ادآوري است كه ضباعه، همسر مقداد بن اسود بود.
1813ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «تُنْكَحُ الْمَرْأَةُ لأَرْبَعٍ: لِمَالِهَا، وَلِحَسَبِهَا، وَجَمَالِهَا، وَلِدِينِهَا، فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّينِ تَرِبَتْ يَدَاكَ». (بخارى:5090)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «زن بخاطر چهار چيز، نكاح مي‌شود: بخاطر مالش، نسب‌اش، زيبائي‌اش، و دينش. پس دستهايت، خاك آلود گردد. زن ديندار، انتخاب كن».
1814ـ عَنْ سَهْلٍ (رض) قَالَ: مَرَّ رَجُلٌ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَالَ: «مَا تَقُولُونَ فِي هَذَا»؟ قَالُوا: حَرِيٌّ إِنْ خَطَبَ أَنْ يُنْكَحَ، وَإِنْ شَفَعَ أَنْ يُشَفَّعَ، وَإِنْ قَالَ أَنْ يُسْتَمَعَ، قَالَ: ثُمَّ سَكَتَ، فَمَرَّ رَجُلٌ مِنْ فُقَرَاءِ الْمُسْلِمِينَ، فَقَالَ: «مَا تَقُولُونَ فِي هَذَا»؟ قَالُوا: حَرِيٌّ إِنْ خَطَبَ أَنْ لا يُنْكَحَ، وَإِنْ شَفَعَ أَنْ لا يُشَفَّعَ، وَإِنْ قَالَ أَنْ لا يُسْتَمَعَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «هَذَا خَيْرٌ مِنْ مِلْءِ الأَرْضِ مِثْلَ هَذَا». (بخارى:5091)
ترجمه: سهل(رض) مي‏گويد: مردي از كنار رسول الله (ص) گذشت. نبي اكرم (ص) فرمود: «دربارة اين شخص، چه مي‌گوييد»؟ گفتند: شايستگي آن را دارد كه اگر خواستگاري كند، جواب مثبت،‌ بگيرد و اگر شفاعت نمايد، شفاعت‌اش پذيرفته شود و اگر سخني بگويد، سخنش شنيده شود.
راوي مي‌گويد: آنگاه رسول خدا (ص) سكوت كرد. سپس مسلماني فقير از آنجا گذشت. آنحضرت (ص) فرمود: «دربارة اين شخص، چه مي‌گوييد»؟ گفتند: اينقدر شايستگي دارد كه اگر خواستگاري كند، جواب منفي بگيرد و اگر شفاعت نمايد، شفاعت‌اش پذيرفته نشود و اگر سخن بگويد، ‌سخنش شنيده نشود. رسول الله (ص) فرمود: «اگر زمين از افرادي مانند اين شخص (غني) پُر شود باز هم اين (فقير) از آنان، بهتر است».

باب (6): پرهيز نمودن از شومي زنان، و اين گفتة خداوند متعال كه مي فرمايد: (همانا برخي از همسران و فرزندانتان، دشمنان شما هستند)
1815ـ عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَا تَرَكْتُ بَعْدِي فِتْنَةً أَضَرَّ عَلَى الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ». (بخارى:5096)
ترجمه: اسامه بن زيد رضي الله عنهما روايت مي‌كند كه نبي اكرم (ص) فرمود: «بعد از خودم، هيچ فتنه‌اي براي مردان، زيانبارتر از فتنة زنان، بجاي نگذاشتم».

باب (7): (و مادرهايتان كه به شما شير داده اند) و آنچه از نسب،  حرام مي شود، از رضاعت (شيرخوردن) نيز حرام مي شود  
1816ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: قِيلَ لِلنَّبِيِّ (ص): أَلا تَتَزَوَّجُ ابْنَةَ حَمْزَةَ؟! قَالَ: «إِنَّهَا ابْنَةُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ». (بخارى:5100)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‌گويد: از نبي اكرم (ص) پرسيدند: آيا با دختر حمزه ازدواج نمي‌كني؟ فرمود: «او برادر زادة رضاعي من است».
1817ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا زَوْجَ النَّبِيِّ (ص): أَنَّهَا سَمِعَتْ صَوْتَ رَجُلٍ يَسْتَأْذِنُ فِي بَيْتِ حَفْصَةَ، قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا رَجُلٌ يَسْتَأْذِنُ فِي بَيْتِكَ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «أُرَاهُ فُلانًا» ـ لِعَمِّ حَفْصَةَ مِنَ الرَّضَاعَةِ ـ قَالَتْ عَائِشَةُ: لَوْ كَانَ فُلانٌ حَيًّا ـ لِعَمِّهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ ـ دَخَلَ عَلَيَّ؟ فَقَالَ: «نَعَمْ، الرَّضَاعَةُ تُحَرِّمُ مَا تُحَرِّمُ الْوِلادَةُ». (بخارى:5099)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها؛‌ همسر گرامي نبي اكرم(ص)؛ مي‌گويد: صداي مردي را شنيدم كه اجازه مي‌خواست تا وارد خانة حفصه شود. گفتم: اي رسول خدا! اين مرد، اجازه مي‌خواهد تا وارد خانة شما شود. نبي اكرم (ص) فرمود: «فكر مي‌كنم فلاني ـ نام عموي رضاعي حفصه را برد ـ است».
عايشه پرسيد: اگر فلاني ـ نام عموي‌رضاعي‌اش را گرفت ـ زنده مي‌بود، مي‌توانست به خانه‌ام بيايد؟ فرمود: «بلي، آنچه را كه خويشاوندي نسبي، حرام مي‌كند، رضاعت نيز حرام مي‌گرداند».
1818ـ عَنْ أُمِّ حَبِيبَةَ بِنْتِ أَبِي سُفْيَانَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَتْ: قلت: يَا رَسُولَ اللَّهِ، انْكِحْ أُخْتِي بِنْتَ أَبِي سُفْيَانَ، فَقَالَ: «أَوَتُحِبِّينَ ذَلِكِ»؟ فَقُلْتُ: نَعَمْ، لَسْتُ لَكَ بِمُخْلِيَةٍ، وَأَحَبُّ مَنْ شَارَكَنِي فِي خَيْرٍ أُخْتِي، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «إِنَّ ذَلِكِ لا يَحِلُّ لِي». قُلْتُ: فَإِنَّا نُحَدَّثُ أَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تَنْكِحَ بِنْتَ أَبِي سَلَمَةَ، قَالَ: «بِنْتَ أُمِّ سَلَمَةَ»؟ قُلْتُ: نَعَمْ، فَقَالَ: «لَوْ أَنَّهَا لَمْ تَكُنْ رَبِيبَتِي فِي حَجْرِي، مَا حَلَّتْ لِي، إِنَّهَا لابْنَةُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ، أَرْضَعَتْنِي وَأَبَا سَلَمَةَ ثُوَيْبَةُ، فَلا تَعْرِضْنَ عَلَيَّ بَنَاتِكُنَّ وَلا أَخَوَاتِكُنَّ». (بخارى:5101)
ترجمه: ام حبيبه دختر ابوسفيان رضي الله عنهما مي‌گويد: گفتم: اي رسول خدا! با خواهرم ؛دختر ابوسفيان؛ ازدواج كن. فرمود: «آيا تو اين كار را دوست داري»؟ ‌گفتم: بلي، چرا كه من تنها و بدون هوو نيستم و محبوب‌ترين كسي كه دوست دارم در خيري با من شريك شود، خواهرم مي‌باشد. نبي اكرم (ص) فرمود: «اين كار، برايم حلال نيست». گفتم: مردم مي‌گويند: شما مي‌خواهيد با دختر ام سلمه ازدواج كنيد. فرمود: «دختر ام سلمه»؟! گفتم: بلي. فرمود: «اگر او دختر همسرم نبود و تحت سرپرستي‌ام قرار نداشت، باز هم برايم حلال نبود چرا كه برادر زادة رضاعي‌ام مي‌باشد. من و ابوسلمه را ثويبه شير داده است. پس دختران و خواهرانتان را به من پيشنهاد نكنيد».

باب (8): قول كسي كه مي گويد: رضاع بعد از دوسال، ثابت نمي شود
1819ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) دَخَلَ عَلَيْهَا وَعِنْدَهَا رَجُلٌ، فَكَأَنَّهُ تَغَيَّرَ وَجْهُهُ، كَأَنَّهُ كَرِهَ ذَلِكَ، فَقَالَتْ: إِنَّهُ أَخِي، فَقَالَ: «انْظُرْنَ مَنْ إِخْوَانُكُنَّ، فَإِنَّمَا الرَّضَاعَةُ مِنَ الْمَجَاعَةِ». (بخارى:5102)
ترجمه: از عايشه رضي الله عنها روايت است كه نبي اكرم (ص) وارد خانه‌اش شد و مردي را در آنجا ديد. و آنرا به اندازه‌اي ناپسند دانست كه چهره‌اش تغيير كرد. عايشه رضي الله عنها گفت: او برادر (رضاعي) من است. رسول خدا (ص) فرمود: «خوب دقت كنيد چه كساني برادران شما هستند زيرا رضاعت، زماني به ثبوت مي‌رسد كه گرسنگي را برطرف نمايد». يعني در دوران شير خوارگي باشد.
1820ـ عَنْ جَابِرٍ(رض) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ تُنْكَحَ الْمَرْأَةُ عَلَى عَمَّتِهَا أَوْ خَالَتِهَا. (بخارى:5108)
ترجمه: جابر(رض) مي‌گويد: رسول الله (ص) از ازدواج با برادر زاده و خواهر زادة همسر، نهي فرمود. 
باب (9): نكاح شغار 
1821ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَهَى عَنِ الشِّغَارِ. (بخارى:5112)
ترجمه: ابن ع