ع شد و در صحن خانة فاطمه زهرا رضي الله عنها نشست و فرمود: «كوچولو اينجا است؟ كوچولو اينجا است»؟ (هدفش حسن و حسين رضي الله عنهما بود).  فاطمه رضي ‏الله‏ عنها در فرستادن طفل، اندكي تاخير كرد. راوي مي گويد: خيال كردم گردن بندي به گردنش مي آويزد يا او را مي شويد. سپس، كودك، دوان دوان نزد رسول ‏الله (ص) آمد. آنحضرت (ص) او را در آغوش گرفت و بوسيد و فرمود: «پروردگارا! اين را دوست بدار و هر كس كه او را دوست بدارد  تو نيز او را دوست بدار».
1004 ـ عَنْ ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما: أَنَّهُمْ كَانُوا يَشْتَرُونَ الطَّعَامَ مِنَ الرُّكْبَانِ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ (ص) فَيَبْعَثُ عَلَيْهِمْ مَنْ يَمْنَعُهُمْ أَنْ يَبِيعُوهُ حَيْثُ اشْتَرَوْهُ، حَتَّى يَنْقُلُوهُ حَيْثُ يُبَاعُ الطَّعَامُ. وقَالَ ابْنُ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: نَهَى النَّبِيُّ (ص) أَنْ يُبَاعَ الطَّعَامُ إِذَا اشْتَرَاهُ حَتَّى يَسْتَوْفِيَهُ. (بخارى: 2124)
ترجمه: از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه: برخي از مردم، در زمان  رسول‏ الله (ص) خوراكيها را در بين راه از  فروشندگان آنها مي خريدند. رسول اكرم(ص)  كسي را نزد آنان فرستاد تا آنها را از فروش آن مواد، قبل از رسيدن به بازار، منع كند. عبد الله بن عمر رضي الله عنهما ميگويد: رسول خدا (ص) از فروختن مواد غذايي قبل از اينكه قبض شود (بدست خريدار برسد)، منع كرده است.

باب (26): كراهيت براه انداختن جار وجنجال در بازار
1005 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أنَّهُ سُئِلَ عَنْ صِفَةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِي التَّوْرَاةِ، قَالَ: أَجَلْ، وَاللَّهِ إِنَّهُ لَمَوْصُوفٌ فِي التَّوْرَاةِ بِبَعْضِ صِفَتِهِ فِي الْقُرْآنِ: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَحِرْزًا لِلأُمِّيِّينَ، أَنْتَ عَبْدِي وَرَسُولِي، سَمَّيْتُكَ: المتَوَكِّلَ، لَيْسَ بِفَظٍّ، وَلا غَلِيظٍ، وَلا سَخَّابٍ فِي الأَسْوَاقِ، وَلا يَدْفَعُ بِالسَّيِّئَةِ السَّيِّئَةَ، وَلَكِنْ يَعْفُو وَيَغْفِرُ، وَلَنْ يَقْبِضَهُ اللَّهُ حَتَّى يُقِيمَ بِهِ الْمِلَّةَ الْعَوْجَاءَ، بِأَنْ يَقُولُوا: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَيَفْتَحُ بِهَا أَعْيُنًا عُمْيًا، وَآذَانًا صُمًّا، وَقُلُوبًا غُلْفًا. (بخارى: 2125)
ترجمه: از عبدالله بن عمرو بن عاص رضي الله عنهما پرسيدند كه سيرت رسول اكرم (ص) در تورات، چگونه بيان شده است؟ گفت: بخدا سوگند، بعضي از صفات رسول ‏الله (ص) در تورات، عيناً مانند صفات ايشان در قرآن، بيان شده است. چنانچه تورات مي گويد: اي نبي! ما تو را بعنوان گواه و بشارت دهنده و ترساننده و محافظ افراد اُمي قرار داده ايم. تو بنده و رسول من هستي. تو را متوكل نام نهاده ام. (و مي افزايد كه آن پيامبر) بدخو و سنگدل نيست و در بازارها سرو صدا به راه نمي اندازد. بدي را با بدي، جواب نمي دهد. بلكه مي بخشد و از آن، در ميگذرد. و خداوند او را نمي ميراند تا زماني كه ملت گمراه را بوسيله او، هدايت نكند و آنها (كلمه توحيد يعني) لااله الا الله نگويند و بوسيله آن، چشمهاي كور، گوشهاي كر و قلبهاي مهر زده را باز ننمايد.

باب (27): وزن و يا پيمانه كردن كالا بر عهدة فروشنده است
1006 ـ عَنْ جَابِرٍ (رض) قَالَ: تُوُفِّيَ عَبْدُاللَّهِ بْنُ عَمْرِو بْنِ حَرَامٍ وَعَلَيْهِ دَيْنٌ، فَاسْتَعَنْتُ النَّبِيَّ (ص) عَلَى غُرَمَائِهِ أَنْ يَضَعُوا مِنْ دَيْنِهِ، فَطَلَبَ النَّبِيُّ (ص) إِلَيْهِمْ فَلَمْ يَفْعَلُوا، فَقَالَ لِيَ النَّبِيُّ (ص): «اذْهَبْ فَصَنِّفْ تَمْرَكَ أَصْنَافًا، الْعَجْوَةَ عَلَى حِدَةٍ، وَعَذْقَ زَيْدٍ عَلَى حِدَةٍ، ثُمَّ أَرْسِلْ إِلَيَّ» فَفَعَلْتُ، ثُمَّ أَرْسَلْتُ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَجَاءَ فَجَلَسَ عَلَى أَعْلاهُ أَوْ فِي وَسَطِهِ ثُمَّ قَالَ: «كِلْ لِلْقَوْمِ» فَكِلْتُهُمْ حَتَّى أَوْفَيْتُهُمِ الَّذِي لَهُمْ، وَبَقِيَ تَمْرِي كَأَنَّهُ لَمْ يَنْقُصْ مِنْهُ شَيْءٌ». (بخارى: 2127)
ترجمه: جابر (رض) مي‏گويد: عبد الله بن عمرو بن حرام در حالي كه بدهكار بود، از دنيا رفت. از رسول ‏الله (ص) تقاضا كردم كه از طلبكارانش بخواهد تا مقداري از طلب خود را كم كنند. رسول الله (ص) سفارش كرد، اما آنها نپذيرفتند. آنحضرت (ص) به من گفت: «برو و خرماهاي خود را از هم جدا كن. يعني هر يك از عجوه و عذق زيد (انواع خرما) را از يكديگر جدا ساز. آنگاه، مرا خبر كن». من نيز اطاعت امر كردم. سپس، كسي را نزد رسول الله (ص)  فرستادم. آنحضرت (ص)  آمد و بالا يا وسط خرماها نشست و فرمود: «وزن كن و به طلبكاران، بده». من نيز خرما ها را وزن كردم و بدهي هر يك را بطور كامل، پرداخت نمودم. و خرماهايم باقي ماند بطوري كه گويا چيزي از آنها كم نشده بود. 

باب (28): آنچه كه وزن وپيمانه اش مستحب است
1007 ـ عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ مَعْدِي كَرِبَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «كِيلُوا طَعَامَكُمْ يُبَارَكْ لَكُمْ». (بخارى: 2128)
ترجمه: مقدام بن معدي كرب (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) فرمود:« مواد خوراكي خود را هنگام داد و ستد، وزن كنيد تا در آن، براي شما بركت حاصل شود. 

باب (29): بركت صاع و مد (واحد وزن) پيامبر (ص)
1008 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ زَيْدٍ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص): «أَنَّ إِبْرَاهِيمَ حَرَّمَ مَكَّةَ وَدَعَا لَهَا، وَحَرَّمْتُ الْمَدِينَةَ كَمَا حَرَّمَ إِبْرَاهِيمُ مَكَّةَ وَدَعَوْتُ لَهَا فِي مُدِّهَا وَصَاعِهَا، مِثْلَ مَا دَعَا إِبْرَاهِيمُ (ع) لِمَكَّةَ». (بخارى: 2129)
ترجمه: عبد الله بن زيد (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «ابراهيم (ع) مكه را حرم قرار داد و براي آن دعا كرد. من نيز همان گونه كه ابراهيم (ع) مكه را حرم قرار داد، مدينه را حرم قرار دادم و براي مد و صاع (پيمانة وزن) مدينه دعا كردم همانطور كه ابراهيم براي مكه، دعاي بركت نمود».

باب  (15): فتوا دادن  در حال سوار بودن بر چيزي
74 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) وَقَفَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ بِمِنًى لِلنَّاسِ يَسْأَلُونَهُ، فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: لَمْ أَشْعُرْ فَحَلَقْتُ قَبْلَ أَنْ أَذْبَحَ؟ فَقَالَ: «اذْبَحْ وَلا حَرَجَ». فَجَاءَ آخَرُ فَقَالَ: لَمْ أَشْعُرْ فَنَحَرْتُ قَبْلَ أَنْ أَرْمِيَ؟ قَالَ: «ارْمِ وَلا حَرَجَ». فَمَا سُئِلَ النَّبِيُّ (ص) عَنْ شَيْءٍ قُدِّمَ وَلا أُخِّرَ إِلا قَالَ: «افْعَلْ وَلا حَرَجَ». (بخارى:83)
ترجمه: عبدالله بن عمرو بن عاص رضي الله عنهما مي گويد: رسول‏ الله (ص) در مراسم حجة الوداع در «منا» براي پاسخ به سؤالات مردم، توقف كرده بود. شخصي آمد و گفت: اي پيامبر خدا! من به دليل فراموشي و عدم آگاهي، قبل از اينكه ذبح كنم مو هاي سرم را تراشيده ام؟ رسول الله (ص) فرمود: «اشكالي ندارد». بعد شخص ديگري آ