َ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلَمَةٌ لأَخِيهِ مِنْ عِرْضِهِ أَوْ شَيْءٍ فَلْيَتَحَلَّلْهُ مِنْهُ الْيَوْمَ قَبْلَ أَنْ لا يَكُونَ دِينَارٌ وَلا دِرْهَمٌ، إِنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ أُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلَمَتِهِ، وَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سَيِّئَاتِ صَاحِبِهِ فَحُمِلَ عَلَيْهِ». (بخارى:2449)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول ‏الله (ص) فرمود: «هر كس كه ظلمي به برادرش نموده باشد، خواه به آبروي او لطمه زده و يا حق ديگري از او پايمال كرده است، همين امروز (در دنيا) از او طلب بخشش كند قبل از اينكه روزي (قيامت) فرا رسد كه در آن، درهم و ديناري، وجود ندارد. زيرا اگر اعمال نيكي داشته باشد، (در آنروز) به اندازة ظلمي كه نموده است، از آنها كسر ميگردد. و اگر اعمال نيكي نداشته باشد، گناهان مظلوم را به دوش او (ظالم) مي گذارند».

باب (7): گناه كسي كه زمين ديگران را تصاحب ‏كند
1107 ـ عَنْ سَعِيدِ بْنِ زَيْدٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «مَنْ ظَلَمَ مِنَ الأَرْضِ شَيْئًا طُوِّقَهُ مِنْ سَبْعِ أَرَضِينَ». (بخارى:2452)
ترجمه: سعيد بن زيد (رض) مي‏گويد: از رسول الله (ص) شنيدم كه فرمود: «هركس، زمين ديگري را (بناحق) تصاحب كند، آن زمين تا هفت طبق، طوقي در گردن او مي‏شود».
1108 ـ عَنْ ابن عمر رَضِي اللَّه عَنْهما قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَنْ أَخَذَ مِنَ الأَرْضِ شَيْئًا بِغَيْرِ حَقِّهِ خُسِفَ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَى سَبْعِ أَرَضِينَ». (بخارى:2454)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «هركس، زمين ديگري را به ناحق، تصرف كند، روز قيامت در هفت زمين، فرو برده مي‏شود».

باب (24): علم چگونه از بين ميرود؟
77 ـ  عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ الْعِبَادِ، وَلَكِنْ يَقْبِضُ الْعِلْمَ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ، حَتَّى إِذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا اتَّخَذَ النَّاسُ رُءُوسًا جُهَّالاً، فَسُئِلُوا، فَأَفْتَوْا بِغَيْرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وَأَضَلُّوا». (بخارى:100)
ترجمه: عبدالله بن عمرو بن عاص رضي الله عنهما مي گويد: از رسول الله (ص) شنيدم كه فرمود: «خداوند علم را از سينة بندگان خود محو نمي كند، بلكه با وفات علما آنرا از  بين مي برد. و وقتي كه علما از بين رفتند، مردم، جاهلان را رهبر خود قرار مي دهند و مسائل خود را از آنها مي پرسند. رهبرانشان نيز از روي جهالت، فتوا مي دهند كه هم خود گمراه ميشوند وهم ديگران را به گمراهي مي كشند».

باب (8): اگر كسي به ديگري اجازه دهد، مي تواند آن كار را انجام دهد
1109 ـ وَعَنْهُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُما: أنَّهُ مَرَّ بِقَوْمٍ يَأكُلُونَ تَمْرًا فقال: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَهَى عَنِ الإِقْرَانِ إِلاَّ أَنْ يَسْتَأْذِنَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَخَاهُ. (بخارى:2455)
ترجمه: همچنين از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه ايشان، از كنار عده اي كه خرما مي‏خوردند، عبور كرد و گفت: رسول ‏الله (ص) از گذاشتنِ همزمانِ دو خرما در دهن، منع كرده است مگر اينكه از دوستش اجازه بگيرد.

باب (9): اين گفتة خداوند (كه در مورد شخصي) فرمود : 
(و او بدترين، ستيزه جويان است)
1110 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنَّ أَبْغَضَ الرِّجَالِ إِلَى اللَّهِ الأَلَدُّ الْخَصِمُ». (بخارى:2457)
ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها روايت است كه نبي اكرم (ص) فرمود: «بدترين اشخاص، نزد خداوند، شخص ستيزه جو و لجوج است».

باب (10): گناه كسي كه آگاهانه و به ناحق، ادعاي چيزي را بكند
1111 ـ عَنِ أُمِّ سَلَمَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا زَوْجَ النَّبِيِّ (ص) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص): أَنَّهُ سَمِعَ خُصُومَةً بِبَابِ حُجْرَتِهِ فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ وَإِنَّهُ يَأْتِينِي الْخَصْمُ فَلَعَلَّ بَعْضَكُمْ أَنْ يَكُونَ أَبْلَغَ مِنْ بَعْضٍ، فَأَحْسِبُ أَنَّهُ صَدَقَ فَأَقْضِيَ لَهُ بِذَلِكَ، فَمَنْ قَضَيْتُ لَهُ بِحَقِّ مُسْلِمٍ فَإِنَّمَا هِيَ قِطْعَةٌ مِنَ النَّارِ فَلْيَأْخُذْهَا أَوْ فَلْيَتْرُكْهَا». (بخارى:2458)
ترجمه: از ام سلمه رضي ‏الله‏ عنها؛ همسر گرامي رسول ‏الله (ص) ؛ روايت است كه روزي، آنحضرت (ص) سروصدايي جلوي خانه شان شنيد. پس بيرون رفت برد و به آنها گفت: «من هم بشري هستم (مانند شما). هرگاه، براي حل خصومتي نزد من مي آييد، ممكن است يكي از شما در نطق، ماهرتر باشد و من به خيال اينكه راست مي‏گويد، به نفع او قضاوت بكنم. پس هر كسي كه من حق مسلماني را (اينگونه) به او بدهم، در واقع قطعه اي از آتش را به او داده ام. حال او آزاد است كه آنرا بگيرد يا رها كند».

باب (11): تقاص مظلوم از مال ظالم، اگر بدستش بيافتد
1112 ـ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ (رض) قَالَ: قُلْنَا لِلنَّبِيِّ (ص) إِنَّكَ تَبْعَثُنَا فَنَنْزِلُ بِقَوْمٍ لا يَقْرُونَا، فَمَا تَرَى فِيهِ؟ فَقَالَ لَنَا: «إِنْ نَزَلْتُمْ بِقَوْمٍ فَأُمِرَ لَكُمْ بِمَا يَنْبَغِي لِلضَّيْفِ فَاقْبَلُوا، فَإِنْ لَمْ يَفْعَلُوا فَخُذُوا مِنْهُمْ حَقَّ الضَّيْفِ». (بخارى:2461)
ترجمه: عقبه بن عامر (رض) مي‏گويد: به رسول ‏الله (ص) عرض كرديم: يارسول ‏الله! شما ما را (به مناطق مختلف) اعزام مي‏كنيد، اگر آن مردم، ما را پذيرايي نكردند چه بايد كرد؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «اگر با شما آنطور كه شايستة مهمان است برخورد كردند، پپذيريد. و اگر نه، حق مهمان را از آنان بگيريد».

باب (12): همسايه نبايد همسايه اش را از كوبيدن ميخ به ديوارش منع كند
1113 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا يَمْنَعْ جَارٌ جَارَهُ أَنْ يَغْرِزَ خَشَبَهُ فِي جِدَارِهِ». ثُمَّ يَقُولُ أَبُو هُرَيْرَةَ: مَا لِي أَرَاكُمْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ وَاللَّهِ لأَرْمِيَنَّ بِهَا بَيْنَ أَكْتَافِكُمْ. (بخارى:2463)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «هيچ‏ همسايه اي، همسايه‏اش را از اينكه ميخي به ديوار (مشترك) بكوبد منع ننمايد». سپس، ابوهريره (رض) گفت: چرا اكنون شما را مي بينم كه از اين حديث، روي بر مي گردانيد. سوگند به خدا كه من آن ميخ را به شانه هايتان خواهم زد». (بعلت اهميت حق همسايه چنين فرمود).

باب (13): تجمع جلوي خانه و نشستن برسر معابر
1114 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِيَّاكُمْ وَالْجُلُوسَ عَلَى الطُّرُقَاتِ». فَقَالُوا: مَا لَنَا بُدٌّ إِنَّمَا هِيَ مَجَالِسُنَا نَتَحَدَّثُ فِيهَا، قَالَ: «فَإِذَا أَبَيْتُمْ إِلاَّ الْمَجَالِسَ فَأَعْطُوا الطَّرِيقَ حَقَّهَا» قَالُوا: وَمَا حَقُّ الطَّرِي