگاه رسول الله (ص) فرمود: «چرا خود را چنين در چادر پيچيده اي»؟ عرض كردم: اي پيامبرخدا! همين يك قطعه پارچه را داشتم. (و چاره اي جز اين نداشتم). رسول الله (ص) فرمود: «اگر پارچه بزرگ است، آن را دورخود بپيچان و اگر كوچك است، بجاي شلوار از آن استفاده كن».
234ـ عَنْ سَهْلٍ (رض) قَالَ: كَانَ رِجَالٌ يُصَلُّونَ مَعَ النَّبِيِّ ص عَاقِدِي أُزْرِهِمْ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ، كَهَيْئَةِ الصِّبْيَانِ، وَيُقَالُ لِلنِّسَاءِ: «لا تَرْفَعْنَ رُءُوسَكُنَّ حَتَّى يَسْتَوِيَ الرِّجَالُ جُلُوسًا». (بخارى:362)
ترجمه: سهل (رض) مي‏گويد: مرداني با رسول الله (ص) نماز مي خواندند كه ازارهاي خود را (كه بجاي شلوار از آنها استفاده مي‏كردند) مانند كودكان بر گردنهاي خود، بسته بودند.آنحضرت(ص) خطاب به زنان فرمود: «تا وقتيكه مردان، سر از سجده برنداشته اند، شما سر از سجده، بر نداريد».

باب (6): نماز خواندن در عباي شامي
235ـ عَنْ مُغِيرَةَ بْنِ شُعْبَةَ (رض) قَالَ: كُنْتُ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي سَفَرٍ، فَقَالَ: «يَا مُغِيرَةُ، خُذِ الإِدَاوَةَ». فَأَخَذْتُهَا، فَانْطَلَقَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) حَتَّى تَوَارَى عَنِّي، فَقَضَى حَاجَتَهُ وَعَلَيْهِ جُبَّةٌ شَأْمِيَّةٌ، فَذَهَبَ لِيُخْرِجَ يَدَهُ مِنْ كُمِّهَا فَضَاقَتْ، فَأَخْرَجَ يَدَهُ مِنْ أَسْفَلِهَا، فَصَبَبْتُ عَلَيْهِ، فَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاةِ، وَمَسَحَ عَلَى خُفَّيْهِ، ثُمَّ صَلَّى. (بخارى: 363)
ترجمه: مغيره ابن شعبه (رض) مي‏گويد: در سفري با نبي اكرم (ص) بودم. آنحضرت (ص) فرمود: «اي مغيره! ظرف وضو را بياور». آنرا آرودم. رسول الله (ص) براي قضاء حاجت، بقدري دور رفت كه از ديد من پنهان شد. بعد از قضاي حاجت، آنحضرت (ص) كه يك پالتوي شامي بر تن داشت، مي‏خواست دست‏هايش را از آستين، بيرون بياورد اما چون آستينهاي آن تنگ بود  ناچار دستها را از داخل پالتو بيرون آورد. من بر اعضاي (مبارك) رسول الله (ص) آب ريختم. رسول خدا(ص) وضوي كامل گرفت و بر موزه هايش مسح كرد و نماز خواند.

باب (7): كراهيت برهنه نماز خواندن
236ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ الله عَنْهُمَا يُحَدِّثُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يَنْقُلُ مَعَهُمُ الْحِجَارَةَ لِلْكَعْبَةِ، وَعَلَيْهِ إِزَارُهُ، فَقَالَ لَهُ الْعَبَّاسُ عَمُّهُ: يَا ابْنَ أَخِي، لَوْ حَلَلْتَ إِزَارَكَ، فَجَعَلْتَ عَلَى مَنْكِبَيْكَ دُونَ الْحِجَارَةِ، قَالَ: فَحَلَّهُ فَجَعَلَهُ عَلَى مَنْكِبَيْهِ، فَسَقَطَ مَغْشِيًّا عَلَيْهِ، فَمَا رُئِيَ بَعْدَ ذَلِكَ عُرْيَانًا (ص). (بخارى:364)
ترجمه: جابر بن عبداله  رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول الله (ص) (قبل از بعثت)هنگام تعميركعبه، همراه ساير قريش، سنگ‏ها را بر دوش خود حمل مي‏كرد. آنحضرت صل الله عليه و آله و سلم در آن هنگام، ازار پوشيده بود. عباس (رض) ؛عموي رسول الله (ص)؛ فرمود: برادر زاده! چقدر خوب است، اگر ازارت را باز كني و آن را زير سنگها و روي  شانه ات بگذاري.
 راوي  مي‏گويد: رسول الله (ص) ازار خود را باز نمود و آنرا روي شانه هاي خود نهاد.  سپس بيهوش به زمين افتاد. و بعد از آن، هرگز برهنه ديده نشد.

باب (8): آنچه كه از عورت، بايد پوشيده شود
237ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (ر