 (ص)  قلاده در گردن گوسفندي انداخت و ( آنرا به عنوان هدي، همراه حجاج فرستاد) و خودش در خانه بحالت حلال، نزد ما ماند.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:756.txt">باب (61): قلادة پشمي</a><a class="text" href="w:text:757.txt">باب (62): پالان شتر و صدقه دادن آن</a><a class="text" href="w:text:758.txt">باب (63): قرباني كردن گاو براي همسران خود، بدون درخواست آنها </a><a class="text" href="w:text:759.txt">باب (64): ذبح كردن در جايي كه پيامبر (ص) قرباني نموده است</a><a class="text" href="w:text:760.txt">باب (65): نحر (ذبح) شتر در حالت قيد (بسته بودن پاها)</a><a class="text" href="w:text:761.txt">باب (66): به ذبح كننده (قصاب) چيزي از گوشت هدي، داده نشود</a><a class="text" href="w:text:762.txt">باب (67): چه مقدار از گوشت قرباني را خودمان استفاد كنيم  و چه مقدار را صدقه نماييم؟ </a><a class="text" href="w:text:763.txt">باب (67): تراشيدن وكوتاه كردن موي سر، هنگام خارج شدن از احرام</a><a class="text" href="w:text:764.txt">باب (68): رمي جمرات (سنگ زدن به شيطانها)</a><a class="text" href="w:text:765.txt">باب (69) رَمي جمرات از تهِ دره</a><a class="text" href="w:text:766.txt">باب (70): رمي جمرات با هفت سنگ ريزه</a><a class="text" href="w:text:767.txt">باب (71): پس از رمي دو جمره (اول و دوم) در مكاني هموار، رو به قبله ايستاد</a><a class="text" href="w:text:768.txt">باب (72): طواف وداع</a><a class="text" href="w:text:769.txt">باب (73): اگر زني پس از طواف افاضه، دچار قاعدگي شود</a><a class="text" href="w:text:770.txt">باب (74): (حكم توقف كردن) در مُحَصَّب</a><a class="text" href="w:text:771.txt">باب (75): توقف كردن در (ذي طوي) پيش از ورود به مكه و در دشت (ذو الحليفه) پس از بازگشت از مكه</a></body></html>باب (61): قلادة پشمي
837 ـ وَفِيْ رِوَايَةٍ عَنْهَا قَالَتْ: فَتَلْتُ قَلائِدَهَا مِنْ عِهْنٍ كَانَ عِنْدِي . (بخارى:1705)
ترجمه: و در روايتي از عايشه رضي الله عنها آمده است كه مي گويد: قلاده هاي آنها را با پشمي كه نزد من بود، بافتم.

باب (62): پالان شتر و صدقه دادن آن
838 ـ عَنْ عَلِيٍّ (رض) قَالَ: أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ أَتَصَدَّقَ بِجِلالِ الْبُدْنِ الَّتِي نَحَرْتُ وَبِجُلُودِهَا. (بخارى:1707)
ترجمه: علي(رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) به من دستور داد تا پالان و پوست شترهاي  قرباني را كه ذبح كرده بودم، صدقه نمايم.
 
باب (63): قرباني كردن گاو براي همسران خود، بدون درخواست آنها 
839 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا تَقُولُ: خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِخَمْسٍ بَقِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ، تَقَدَّمَ وَفِيْ هذِهِ الرِّوَايَةِ زِيَادَةُ: فَدُخِلَ عَلَيْنَا يَوْمَ النَّحْرِ بِلَحْمِ بَقَرٍ، فَقُلْتُ: مَا هَذَا ؟ قَالَ: نَحَرَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَنْ أَزْوَاجِهِ. (بخارى:1707)
ترجمه: حديث عايشه رضي‏الله‏ عنها كه مي‏گويد: پنج روز از ماه ذوالقعده مانده بود كه با رسول ‏الله (ص) براي حج از مدينه خارج شديم، قبلاً بيان شد. ودر اين روايت، علاوه بر آن، آمده است كه عايشه رضي‏الله‏ عنها فرمود: روز عيد، مقداري گوشت گاو براي ما آوردند. من پرسيدم: اين چيست؟ (يعني گوشت از كجا؟) آن شخص، گفت: اينها از گوشتهاي قرباني اي است كه رسول خدا (ص) براي همسرانش، ذبح كرده است.
 
باب (64): ذبح كردن در جايي كه پيامبر (ص) قرباني نموده است
840 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّهُ كَانَ يَنْحَرُ فِي الْمَنْحَرِ. قَالَ عُبَيْدُاللَّهِ يعني: مَنْحَرِ رَسُولِ اللَّهِ (ص). (بخارى:1710)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه: وي در محلي كه رسول خدا (ص) قرباني كرده بود، هدي خود را ذبح مي‏كرد.
 
باب (1): فضيلت علم و دانش
54 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: بَيْنَمَا النَّبِيُّ (ص) فِي مَجْلِسٍ يُحَدِّثُ الْقَوْمَ جَاءَهُ أَعْرَابِيٌّ فَقَالَ: مَتَى السَّاعَةُ؟ فَمَضَى رسول الله (ص)يُحَدِّثُ فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: سَمِعَ مَا قَالَ فَكَرِهَ مَا قَالَ، وَقَالَ بَعْضُهُمْ: بَلْ لَمْ يَسْمَعْ حَتَّى إِذَا قَضَى حَدِيثَهُ، قَالَ: «أَيْنَ أُرَاهُ- السَّائِلُ عَنِ السَّاعَةِ»؟ قَالَ: هَا أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: «فَإِذَا ضُيِّعَتِ الأَمَانَةُ فَانْتَظِرِ السَّاعَةَ». قَالَ: كَيْفَ إِضَاعَتُهَا؟ قَالَ: «إِذَا وُسِّدَ الأَمْرُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ فَانْتَظِرِ السَّاعَةَ». (بخارى:59) 
ترجمه: از ابو هريره (رض) روايت است كه: روزي، نبي اكرم (ص) در جلسه اي، مردم را وعظ و ارشاد مي كرد كه يك مرد باديه نشين، وارد مجلس شد و دربارة قيامت، سؤال كرد و گفت: قيامت كي خواهد آمد؟ رسول الله (ص)(بدون اينكه پاسخ بدهد) به صحبت خود ادامه داد. بعضي‏ها فكر كردند كه رسول اكرم (ص) سؤال را شنيد اما چون از اين سؤال، خوشش نيامد، جوابي نداد. بعضي‏ها گفتند: رسول الله (ص) سؤال را نشنيده است. رسول اكرم (ص)  بعد از اينكه به سخنش خاتمه داد، پرسيد: «سائل كجا است»؟ سائل عرض كرد: يا رسول الله! من حاضرم. رسول الله (ص) فرمود: «هرگاه كه امانت ضايع شود، منتظر قيامت باش». وي پرسيد: امانت چگونه ضايع مي شود؟ آنحضرت (ص) فرمود: «هرگاه كارها بدست نا اهلان سپرده  شوند، منتظر قيامت باشيد».                         
باب (65): نحر (ذبح) شتر در حالت قيد (بسته بودن پاها)
841 ـ وَعَنْهُ (رض): أَنَّهُ رَأَى رَجُلاً قَدْ أَنَاخَ بَدَنَتَهُ يَنْحَرُهَا، قَالَ: ابْعَثْهَا قِيَامًا مُقَيَّدَةً سُنَّةَ مُحَمَّدٍ (ص). (بخارى:1713)
ترجمه: عبد الله بن مسعود(رض) مردي را ديد كه شتر قرباني‏اش را خوابانيده بود تا آنرا ذبح كند. عبد الله (رض) گفت: شتر را  ايستاده و در حالي كه پاهايش بسته باشند، طبق سنت محمد (ص) ، ذبح كن. 

باب (66): به ذبح كننده (قصاب) چيزي از گوشت هدي، داده نشود
842 ـ عَنْ عَلِيٍّ (رض) قَالَ: أَمَرَنِي النَّبِيُّ (ص) أَنْ أَقُومَ عَلَى الْبُدْنِ، وَلا أُعْطِيَ عَلَيْهَا شَيْئًا فِي جِزَارَتِهَا. (بخارى: 1716)
ترجمه: علي (رض) مي گويد: رسول الله (ص) سرپرستي شترهاي قرباني را بعهده من، واگذار نمود و دستور داد تا از گوشت آنها (به عنوان مزد) به قصابها ندهم.
 



باب (67): چه مقدار از گوشت قرباني را خودمان استفاد كنيم 
و چه مقدار را صدقه نماييم؟ 
843 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كُنَّا لا نَأْكُلُ مِنْ لُحُومِ بُدْنِنَا فَوْقَ ثَلاثِ مِنًى فَرَخَّصَ لَنَا النَّبِيُّ (ص) فَقَالَ: «كُلُوا وَتَزَوَّدُوا» فَأَكَلْنَا وَتَزَوَّدْنَا. (بخارى: 1719)
ترجمه: جابر(رض) مي‏گويد: ما در ابتدا، گوشتهاي قرباني را بيش از سه روز، يعني همان ايام منا، نمي خورديم. سپس، رسول خدا (ص) اجازه داد و فرمود: «بخوريد و نگه داريد». ما نيز خورديم و براي خود، نگه داشتيم.
 
باب (67): تراشيدن وكوتاه كردن موي سر، هنگام خارج شدن از احرام
844 ـ عن ابْن عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قال: حَلَقَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي حَجَّتِهِ. (بخارى:1726)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) در حج خود، موهاي سر (مباركش) را تراشيد.
845 ـ وعنه (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ