عْمَلْ بِهِ أَوْ تَكَلَّمْ». (بخارى:6664)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است که نبي اکرم (ص) فرمود: «خداوند از وسوسه هاي امتم و آنچه که در دلهايشان مي گذرد تا زماني که آنها را عملي نکرده اند و يا به زبان نياورده اند، صرف نظر نموده است».

باب (5): نذر كردن براي اطاعت از خداوند است
2124ـ عَنْ عَائشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ نَذَرَ أَنْ يُطِيعَ اللَّهَ فَلْيُطِعْهُ، وَمَنْ نَذَرَ أَنْ يَعْصِيَهُ فَلا يَعْصِهِ». (بخارى:6696)
ترجمه: از عايشه رضي الله عنها روايت است که نبي ا کرم (ص) فرمود: «هرکس، نذر کرد كه از خدا اطا عت کند، پس از او اطا عت نمايد. و هرکس، نذر کرد كه از او نافرماني کند، پس نافرماني نكند» (به اين نذرش وفا ننمايد).

باب (6): اگر كسي بميرد و نذري بر ذمه اش باشد 
2125ـ عَنْ سَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ الأَنْصَارِيِّ (رض): أَنَّهُ اسْتَفْتَى النَّبِيَّ (ص) فِي نَذْرٍ كَانَ عَلَى أُمِّهِ، فَتُوُفِّيَتْ قَبْلَ أَنْ تَقْضِيَهُ، فَأَفْتَاهُ أَنْ يَقْضِيَهُ عَنْهَا. (بخارى:6698)
ترجمه: از سعد بن عباده انصاري(رض) روايت است که ايشان در باره ي نذري که بر ذمه ي مادرش بود و او قبل از اداي آن، فوت نمود، استفتاء كرد. رسول اکرم (ص) به او فتوا داد تا به نيابت از مادرش، آن نذر را ادا کند.

باب(42): پرهيز نكردن از ادرار، جزو گناهان كبيره است
162ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: مَرَّ النَّبِيُّ (ص) بِحَائِطٍ مِنْ حِيطَانِ الْمَدِينَةِ أَوْ مَكَّةَ، فَسَمِعَ صَوْتَ إِنْسَانَيْنِ يُعَذَّبَانِ فِي قُبُورِهِمَا، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «يُعَذَّبَانِ وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ». ثُمَّ قَالَ: «بَلَى، كَانَ أَحَدُهُمَا لا يَسْتَتِرُ مِنْ بَوْلِهِ، وَكَانَ الآخَرُ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ». ثُمَّ دَعَا بِجَرِيدَةٍ رَطْبَةٍ، فَكَسَرَهَا كِسْرَتَيْنِ، فَوَضَعَ عَلَى كُلِّ قَبْرٍ مِنْهُمَا كِسْرَةً، فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لِمَ فَعَلْتَ هَذَا؟ قَالَ: «لَعَلَّهُ أَنْ يُخَفَّفَ عَنْهُمَا مَا لَمْ يَيْبَسَا». (بخارى:216)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه نبي اكرم (ص) از كنار باغي از با‏غهاي مدينه يا مكه، عبور مي كرد. (ناگهان) صداي دو نفر را شنيد كه در قبرهاي شان گرفتار عذاب بودند. رسول الله (ص) فرمود: «اين دو نفر، عذاب داده مي شوند اما نه بخاطر گناه بزرگي». سپس فرمود: «بلي، يكي از آنان، از ادرار خود، پرهيز نمي‏كرد و ديگري، سخن چيني مي نمود». آنگاه، رسول اكرم(ص)  شاخة ‏ترِ درختي خواست. آن را دو قسمت كرد و هر قسمت آنرا روي يكي از آن دو قبر، گذاشت. از رسول الله (ص) پرسيدند: چرا چنين كردي؟ فرمود: «اميد است تا زماني كه اين دو شاخه، خشك نشده است، خداوند، عذاب آنان را تخفيف دهد».

باب (7): نذر كردن براي انجام گناه  و چيزي كه توان آنرا ندارد
2126ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: بَيْنَا النَّبِيُّ (ص) يَخْطُبُ إِذَا هُوَ بِرَجُلٍ قَائمٍ، فَسَأَلَ عَنْهُ فَقَالُوا: أَبُو إِسْرَائيلَ نَذَرَ أَنْ يَقُومَ وَلا يَقْعُدَ، وَلا يَسْتَظِلَّ، وَلا يَتَكَلَّمَ، وَيَصُومَ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «مُرْهُ فَلْيَتَكَلَّمْ، وَلْيَسْتَظِلَّ، وَلْيَقْعُدْ، وَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ». (بخارى:6704)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: روزي نبي اکرم(ص) در حال سخنراني، مردي را ديد که ايستاده است. علت اش را پرسيد. گفتند: او ابواسرائيل است. نذر کرده است که بايستد و ننشيند، زير سايه نرود، حرف نزند و روزه بگيرد. نبي اکرم (ص) فرمود: «به او بگوييد تا حرف بزند، زير سايه برود و بنشيند. ولي رو زه اش را کامل کند».


باب (1): صاع مدينه و مُدّ نبي اكرم (ص)
2127ـ عَنِ السَّائبِ بْنِ يَزِيدَ (رض) قَالَ: كَانَ الصَّاعُ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ (ص) مُدًّا وَثُلُثًا بِمُدِّكُمُ الْيَوْمَ. (بخارى:6712)
ترجمه: صائب ابن يزيد (رض) مي گويد: صاع، در زمان رسو ل الله (ص) به اندازه ي يک و يک سوم مدِّ امروزي شما بود.
2128ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَهُمْ فِي مِكْيَالِهِمْ، وَصَاعِهِمْ، وَمُدِّهِمْ». (بخارى:6714)

ترجمه: انس ابن مالک (رض) مي گويد: رسو ل الله (ص) فرمود: «خدايا! در پيمانه، صاع و مُدّ آنها (اهل مدينه) برکت عنايت کن».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1673.txt">باب (1): ميراث فرزند از پدر و مادرش</a><a class="text" href="w:text:1674.txt">باب (2): ميراث دختر پسر با خواهر</a><a class="text" href="w:text:1675.txt">باب (3): بردة آزاده شده هر قوم و فرزنددخترشان، جزو همان قوم بشمار مي روند</a><a class="text" href="w:text:1676.txt">باب (4): كسي كه خود را به غير پدرش، نسبت ‏دهد</a></body></html>باب (1): ميراث فرزند از پدر و مادرش
2129ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «أَلْحِقُوا الْفَرَائضَ بِأَهْلِهَا، فَمَا بَقِيَ فَهُوَ لأَوْلَى رَجُلٍ ذَكَرٍ». (بخارى:6732)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است که نبي اکرم (ص) فرمود: «سهميه هاي معين شده ي ارث را به صاحبان آنها بدهيد. و باقيماندة آنرا به نزديکترين خويشاوندِ مردِ ميت بدهيد».
باب (2): ميراث دختر پسر با خواهر
2130ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض): أنَّهُ سُئلَ عَنْ بِنْتٍ وَابْنَةِ ابْنٍ وَأُخْتٍ، فَقَالَ: لِلْبِنْتِ النِّصْفُ، وَلِلأُخْتِ النِّصْفُ، وَأْتِ ابْنَ مَسْعُودٍ فَسَيُتَابِعُنِي، فَسُئلَ ابْنُ مَسْعُودٍ وَأُخْبِرَ بِقَوْلِ أَبِي مُوسَى، فَقَالَ: لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ، أَقْضِي فِيهَا بِمَا قَضَى النَّبِيُّ (ص) لِلابْنَةِ النِّصْفُ وَلابْنَةِ ابْنٍ السُّدُسُ، تَكْمِلَةَ الثُّلُثَيْنِ، وَمَا بَقِيَ فَلِلأُخْتِ، فَأَتَيْنَا أَبَا مُوسَى، فَأَخْبَرْنَاهُ بِقَوْلِ ابْنِ مَسْعُودٍ، فَقَالَ: لا تَسْأَلُونِي مَا دَامَ هَذَا الْحَبْرُ فِيكُمْ. (بخارى:6736)
ترجمه: از ابو موسي اشعري (رض) درباره ي ميراث دختر، دختر پسر و خواهر پرسيدند. گفت: نصف را به دختر و نصف ديگر را به خواهر بدهيد. باز هم نزد ابن مسعود برويد. او نيز همين جواب مرا خواهد داد. آنان از ابن مسعود(رض) پرسيدند و جواب ابوموسي (رض) را نيز برايش بازگو نمودند. ابن مسعود (رض) گفت: اگر من هم مانند او قضاوت كنم، گمراه شده و از هدايت يافتگان نيستم. من آنگونه قضاوت مي کنم که نبي اکرم (ص) قضاوت نمود. نصف آنرا به دختر و براي کامل شدن دو سوم، يک ششم آنرا هم به دخترِ پسر و باقيمانده اش را به خواهر بدهيد. راوي مي گويد: سپس نزد ابوموسي آمديم و او را از فتواي ابن مسعود (رض) مطلع ساختيم. گفت: تا زماني که اين دانشمند در ميان شماست از من نپرسيد.

باب (3): بردة آزاده شده هر قوم و فرزنددخترشان، جزو همان قوم بشمار مي روند
2131ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَوْلَى الْقَوْم