 لا إِلَهَ إِلا الله، يُرِيدُ بِذَلِكَ وَجْهَ الله». قَالَ: الله وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: فَإِنَّا نَرَى وَجْهَهُ وَنَصِيحَتَهُ إِلَى الْمُنَافِقِينَ، قَالَ رَسُولُ الله (ص): «فَإِنَّ الله قَدْ حَرَّمَ عَلَى النَّارِ مَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلا الله، يَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَ الله». (بخارى:425)
ترجمه: محمود بن ربيع انصاري (رض) مي‏گويد: صحابي جليل القدر ؛عتبان بن مالك انصاري (رض) ؛ كه در جنگ بدر نيز شركت كرده بود، نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: اي پيامبر گرامي! بينايي ام ضعيف شده است و من پيش نماز قبيله ام مي باشم. و هنگام بارندگي، سيل رودخانه اي كه ميان من و مسجد قرار دارد، مانع از رفتن من به آنجا مي‏شود. بنابراين، دوست دارم شما به خانه ام تشريف بياوريد و در جايي از آن، نماز بخوانيد تا من آن را براي خود، نمازخانه قرار دهم.
رسول ‏الله (ص)  فرمود: «بزودي اين كار را خواهم كرد». عتبان مي‏گويد: صبح روز بعد كه آفتاب كمي بالا زده بود، رسول ‏الله (ص) همراه ابوبكر صديق (رض) به خانة ما آمد و اجازة ورود خواست. گفتم : بفرمائيد. وقتي وارد خانه شد، قبل از نشستن، فرمود: «در كجاي خانه ات دوست داري نماز بخوانم»؟ عتبان (رض) مي گويد: به گوشه اي از خانه، اشاره كردم. رسول ‏الله (ص) آنجا رفت و تكبير گفت. ما نيز به ايشان اقتدا نموده، صف بستيم. رسول خدا (ص) دو ركعت نماز خواند و سلام گفت.
عتبان بن مالك (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) را جهت صرف غذايي كه براي ايشان تدارك ديده بوديم، نگه داشتيم. تعدادي از اهالي محل نيز در خانة ما گرد آمده بودند. يكي از حاضرين گفت: مالك ابن دُخَيشِن (يا مالك بن دُخْشُن) كجا است؟ ديگري گفت: او منافق است و خدا و رسولش (ص) را دوست ندارد. رسول ‏الله (ص) فرمود: «چنين مگو، زيرا او بخاطر خوشنودي خدا، (لااله الا الله) گفته است». يكي گفت: خدا و رسولش بهتر ميدانند ولي ما مي‏بينيم كه خيرخواه منافقين است و به آنان توجه بيشتري دارد. رسول ‏الله (ص) فرمود: «خداوند آتش دوزخ را بر كسي كه (لااله الا الله) را بخاطر خوشنودي الله بگويد، حرام كرده است».

باب(32): آيا جايز است قبرهاي مشركين زمان جاهليت، 
خراب شود و جاي آن، مسجد بنا گردد؟
267ـ عَنْ عَائِشَةَ أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّ أُمَّ حَبِيبَةَ وَأُمَّ سَلَمَةَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا ذَكَرَتَا كَنِيسَةً رَأَيْنَهَا بِالْحَبَشَةِ، فِيهَا تَصَاوِيرُ، فَذَكَرَتَا لِلنَّبِيِّ (ص)، فَقَالَ: «إِنَّ أُولَئِكَ إِذَا كَانَ فِيهِمُ الرَّجُلُ الصَّالِحُ فَمَاتَ، بَنَوْا عَلَى قَبْرِهِ مَسْجِدًا، وَصَوَّرُوا فِيهِ تِلْكَ الصُّوَرَ، فَأُولَئِكَ شِرَارُ الْخَلْقِ عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».        (بخارى:427)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: ام حبيبه و ام سلمه رضي الله عنهما براي آنحضرت (ص) از كليسايي كه در زمان هجرت به حبشه، آنرا ديده بودند و مملو از عكس و تصوير بود، سخن گفتند. رسول الله (ص) فرمود: «آنها كساني بودند كه هرگاه فرد نيكوكاري از آنان، فوت ميكرد، بر قبرش، مسجدي بنا مي كردند و در آن، تصاوير و تمثالهاي آن شخص را نقاشي مي كردند. روز قيامت، اين افراد، بدترين مخلوق، نزد خدا خواهند بود».
268ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض)، قَالَ: قَدِمَ النَّبِيُّ (ص) الْمَدِينَةَ، فَنَزَلَ أَعْلَى الْمَدِينَةِ فِي حَيٍّ يُقَالُ لَهُمْ بَنُو عَمْرِو بْنِ عَوْفٍ، فَأَقَامَ النَّبِيُّ (ص) فِيهِمْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ لَيْلَةً، ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَى بَنِي النَّجَّارِ، فَجَاءُوْا مُتَقَلِّدِي السُّيُوفِ، كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى النَّبِيِّ (ص) عَلَى رَاحِلَتِهِ وَأَبُو بَكْرٍ رِدْفُهُ، وَمَلأُ بَنِي النَّجَّارِ حَوْلَهُ، حَتَّى أَلْقَى رَحْلَهُ بِفِنَاءِ أَبِي أَيُّوبَ، وَكَانَ يُحِبُّ أَنْ يُصَلِّيَ حَيْثُ أَدْرَكَتْهُ الصَّلاةُ، وَيُصَلِّي فِي مَرَابِضِ الْغَنَمِ، وَأَنَّهُ أَمَرَ بِبِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَأَرْسَلَ إِلَى مَلإٍ مِنْ بَنِي النَّجَّارِ، فَقَالَ: «يَا بَنِي النَّجَّارِ، ثَامِنُونِي بِحَائِطِكُمْ هَذَا». قَالُوا: لا وَالله لا نَطْلُبُ ثَمَنَهُ إِلا إِلَى الله، فَقَالَ أَنَسٌ: فَكَانَ فِيهِ مَا أَقُولُ لَكُمْ، قُبُورُ الْمُشْرِكِينَ، وَفِيهِ خَرِبٌ، وَفِيهِ نَخْلٌ، فَأَمَرَ النَّبِيُّ (ص) بِقُبُورِ الْمُشْرِكِينَ فَنُبِشَتْ، ثُمَّ بِالْخَرِبِ فَسُوِّيَتْ، وَبِالنَّخْلِ فَقُطِعَ، فَصَفُّوا النَّخْلَ قِبْلَةَ الْمَسْجِدِ، وَجَعَلُوا عِضَادَتَيْهِ الْحِجَارَةَ، وَجَعَلُوا يَنْقُلُونَ الصَّخْرَ وَهُمْ يَرْتَجِزُونَ، وَالنَّبِيُّ (ص) مَعَهُمْ وَهُوَ يَقُولُ:
اللهمَّ لا خَيْرَ إِلا خَيْرُ الآخِرَهْ 	فَاغْفِرْ لِلأنْصَارِ وَالْمُهَاجِرَهْ.
ترجمه: انس ابن مالك (رض) مي‏فرمايد: هنگامي كه رسول ‏الله (ص) (از سفر هجرت) وارد مدينه شد، نخست، در حوالي مدينه، نزد قبيلة عمرو بن عوف (رض) بمدت دو هفته، سكونت گزيد. سپس بني نجار را طلبيد. آنان در حالي كه مسلح بودند، به خدمت رسيدند. انس (رض) مي‏گويد: آن جريان چنان در برابر ديدگانم قرار دارد كه گويي هم اكنون، من رسول ‏الله (ص) را در حالي كه  ابوبكر (رض) پشت سر ايشان سوار است و طايفة بني نجار پيرامون رسول الله (ص) گرد آمده اند، مي بينم. رسول ‏الله (ص) همچنان پيش رفت تا اينكه كنار منزل ابو ايوب (رض) رحل اقامت افكند. رسول ‏خدا (ص) دوست داشت هرجا كه وقت نماز برسد، همانجا نماز بخواند. حتي در آغل گوسفندان نيز نماز مي‏خواند.
و روزي كه ‏خواست مسجد را بنا كند، بني نجار را دعوت كرد و خطاب به آنان فرمود: «قيمت باغ را تعيين كنيد». بني نجار سوگند خوردند كه قيمت آنرا فقط از خدا مي گيريم.  انس ابن مالك (رض) مي‏فرمايد: در آن باغ، قبور مشركين، درخت خرما و ويرانه هاي زيادي وجود داشت. رسول ‏الله (ص) دستور داد تا قبور مشركين، نبش گردد و درختان خرما، قطع گردد و خرابه ها، هموار شود. و همچنين دستور داد تا دو طرف مسجد را از سنگ بسازند و قسمتي را كه بسوي قبله بود با تنة درختان خرما، پوشش دهند. صحابه در حالي كه سنگها را بر دوش، حمل مي‏كردند و رسول ‏الله (ص) نيز همراه آنان بود، رجز مي خواندند و رسول ‏الله (ص) چنين ميگفت: 
اللهمَّ لا خَيْرَ إِلا خَيْرُ الآخِرَهْ 	فَاغْفِرْ لِلأنْصَارِ وَالْمُهَاجِرَهْ.
پروردگارا! كار خير آن است كه فقط براي آخرت انجام گيرد. پس مهاجرين و انصار را مورد مغفرت قرار بده.
 
باب (33): نماز خواندن در جايگاه شتران
269ـ عَنْ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا أَنَّهُ كَانَ يُصَلِّي إِلَى بَعِيرِهِ وَقَالَ: رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) يَفْعَلُهُ. (بخارى:430)
ترجمه: عبد الهز بن عمر رضي الله عنهما شتر خود را ستره قرار داد و نماز ‏خواند و ‏فرمود: رسول ‏الله را ديدم كه چنين مي‏كرد.
 
باب (34): كسي كه رو به سوي تنور يا آتش و يا هر چيز ديگر