ِيِّ (ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أُمِّي مَاتَتْ وَعَلَيْهَا صَوْمُ شَهْرٍ أَفَأَقْضِيهِ عَنْهَا قَالَ:« نَعَمْ، فَدَيْنُ اللَّهِ أَحَقُّ أَنْ يُقْضَى». (بخارى:1953)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه: شخصي، نزد رسول ‏الله (ص) آمد و عرض كرد: اي پيامبر خدا! مادرم فوت نموده، ولي روزة يك ماه، بر ذمه اش باقي مانده است. آيا مي توانم به نيابت از او، روزه بگيرم؟ رسول الله (ص) فرمود: «آري. دَين خدا، سزاوارتر است كه ادا شود».
 
باب (27): روزه دار چه وقت مي تواند افطار كند
944 ـ حَدِيثُ عَبْدِاللَّهِ بْنَ أَبِي أَوْفَى (رض) وَقَوْلُ النَّبِيِّ: «انْزِلْ فَاجْدَحْ لَنَا» تقدَّمَ قَرِيبًا وَفِي هَذِهِ الرِّوَايَةِ: «إِذَا رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ أَقْبَلَ مِنْ هَا هُنَا فَقَدْ أَفْطَرَ الصَّائِمُ» وَأَشَارَ بِإِصْبَعِهِ قِبَلَ الْمَشْرِقِ. (بخارى: 1956)
ترجمه: حديث ابن ابي اوفي كه در آن پيامبر (ص) خطاب به وي فرموده بود: «پياده شو  و شربتي براي ما بساز»، قبلا ذكر شد. و در اين روايت، مي فرمايد: «اگر مشاهده نموديد كه شب از اين طرف، آشكار شد، بدانيد كه وقت افطار فرارسيده است». و با انگشت خود به طرف مشرق اشاره نمود.

باب (28): تعجيل در افطار
945 ـ عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا عَجَّلُوا الْفِطْرَ». (بخارى:1957)
ترجمه: سهل ابن سعد (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) فرمود: «مردم تا زماني در خير، بسر ميبرند كه در افطار نمودن، عجله كنند». (يعني بلا فاصله پس از غروب آفتاب، افطار نمايند).

باب (10): دعا براي فهم و درك قرآن
67 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: ضَمَّنِي رسول الله (ص)وَقَالَ: «اللَّهُمَّ عَلِّمْهُ الْكِتَابَ». (بخارى:75)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول الله (ص)مرا در آغوش گرفت و فرمود: «پروردگارا! به وي فهم و درك قرآن، عنايت فرما».
 
باب (29): اگر كسي در رمضان، افطار كند. سپس، مشخص شود 
كه آفتاب، غروب نكرده است
946 ـ عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَتْ: أَفْطَرْنَا عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ (ص) يَوْمَ غَيْمٍ ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ. (بخارى:1959)
ترجمه: اسماء دختر ابوبكر(رض)  مي‏گويد: روزي ابري، در زمان رسول ‏الله(ص)  افطار كرديم. سپس، آفتاب از پشت  ابرها آشكار شد.(در چنين صورتي، نزد جمهور علماء، قضاء روزه واجب مي‏شود).
 
باب (30): روزة كودكان
947 ـ عَنِ الرُّبَيِّعِ بِنْتِ مُعَوِّذٍ قَالَتْ: أَرْسَلَ النَّبِيُّ (ص) غَدَاةَ عَاشُورَاءَ إِلَى قُرَى الأَنْصَارِ: «مَنْ أَصْبَحَ مُفْطِرًا فَلْيُتِمَّ بَقِيَّةَ يَوْمِهِ وَمَنْ أَصْبَحَ صَائِمًا فَليَصُمْ» قَالَتْ: فَكُنَّا نَصُومُهُ بَعْدُ وَنُصَوِّمُ صِبْيَانَنَا وَنَجْعَلُ لَهُمُ اللُّعْبَةَ مِنَ الْعِهْنِ فَإِذَا بَكَى أَحَدُهُمْ عَلَى الطَّعَامِ أَعْطَيْنَاهُ ذَاكَ حَتَّى يَكُونَ عِنْدَ الإِفْطَارِ. (بخارى: 1960)
ترجمه: ربيع دختر معوذ (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص)  صبح روز عاشورا به روستاها و محله‏هاي انصار، قاصد فرستاد تا اعلام كنند كه: «هركس از صبح، روزه نگرفته است، بقيه روز، روزه بگيرد. و هركس، روزه بوده است، روزه‏اش را ادامه دهد». ربيع بنت معوذ مي‏گويد: بعد از آن، ما روز عاشورا را روزه  مي گرفتيم و فرزندان خرد سال خود را نيز وادار به روزه گرفتن مي كرديم. و براي آنها عروسكهاي پشمي مي ساختيم. و هر وقت يكي از آنها براي غذا گريه مي‏كرد، او را با آن عروسك، سرگرم مي كرديم تا اينكه وقت افطار، فرا مي‏رسيد.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:853.txt">باب (31): ادامه دادن روزه تا وقت سحر</a><a class="text" href="w:text:854.txt">باب (32): سرزنش نمودن كسي كه بر روزه وصال اصرار ورزد</a><a class="text" href="w:text:855.txt">باب (33): كسي كه سوگند ياد كند تا برادرش روزة نفلي اش را بخورد</a><a class="text" href="w:text:856.txt">باب (34): روزه گرفتن در ماه شعبان</a><a class="text" href="w:text:857.txt">باب (35): آنچه دربارة روزه گرفتن و افطار نمودن پيامبر (ص) گفته شده است</a><a class="text" href="w:text:858.txt">باب (36): حق جسم در روزه </a><a class="text" href="w:text:859.txt">باب (37): كسي كه به ديدن گروهي رفت، ولي نزد آنها افطار نكرد</a><a class="text" href="w:text:860.txt">باب (38): روزه گرفتن در آخر ماه</a><a class="text" href="w:text:861.txt">باب (39): روزة روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:862.txt">باب (40): آيا رسول الله (ص) روزهاي بخصوصي را روزه ميگرفت؟</a><a class="text" href="w:text:863.txt">باب (41): روزه در ايام تشريق</a><a class="text" href="w:text:864.txt">باب (42): روزة روز عاشورا</a></body></html>باب (31): ادامه دادن روزه تا وقت سحر
948 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ (رض) أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «لا تُوَاصِلُوا فَأَيُّكُمْ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوَاصِلَ فَلْيُوَاصِلْ حَتَّى السَّحَرِ». (بخارى:1963)
ترجمه: از ابوسعيد (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «روزه ها را با يكديگر، وصل ننماييد. (يعني: بدون افطار و خوردن چيزي، دو روز پشت سر هم، روزه نگيريد). اگر كسي از شما خواست روزه اش را ادامه دهد، تا هنگام سحر، چنين كند». (آنگاه، چيزي بخورد).

باب (32): سرزنش نمودن كسي كه بر روزه وصال اصرار ورزد
949 ـ عَنِ أبي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَنِ الْوِصَالِ فِي الصَّوْمِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ: إِنَّكَ تُوَاصِلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «وَأَيُّكُمْ مِثْلِي إِنِّي أَبِيتُ يُطْعِمُنِي رَبِّي وَيَسْقِينِ». فَلَمَّا أَبَوْا أَنْ يَنْتَهُوا عَنِ الْوِصَالِ وَاصَلَ بِهِمْ يَوْمًا ثُمَّ يَوْمًا ثُمَّ رَأَوُا الْهِلالَ فَقَالَ: «لَوْ تَأَخَّرَ لَزِدْتُكُمْ» كَالتَّنْكِيلِ لَهُمْ حِينَ أَبَوْا أَنْ يَنْتَهُوا. وفي رواية عنه قال لهم: «فَاكْلَفُوا مِنَ الْعَمَلِ مَا تُطِيقُونَ». (بخارى: 1965 ـ 1966)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) از وصل كردن روزه به روزة ديگر، منع فرمود. يكي از مسلمانان پرسيد: اي رسول خدا! شما خود، روزة وصال مي گيريد؟ (بدون افطار و سحري، روز بعد هم، روزه مي گيريد)؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «چه كسي از شما مانند من است!؟ مرا خدا در شب، مي خوراند و مي نوشاند». اما وقتي مشاهده كرد كه آنان از روزة وصال باز نمي آيند، سه روز پي در پي، همراه آنان، روزه گرفت تا اينكه هلال ماه نو (شوال) را رويت كردند. آنگاه، پيامبر اكرم (ص) فرمود: «اگر هلال، رويت نمي شد، چند روز ديگر، بر آن مي افزودم». راوي مي گويد: اين عمل پيامبر(ص)  بخاطر مجازات آنها بود كه حاضر نشدند از روزة وصال، باز آيند. و در روايتي ديگر، ابوهريره(رض) مي گويد: آنحضرت (ص) فرمود: «به اندازة توانايي خود، سختي عمل را تحمل كنيد».
 
باب (33): كسي كه سوگند ياد كند تا برادرش روزة نفلي اش را بخورد
950 ـ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ (رض) قَالَ: آخَى النَّبِيُّ (ص) بَيْنَ سَلْمَانَ وَأَبِي الدَّرْدَاءِ، فَزَ