ُوجُ كَمَا يَمُوجُ الْبَحْرُ، قَالَ: لَيْسَ عَلَيْكَ مِنْهَا بَأْسٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِنَّ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا بَابًا مُغْلَقًا، قَالَ: أَيُكْسَرُ أَمْ يُفْتَحُ؟ قَالَ: يُكْسَرُ، قَالَ: إِذًا لا يُغْلَقَ أَبَدًا، قُلْنَا: أَكَانَ عُمَرُ يَعْلَمُ الْبَابَ؟ قَالَ: نَعَمْ، كَمَا أَنَّ دُونَ الْغَدِ اللَّيْلَةَ، إِنِّي حَدَّثتُهُ بِحَدِيث لَيْسَ بِالأَغَالِيطِ. فَهِبْنَا أَنْ نَسْأَلَ حُذَيْفَةَ، فَأَمَرْنَا مَسْرُوقًا فَسَأَلَهُ، فَقَالَ: الْبَابُ عُمَرُ. (بخارى:525)
ترجمه: حذيفه (رض) مي‏گويد: خدمت عمر ابن خطاب (رض) نشسته بوديم كه ايشان پرسيد: چه كسي از شما حديثي در مورد فتنه از رسول‏ الله (ص) بياد دارد؟ حذيفه مي‏گويد: گفتم: من حديث رسول‏ الله (ص)را در اين مورد، همانطور كه ايراد فرمودند، بياد دارم. عمر(رض) فرمود: شما خيلي جرأت داريد. گفتم: فتنه‏هايي كه دامنگير مرد از ناحيه زن، فرزند،ثروت وهمسايه مي شود به وسيله نماز، روزه، صدقه، وامر به معروف ونهي از منكر از بين خواهند رفت. ‏عمر(رض) فرمود: منظورم اين فتنه ها نيست . بلكه فتنه‏هايي است كه مانند امواج دريا، موج مي زنند. حذيفه مي‏گويد: عرض كردم: اي امير المومنين! از آن فتنه‏ها، ضرري به شما نمي رسد. زيرا ميان شما و آنها، دروازه محكمي وجود دارد. عمر(رض) سؤال كرد: آيا آن دروازه، باز مي شود يا شكسته مي شود؟ حذيفه گفت: شكسته خواهد شد. عمر(رض) فرمود: در آنصورت، هرگز دوباره بسته نخواهد شد. از  حذيفه(رض) سؤال شد: آيا  عمر(رض) آن دروازه را مي‏دانست. گفت: آري، برايش مانند روز، روشن بود. زيرا من حديث صحيحي براي او نقل كردم كه در آن، هيچگونه مطلب غلط و نادرستي وجود نداشت. حاضران گفتند: ما ترسيديم چيزي از حذيفه در مورد آن دروازه، بپرسيم. بنابراين، از مسروق خواستيم تا از او بپرسد. حذيفه (رض) در جواب مسروق، گفت: منظور از آن دروازه، وجود خود عمر(رض) است.
323 ـ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ (رض): أَنَّ رَجُلا أَصَابَ مِنِ امْرَأَةٍ قُبْلَةً، فَأَتَى النَّبِيَّ (ص) فَأَخْبَرَهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ : (أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ) قَالَ الرَّجُلُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَلِي هَذَا؟ قَالَ: «لِجَمِيعِ أُمَّتِي كُلِّهِمْ». (بخارى:526)
ترجمه: ابن مسعود (رض) مي گويد: شخصي زني را بوسيد. بعد از آن، خدمت رسول الله (ص) آمد و گفت: اي رسول خدا! مرتكب چنين خطايي شده ام، تكليف چيست؟ آنگاه، خداوند اين آيه را نازل فرمود: (در دو طرف روز و هم چنين قسمتي از شب، نماز را برپا دار. همانا اعمال نيك، گناهان را از بين مي‏برند). آن شخص، سؤال كرد: اي رسول ‏الله! آيا اين حكم، ويژة من است؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «خير، بلكه شمال حال همه ي امت من است».
 
باب (3): فضيلت نماز خواندن به موقع
324 ـ عن ابن مسعود (رض) قَالَ: سَأَلْتُ النَّبِيَّ (ص): أَيُّ الْعَمَلِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ؟ قَالَ: «الصَّلاةُ عَلَى وَقْتِهَا». قَالَ: ثمَّ أَيٌّ؟ قَالَ: «ثمَّ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ». قَالَ: ثمَّ أَيٌّ؟ قَالَ: «الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ». قَالَ: حَدَّثنِي بِهِنَّ، وَلَوِ اسْتَزَدْتُهُ لَزَادَنِي. (بخارى:527)
ترجمه: ابن مسعود (رض) مي‏گويد: از نبي اكرم (ص) سؤال كردم: كدام عمل، نزد الله پسنديده‏تر است؟ فرمود: «نمازي كه در وقت خودش، خوانده شود». عرض كردم: بعد از آن؟ فرمود: «نيكي به پدر و مادر». عرض كردم: بعد از آن ؟ فرمود: «جهاد در راه خدا». ابن مسعود (رض) مي‏گويد: پيامبر(ص) همين سه مطلب را به من گفت. اگر بيشتر مي پرسيدم، آنحضرت (ص) نيز، جواب بيشتري مي داد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:32.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:43.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:54.xml">ابواب 21 تا 30</a><a class="folder" href="w:html:65.xml">ابواب 31 تا 38</a></body></html>باب (4): نمازهاي پنجگانه، باعث كفارة گناهان مي شود
325 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «أَرَأَيْتُمْ لَوْ أَنَّ نَهَرًا بِبَابِ أَحَدِكُمْ يَغْتَسِلُ فِيهِ كُلَّ يَوْمٍ خَمْسًا، مَا تَقُولُ: ذَلِكَ يُبْقِي مِنْ دَرَنِهِ»؟ قَالُوا: لا يُبْقِي مِنْ دَرَنِهِ شَيْئًا، قَالَ: «فَذَلِكَ مِثلُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ يَمْحُو اللَّهُ بِهِ الْخَطَايَا». (بخارى:528)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‏گويد: از رسول الله (ص) شنيدم كه مي‏فرمود: «اگر مقابل منزل كسي نهر آبي باشد و او روزي پنج بار، در آن، غسل نمايد، آيا به نظر شما، چركي بر بدن او باقي خواهد ماند»؟ صحابه عرض كردند: خير. رسول ‏الله (ص) فرمود: نمازهاي پنجگانه چنين اند. يعني خداوند بوسيله آنها گناهان را از بين مي برد».
 
باب (5): نماز گزار با پروردگارش مناجات مي كند
326 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض)، عَنِ النَّبِيِّ (ص) أنه قَالَ: «اعْتَدِلُوا فِي السُّجُودِ، وَلا يَبْسُطْ ذِرَاعَيْهِ كَالْكَلْبِ، وَإِذَا بَزَقَ فَلا يَبْزُقَنَّ بَيْنَ يَدَيْهِ، وَلا عَنْ يَمِينِهِ، فَإِنَّهُ يُنَاجِي رَبَّهُ». (بخاري:532)
ترجمه: انس ابن مالك (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «در سجده، اعتدال را رعايت كنيد. و دست‏ها را مانند سگ، بر زمين نگذاريد. همچنين اگر كسي خواست آب دهان بيندازد، جلو و سمت راست خود، نيندازد. زيرا وي در نماز، با پروردگارش، راز و نياز مي‏كند».
 
باب (6): تأخير نماز ظهر درتا بستان تا اينكه از شدت گرما، كاسته شود
327 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض)، عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِذَا اشْتَدَّ الْحَرُّ فَأَبْرِدُوا بِالصَّلاةِ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحَرِّ مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ، وَاشْتَكَتِ النَّارُ إِلَى رَبِّهَا، فَقَالَتْ: يَا رَبِّ أَكَلَ بَعْضِي بَعْضًا، فَأَذِنَ لَهَا بِنَفَسَيْنِ، نَفَسٍ فِي الشِّتَاءِ وَنَفَسٍ فِي الصَّيْفِ، فَهُوَ أَشَدُّ مَا تَجِدُونَ مِنَ الْحَرِّ ،وَأَشَدُّ مَا تَجِدُونَ مِنَ الزَّمْهَرِيرِ»(بخارى:536ـ537)
ترجمه: ابوهريره (رض) ميگويد: نبي اكرم (ص) فرمود: « در شدت گرما، نماز ظهر را زماني بخوانيد كه هوا اندكي سردتر شود. زيرا شدت گرما،از تنفس دوزخ است. آتش دوزخ نزد خدا شكايت كرد كه اجزاي من، از شدت گرما،  يكديگر را نابود مي كند. پروردگار به وي اجازه داد تا سالي دو بار، تنفس كند: يكي در زمستان و ديگري در تابستان. سرماي شديد، تنفس زمستان و گرماي شديد، تنفس تابستان اوست».
328 ـ عَنْ أَبِي ذَرٍّ (رض) قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي سَفَرٍ، فَأَرَادَ الْمُؤَذِّنُ أَنْ يُؤَذِّنَ لِلظُّهْرِ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «أَبْرِدْ». ثمَّ أَرَادَ أَنْ يُؤَذِّنَ، فَقَالَ لَهُ: «أَبْرِدْ». حَتَّى رَأَيْنَا فَيْءَ التُّلُولِ. (بخارى:539)
ترجمه: ابوذر غفاري(رض) مي‏گويد: در سفري با رسول‏ الله (ص) همراه بوديم. مؤذن ‏خواست براي نماز ظهر، اذان گويد. رسول‏ خ