رگ حدیث، مانند محمد بن اسماعیل بخاری، مسلم بن حجاج نیشابوری، ابوداود سجستانی، محمد بن عیسی ترمذی، ابوعبدالرحمن نسائی، و ابن ماجه قزوینی، ظهور نمودند و کتب سته (شش گانه) را تألیف کردند.
بدین جهت است که علمای اسلام، قرن سوم را درخشانترین عصر حدیث می دانند.
بهر حال، کتاب حاضر، صحیح ترین کتابی است که در عصر طلایی سنت (قرن سوم) توسط امیر المؤمنین در حدیث، امام محمد بن اسماعیل بخاری، به رشته تحریر در آمده است. و جا دارد که قبل از مطالعه کتاب، با مؤلف آن و خصوصیات وی بطور مختصر آشنا شویم.

باب (27): كمك به شخص در وضوگرفتن
139ـ عَنِ الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ (رض): أَنَّهُ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِي سَفَرٍ وَأَنَّهُ ذَهَبَ لِحَاجَةٍ لَهُ، وَأَنَّ مُغِيرَةَ جَعَلَ يَصُبُّ الْمَاءَ عَلَيْهِ وَهُوَ يَتَوَضَّأُ، فَغَسَلَ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ، وَمَسَحَ بِرَأْسِهِ وَمَسَحَ عَلَى الْخُفَّيْنِ. (بخارى:182)
ترجمه: مغيره بن شعبه (رض) مي‏گويد: در يكي از مسافرت ها، همراه رسول الله (ص) بودم. رسو ل اكرم (ص) براي قضاي حاجت، بيرون رفت. و من در برگشت، براي رسول الله (ص) آب وضو آماده كردم و بر دست هاي آنحضرت (ص) آب مي‏ريختم و ايشان وضو مي‏گرفت. آنحضرت (ص) چهره و دست‏هايش را شست و برسر و موزه هايش، مسح كشيد.

باب (4): فضيلت كسي كه بينايي اش را از دست بدهد
1932ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: إِذَا ابْتَلَيْتُ عَبْدِي بِحَبِيبَتَيْهِ، فَصَبَرَ، عَوَّضْتُهُ مِنْهُمَا الْجَنَّةَ». يُرِيدُ: عَيْنَيْهِ. (بخارى:5653)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) مي گفت: «خداوند متعال فرمود: هرگاه، بنده ام را با گرفتن چشم هايش، مورد آزمايش قرار دهم, در عوض آنها، به او بهشت عنايت مي كنم».
باب (5): عيادت بيمار
1933ـ عَنْ جَابِرٍ(رض) قَالَ: جَاءَنِي النَّبِيُّ (ص) يَعُودُنِي لَيْسَ بِرَاكِبِ بَغْلٍ وَلا بِرْذَوْنٍ. (بخارى:5664)
ترجمه: جابر بن عبدالله (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) بدون اينكه بر اسب و يا قاطري، سوار باشد (پياده) به عيادت من آمد.

باب (6): آه و ناله اي كه براي بيمار، جايز است  
1934ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّهَا قَالَتْ: وَا رَأْسَاهْ. فَقَالَ     رَسُولُ اللَّهِ (ص): «ذَاكِ لَوْ كَانَ وَأَنَا حَيٌّ، فَأَسْتَغْفِرَ لَكِ، وَأَدْعُوَ لَكِ». فَقَالَتْ عَائِشَةُ: وَا ثُكْلِيَاهْ، وَاللَّهِ إِنِّي لأَظُنُّكَ تُحِبُّ مَوْتِي، وَلَوْ كَانَ ذَاكَ لَظَلِلْتَ آخِرَ يَوْمِكَ مُعَرِّسًا بِبَعْضِ أَزْوَاجِكَ. فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «بَلْ أَنَا، وَا رَأْسَاهْ، لَقَدْ هَمَمْتُ أَوْ أَرَدْتُ أَنْ أُرْسِلَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ وَابْنِهِ، وَأَعْهَدَ أَنْ يَقُولَ الْقَائِلُونَ، أَوْ يَتَمَنَّى الْمُتَمَنُّونَ، ثُمَّ قُلْتُ: يَأْبَى اللَّهُ، وَيَدْفَعُ الْمُؤْمِنُونَ أَوْ يَدْفَعُ اللَّهُ، وَيَأْبَى الْمُؤْمِنُونَ». (بخارى:5666)
ترجمه: از عايشه رضي الله عنها روايت است كه گفت: واي سرم. رسول الله (ص) فرمود: «اگر اتفاقي برايت بيفتد و من زنده باشم, برايت طلب مغفرت و دعا مي كنم». عايشه رضي الله عنها گفت: اي واي, سوگند به خدا, گمان مي كنم كه تو مرگ ام را دوست داري و اگر اتفاقي بيفتد، در پايان روز، نزد يكي از همسرانت مي روي و با او همبستر مي شوي. نبي اكرم (ص) فرمود: «بلكه واي سرم. همانا تصميم گرفتم شخصي را نزد ابوبكر و پسرش بفرستم و وصيت كنم تا مبادا كسي چيزي بگويد و يا آرزويي در سر بپروراند. سپس با خود گفتم: خداوند بجز اين، چيز ديگري را نمي پذيرد. و مؤمنين هم بجز اين، چيز ديگري را قبول نمي كنند».

باب (7): آيا بيمار مي‏تواند آرزوي مرگ كند؟
1935ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «لاَ يَتَمَنَّيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ مِنْ ضُرٍّ أَصَابَهُ، فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ فَاعِلاً، فَلْيَقُلِ: اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مَا كَانَتِ الْحَيَاةُ خَيْرًا لِي، وَتَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْرًا لِي». (بخارى:5671)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «هيچ يك از شما به خاطر مصيبتي كه به آن گرفتار مي شود, آرزوي مرگ نكند. اما اگر چاره اي جز اين ندارد, بگويد: خدايا! تا زماني كه زندگي به نفع من است, مرا زنده نگه دار و هنگاميكه مرگ به نفع من است مرا بميران».
1936ـ عَنْ خَبَّابٍ (رض): أَنَّهُ اكْتَوَى سَبْعَ كَيَّاتٍ، فَقَالَ: إِنَّ أَصْحَابَنَا الَّذِينَ سَلَفُوا مَضَوْا، وَلَمْ تَنْقُصْهُمُ الدُّنْيَا، وَإِنَّا أَصَبْنَا مَا لا نَجِدُ لَهُ مَوْضِعًا إِلاَّ التُّرَابَ، وَلَوْلا أَنَّ النَّبِيَّ (ص) نَهَانَا أَنْ نَدْعُوَ بِالْمَوْتِ لَدَعَوْتُ بِهِ.(بخارى:5672)
ترجمه: خباب (رض) كه بدنش را هفت جا داغ كرده بود, مي گويد: «ياران گذشتة ما بدون اينكه دنيا از اجر و پاداش آنان بكاهد، رحلت كردند. اما ما به اندازه اي مال و دنيا به دست  آورده ايم كه جايي بجز خاك براي آن نمي يابيم (فقط در ساختن ساختمان از آن، استفاده     مي كنيم). و اگر نبي اكرم (ص) ما را از تقاضاي مرگ باز نمي داشت, دعاي مرگ  مي كردم».
1937ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «لَنْ يُدْخِلَ أَحَدًا عَمَلُهُ الْجَنَّةَ». قَالُوا: وَلا أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «لاَ، وَلا أَنَا إِلاَّ أَنْ يَتَغَمَّدَنِي اللَّهُ بِفَضْلٍ وَرَحْمَةٍ، فَسَدِّدُوا وَقَارِبُوا، وَلا يَتَمَنَّيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ، إِمَّا مُحْسِنًا فَلَعَلَّهُ أَنْ يَزْدَادَ خَيْرًا، وَإِمَّا مُسِيئًا فَلَعَلَّهُ أَنْ يَسْتَعْتِبَ».         (بخارى:5673)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله  (ص) مي فرمود: «هيچ كس را عملش وارد بهشت نمي كند». صحابه گفتند: حتي شما را اي رسول خدا؟ فرمود: «نه, حتي مرا (هم وارد بهشت نمي كند) مگر اينكه فضل و رحمت الهي شامل حالم شود. پس راه راست را بدون افراط وتفريط, در پيش بگيريد و ميانه روي كنيد و هيچ يك از شما آرزوي مرگ نكند. زيرا اگر نيكوكار است شايد به نيكي هايش بيفزايد. و اگر بدكار است, شايد از كارهايش توبه كند».
باب (8): دعاي عيادت بيمار
1938ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ إِذَا أَتَى مَرِيضًا أَوْ أُتِيَ بِهِ، قَالَ: «أَذْهِبِ الْبَاسَ رَبَّ النَّاسِ، اشْفِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لا شِفَاءَ إِلاَّ شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًا». (بخارى:5675)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: هرگاه، رسول خدا (ص) نزد بيماري مي رفت و يا بيماري را نزد او مي آوردند, مي فرمود: «أَذْهِبِ الْبَاسَ رَبَّ النَّاسِ، اشْفِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لا شِفَاءَ إِلاَّ شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًا». يعني اي پروردگار مردم! بيماري اش را برطرف ساز و چنان شف