ل الله (ص) بَيْنَ أَمْرَيْنِ إِلا أَخَذَ أَيْسَرَهُمَا مَا لَمْ يَكُنْ إِثْمًا، فَإِنْ كَانَ إِثْمًا كَانَ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنْهُ، وَمَا انْتَقَمَ رسول الله (ص) لِنَفْسِهِ إِلا أَنْ تُنْتَهَكَ حُرْمَةُ اللَّهِ فَيَنْتَقِمَ لِلَّهِ بِهَا. (بخارى:3560)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: هرگاه، به رسول خدا (ص)  اختيار داده مي شد كه از ميان دو كار، يكي را انتخاب كند، آسانترين آنها را انتخاب مي كرد. البته اگر گناه نمي بود. ولي اگر گناه بود، بيشتر از همة مردم از آن، فاصله مي گرفت. و رسول الله (ص)  بخاطر خودش، انتقام نمي گرفت مگر اينكه به دين خدا، بي حرمتي مي شد. آنگاه، بخاطر آن، انتقام مي گرفت.
1476ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: مَا مَسِسْتُ حَرِيرًا وَلاَ دِيبَاجًا أَلْيَنَ مِنْ كَفِّ النَّبِيِّ (ص)، وَلا شَمِمْتُ رِيحًا قَطُّ أَوْ عَرْفًا قَطُّ أَطْيَبَ مِنْ رِيحِ أَوْ عَرْفِ النَّبِيِّ(ص). (بخارى:3561)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: هيچ پارچة حرير و ديبايي را دست نزدم كه به لطافت كف دست رسول خدا (ص)  باشد. و هرگز هيچ بويي، خوش بوتر از بوي نبي اكرم (ص)  استشمام نكردم.
1477ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) أَشَدَّ حَيَاءً مِنَ الْعَذْرَاءِ فِي خِدْرِهَا. (بخارى:3562)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص)  از دوشيزه اي كه در پرده بسر مي‌بَرَد، حياي بيشتري داشت.
1478ـ وَفِي رِوَايَةٍ: وَإِذَا كَرِهَ شَيْئا عُرِفَ فِي وَجْهِهِ. (بخارى:3562)
ترجمه: ودر روايتي ديگر، ابو سعيد مي گويد: هرگاه، كاري را ناپسند مي دانست، از چهره‌اش، دانسته مي شد.
1479ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: مَا عَابَ النَّبِيُّ (ص) طَعَامًا قَطُّ، إِنِ اشْتَهَاهُ أَكَلَهُ وَإِلا تَرَكَهُ. 
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول خدا (ص)  هرگز از غذايي، ايراد نگرفت. اگر آنرا دوست داشت، مي خورد وگر نه، از خوردن آن، خود داري مي كرد.
1480¬ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ يُحَدِّثُ حَدِيثًا، لَوْ عَدَّهُ الْعَادُّ لأحْصَاهُ. (بخارى:3567)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: نبي اكرم (ص)  طوري سخن مي گفت كه اگر كسي مي خواست، مي توانست كلماتش را بشمارد.
1481ـ وَعَنْهَا رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: إِنَّ رَسُولَ الله (ص) لَمْ يَكُنْ يَسْرُدُ الْحَدِيثَ كَسَرْدِكُمْ. (بخاري:3568)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: رسول الله (ص) مانند شما پي در پي و با عجله، سخن نمي‌گفت. 
باب (34): چشم پيامبر اكرم (ص) مي خوابيد ولي قلبش بيدار بود
1482 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) يُحَدِّثُ عَنْ لَيْلَةِ أُسْرِيَ بِالنَّبِيِّ (ص) مِنْ مَسْجِدِ الْكَعْبَةِ، قَالَ: جَاءَهُ ثَلاثَةُ نَفَرٍ قَبْلَ أَنْ يُوحَى إِلَيْهِ وَهُوَ نَائمٌ فِي مَسْجِدِ الْحَرَامِ، فَقَالَ أَوَّلُهُمْ: أَيُّهُمْ هُوَ؟ فَقَالَ أَوْسَطُهُمْ: هُوَ خَيْرُهُمْ، وَقَالَ آخِرُهُمْ: خُذُوا خَيْرَهُمْ، فَكَانَتْ تِلْكَ، فَلَمْ يَرَهُمْ حَتَّى جَاءُوا لَيْلَةً أُخْرَى، فِيمَا يَرَى قَلْبُهُ، وَالنَّبِيُّ (ص) نَائمَةٌ عَيْنَاهُ، وَلا يَنَامُ قَلْبُهُ، وَكَذَلِكَ الأنْبِيَاءُ تَنَامُ أَعْيُنُهُمْ، وَلا تَنَامُ قُلُوبُهُمْ، فَتَوَلاَّهُ جِبْرِيلُ، ثُمَّ عَرَجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ. (بخارى:3570)
ترجمه: انس بن مالك (رض)كه از شب اسراي نبي اكرم (ص) از مسجد الحرام تعريف مي‌كرد، مي گويد: قبل از اينكه وحي بر آنحضرت (ص) نازل شود، در مسجد الحرام خوابيده بود كه سه نفر نزد او آمدند. اولي گفت: او كدام يك است؟ دومي گفت: او بهترين آنهاست. و افزود: بهترين آنها را بگيريد (وبه معراج ببريد). پس ماجراي آن شب، همين اندازه بود. بعد از آن، آنها را نديد تا اينكه شبي ديگر آمدند و چشمان رسول خدا (ص) خواب ولي قلبش بيدار بود و آنها را مي‌ديد و پيامبران، چنين اند. يعني چشمانشان مي خوابد و لي قلبهايشان بيدار است. سرانجام، جبريل مسؤليت او را به عهده گرفت و او را به آسمان برد.

باب (35): علامات نبوت، در اسلام
1483ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: أُتِيَ النَّبِيُّ (ص) بِإِنَاءٍ وَهُوَ بِالزَّوْرَاءِ، فَوَضَعَ يَدَهُ فِي الإنَاءِ، فَجَعَلَ الْمَاءُ يَنْبُعُ مِنْ بَيْنِ أَصَابِعِهِ، فَتَوَضَّأَ الْقَوْمُ، قيل لأنَسٍ: كَمْ كُنْتُمْ؟ قَالَ: ثَلاثَ مِائةٍ، أَوْ زُهَاءَ ثَلاثِ مِائةٍ. (بخارى:3572)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) در زوراء بود كه ظرفي نزد ايشان آوردند. آنحضرت (ص)  دستش را در آن ظرف گذاشت و آب از ميان انگشتانش، شروع به فوران كرد. پس مردم، وضو گرفتند. از انس (رض) پرسيدند: شما چند نفر بوديد؟ گفت: سيصد نفر يا چيزي حدود آن.
1484ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (رض) قَالَ: كُنَّا نَعُدُّ الآيَاتِ بَرَكَةً وَأَنْتُمْ تَعُدُّونَهَا تَخْوِيفًا، كُنَّا مَعَ رسول الله (ص) فِي سَفَرٍ، فَقَلَّ الْمَاءُ، فَقَالَ: «اطْلُبُوا فَضْلَةً مِنْ مَاءٍ». فَجَاءُوا بِإِنَاءٍ فِيهِ مَاءٌ قَلِيلٌ فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِي الإنَاءِ، ثُمَّ قَالَ:«حَيَّ عَلَى الطَّهُورِ الْمُبَارَكِ وَالْبَرَكَةُ مِنَ اللَّهِ». فَلَقَدْ رَأَيْتُ الْمَاءَ يَنْبُعُ مِنْ بَيْنِ أَصَابِعِ رسول الله (ص) وَلَقَدْ كُنَّا نَسْمَعُ تَسْبِيحَ الطَّعَامِ وَهُوَ يُؤْكَلُ. (بخارى:3579)
ترجمه: عبدالله بن مسعود (رض) مي گويد: ما امور خارق العاده را باعث خير و بركت مي‌دانستيم ولي شما آنها را وسيلة ترسانيدن مي دانيد. در سفري، همراه رسول الله (ص)  بوديم. آب، كم بود. رسول خدا (ص)  فرمود: «باقيماندة آب را بياوريد». ظرفي آوردند كه كمي آب در آن وجود داشت. آنحضرت (ص)  دستش را در آن ظرف نهاد و گفت: «بسوي آب مبارك بشتابيد و بركت آن از جانب خداست». راوي مي گويد: همانا ديدم كه آب از ميان انگشتان رسول خدا (ص)  فواره مي زند. همچين ما صداي تسبيح گفتن غذايي را كه خورده مي شد، مي شنيديم.
1485ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا قَوْمًا نِعَالُهُمُ الشَّعَرُ». وَقَدْ تَقَدَّمَ الْحَدِيْثُ بِطُوْلِهِ وَقَالَ فِي آخِرِ هَذِهِ الرِّوَايَةِ: «وَلَيَأْتِيَنَّ عَلَى أَحَدِكُمْ زَمَانٌ لأنْ يَرَانِي أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَهُ مِثْلُ أَهْلِهِ وَمَالِهِ». (بخارى:3587 ـ 3589 وانظر حديث رقم: 2928)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «تا زماني كه شما با قومي كه كفشهاي ساخته شده از مو دارند، نجنگيد، قيامت بر پا نخواهد شد». اين حديث بطور مفصل، قبلاً بيان شد. در پايان اين روايت، آمده است كه رسول الله (ص)  فرمود: زماني بر يكي ازشما خواهد آمد كه ديدن من برايش، از اهل و مالش، محبوب تر است».
1486ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله (ص): «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا خُوزًا وَكَرْمَانَ مِنَ الأعَاجِمِ، حُمْرَ الْوُج