 (رض) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى مَنْ فُضِّلَ عَلَيْهِ فِي الْمَالِ وَالْخَلْقِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ أَسْفَلَ مِنْهُ». (بخارى:6490)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است که رسول الله (ص) فرمود: «هرگاه، يکي از شما فردي را ديد که به او در مال و جمال، برتري عنايت شده است، به افرادي که از خودش، در سطح پايين تري قرار دارند، نگاه کند ».

باب (17): ارادة كار نيك و بد
2089ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) فِيمَا يَرْوِي عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ كَتَبَ الْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ، ثُمَّ بَيَّنَ ذَلِكَ. فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا، كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً. فَإِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا، كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ، إِلَى سَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ إِلَى أَضْعَافٍ كَثِيرَةٍ. وَمَنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا، كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً. فَإِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا، كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ سَيِّئَةً وَاحِدَةً». (بخارى:6491)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: نبي اکرم (ص) به نقل از پروردگارش فرمود: «‌خداوند، نيکي ها و بديها را مشخص نموده و آنها را بيان کرده است. پس هرکس، اراده نمايد كه کار نيکي انجام دهد ولي آنرا عملي نکند، خداوند براي او نزد خودش، يک نيکي کامل، ثبت مي نمايد. و اگر قصد انجام عمل نيکي را بنمايد و به آن، عمل كند، خداوند نزد خود، ده تا هفت صد نيكي و چندين برابر بيشتر از اين، برايش ثبت مي نمايد. و هرکس، قصد انجام عمل بدي را بکند و آنرا عملي نسازد، خداوند، يک نيکي کامل، نزد خود، برايش ثبت مي کند. و اگر قصد انجام عمل بدي را بنمايد و مرتكب آن شود، خداوند برايش يک بدي، ثبت مي نمايد». 

باب (18): از بين رفتن امانت داري 
2090ـ عَنْ حُذَيْفَةُ (رض) قَالَ: حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) حَدِيثَيْنِ، رَأَيْتُ أَحَدَهُمَا، وَأَنَا أَنْتَظِرُ الآخَرَ، حَدَّثَنَا: «أَنَّ الأَمَانَةَ نَزَلَتْ فِي جَذْرِ قُلُوبِ الرِّجَالِ، ثُمَّ عَلِمُوا مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ عَلِمُوا مِنَ السُّنَّةِ». وَحَدَّثَنَا عَنْ رَفْعِهَا فَقَالَ: «يَنَامُ الرَّجُلُ النَّوْمَةَ، فَتُقْبَضُ الأَمَانَةُ مِنْ قَلْبِهِ، فَيَظَلُّ أَثَرُهَا مِثْلَ أَثَرِ الْوَكْتِ، ثُمَّ يَنَامُ النَّوْمَةَ، فَتُقْبَضُ فَيَبْقَى أَثَرُهَا مِثْلَ الْمَجْلِ، كَجَمْرٍ دَحْرَجْتَهُ عَلَى رِجْلِكَ فَنَفِطَ، فَتَرَاهُ مُنْتَبِرًا وَلَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ، فَيُصْبِحُ النَّاسُ يَتَبَايَعُونَ، فَلا يَكَادُ أَحَدٌ يُؤَدِّي الأَمَانَةَ، فَيُقَالُ: إِنَّ فِي بَنِي فُلانٍ رَجُلاً أَمِينًا، وَيُقَالُ: لِلرَّجُلِ: مَا أَعْقَلَهُ وَمَا أَظْرَفَهُ وَمَا أَجْلَدَهُ، وَمَا فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةِ خَرْدَلٍ مِنْ إِيمَانٍ». وَلَقَدْ أَتَى عَلَيَّ زَمَانٌ وَمَا أُبَالِي أَيَّكُمْ بَايَعْتُ، لَئِنْ كَانَ مُسْلِمًا رَدَّهُ عَلَيَّ الإِسْلامُ، وَإِنْ كَانَ نَصْرَانِيًّا رَدَّهُ عَلَيَّ سَاعِيهِ، فَأَمَّا الْيَوْمَ فَمَا كُنْتُ أُبَايِعُ إِلاَّ فُلانًا وَفُلانًا». (بخارى:6497)
ترجمه: حذيفه (رض) مي گويد: رسول الله (ص) دو حديث براي ما بيان فرمود که يکي از آنها را مشاهده نموده ام و منتظر ديگري هستم. رسول خدا (ص) فرمود: «همانا امانت داري در ريشه ي دلهاي مردم، قرار داده شده است. سپس، اين مطلب را از قر آن و سنت هم دانستند»‌. همچنين      پيامبر خدا (ص) دربارة از ميان رفتن امانت داري سخن گفت و فرمود: «‌روزي خواهد آمد که فرد  مي خوابد و امانت داري از قلب اش برداشته مي شود طوريکه اثر آن، مثل يک نقطة کم رنگ در قلب اش باقي مي ماند. سپس بار ديگر که مي خوابد، امانت داري بطور کلي از قلبش برداشته     مي شود و فقط اثر آن، مانند اثري که بر دست کارگر است، با قي مي ماند. مانند اينکه شما اخگري را روي پايتان بغلطانيد و پايتان، باد کند. شما آنرا برآمده مي بينيد اما درحقيقت، چيزي در آن وجود ندارد. مردم با يکديگر، داد و ستد مي کنند اما کسي پيدا نمي شود که امانت را برگرداند. تا جايي که مردم مي گويند: در فلان قبيله، مردي بسيار امانت دار وجود دارد. و همچنين در باره ي يک شخص مي گويند: چقدر عاقل، زيرک و زرنگ است در حالي که در قلب اش به اندازه ي يك دانه ي خردل، ايمان وجود ندارد» . 
حذيفه (رض) مي گويد: «زماني بودکه از داد وستد با هر يک از شما هيچ پروايي نداشتم. زيرا اگر طرف معامله، مسلمان بود، اسلامش باعث مي شد تا امانت را برگرداند. و اگر نصراني بود، حاکم اش امانت را به من برمي گرداند. اما امروز، بجز فلاني و فلاني، با کسي ديگر، داد و ستد نمي کنم».
2091ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص)يَقُولُ:«إِنَّمَا النَّاسُ كَالإِبِلِ الْمِائَةِ، لاتَكَادُ تَجِدُ فِيهَا رَاحِلَةً».(بخارى:6498)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: شنيدم که رسول الله (ص) مي فرمود: «مردم مانند صد شتري هستند که يک سواري در ميان آنها يا فت نمي شود». يعني همانطور که در ميان صد شتر ، يک شتر خوب براي سواري پيدا نمي شود، در ميان اين همه انسان، يک نفر براي دوستي و رفاقت يا فت نمي شود. 
 
باب (19): رياكاري و شهرت طلبي 
2092ـ عَنْ جُنْدَبٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَنْ سَمَّعَ سَمَّعَ اللَّهُ بِهِ، وَمَنْ يُرَائِي يُرَائِي اللَّهُ بِهِ». (بخارى:6499)
ترجمه: جندب (رض) مي گويد: «نبي اکرم (ص) فرمود: «هرکس كه بدنبال شهرت باشد، خداوند دست اش را رو مي نمايد. و هرکس، رياکاري كند، خداوند ريا کاري اش را آ شکار  مي سازد». 
باب (20): تواضع و فروتني
2093ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ، وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَمَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَإِنْ سَأَلَنِي لأُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ، وَمَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عَنْ نَفْسِ الْمُؤْمِنِ، يَكْرَهُ الْمَوْتَ، وَأَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ». (بخارى:6502)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است که رسو ل الله (ص) فرمود: «خداوند متعال مي فرمايد: هرکس، با دوستان من دشمني کند، من با او اعلام جنگ مي نمايم. و بنده ام با ه