اب (2): اگر شخص مقیم، به آب دسترسی پیدا نکرد و بیم فوت نماز می رفت، تیمم نماید.
باب (3): آیا تیمم کننده می تواند (پس از زدن دستها بر خاک) آنها را فوت کند
باب (4): خاک پاک، جای آب وضو را برای مسلمان می گیرد.
باب (17): ناسپاسي از شوهران، و اينكه ناسپاسي، درجاتي دارد
27 ـ  عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «أُرِيتُ النَّارَ فَإِذَا أَكْثَرُ أَهْلِهَا النِّسَاءُ يَكْفُرْنَ». قِيلَ: أَيَكْفُرْنَ بِاللَّهِ؟ قَالَ: «يَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ، وَيَكْفُرْنَ الإِحْسَانَ، لَوْ أَحْسَنْتَ إِلَى إِحْدَاهُنَّ الدَّهْرَ ثُمَّ رَأَتْ مِنْكَ شَيْئًا، قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ مِنْكَ خَيْرًا قَطُّ». (بخارى:29) 
ترجمه: از عبد الله ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «دوزخ به من نشان داده شد، ديدم كه بيشتر اهل دوزخ، زنان هستند. زيرا ناسپاسي مي كنند». سؤال شد: آيا از خدا ناسپاسي مي كنند؟ رسول الله (ص) فرمود: «خير. از شوهرانشان ناسپاسي ميكنند». (يعني خدمت و محبت شوهران خود را ناديده مي گيرند). اگر تمام عمر به همسرت خدمت كني، ولي يك بار از شما، چيزي (خلاف ميلش) مشاهده كند، مي گويد: من هرگز از تو خيري نديده ام».
 
باب (6): امام دستهايش را در استسقاء، بلند نمايد
548 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) لا يَرْفَعُ يَدَيْهِ فِي شَيْءٍ مِنْ دُعَائِهِ إِلا فِي الاسْتِسْقَاءِ، وَإِنَّهُ يَرْفَعُ حَتَّى يُرَى بَيَاضُ إِبْطَيْهِ. (بخارى:1031)
ترجمه:  انس بن مالك  (رض) مي‏گويد: رسول الله  (ص) بجز دعاي استسقاء، براي هيچ دعاي ديگري، دست‏ها را بلند نمي‏كرد. و در  اين دعا، باندازه اي دست‏ها را بالا مي‏برد كه سفيدي زير بغل (مباركش) ديده مي‏شد.
 
باب (7): آنچه هنگام باريدن باران بايد گفت
549 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ إِذَا رَأَى الْمَطَرَ قَالَ: «اللَّهُمَّ صَيِّبًا نَافِعًا». (بخارى:1032)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏فرمايد: هرگاه رسول الله (ص)بارندگي را مي‏ديد، اين دعا را مي خواند: پروردگارا! باران را سودبخش و مفيد بگردان».
 
باب (8): هنگام وزش طوفان و باد شديد
550 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) يَقُولُ: كَانَتِ الرِّيحُ الشَّدِيدَةُ إِذَا هَبَّتْ، عُرِفَ ذَلِكَ فِي وَجْهِ النَّبِيِّ (ص). (بخارى:1034)
ترجمه:  انس (رض) مي‏گويد: هنگام وزيدن باد تند (طوفان شديد)، چهرة مبارك رسول الله (ص)تغيير مي‏كرد. و اين تغيير، در چهره ايشان، نمايان بود.

باب (9): پيامبر(ص) فرمود: «بوسيلة باد صبا، نصرت و ياري شدم»
551 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «نُصِرْتُ بِالصَّبَا وَأُهْلِكَتْ عَادٌ بِالدَّبُورِ». (بخارى:1035)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول الله (ص) فرمود: «خداوند بوسيلة باد صبا(باد شرقي)، مرا ياري كرد و قوم عاد بوسيلة باد دبور (غربي)، نابود گرديد».

باب (10): آنچه هنگام زلزله وديگر مصائب، گفته ميشود
552 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ  (ص) قَالَ: قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي شَامِنَا وَفِي يَمَنِنَا» قَالَ: قَالُوا: وَفِي نَجْدِنَا. قَالَ: قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي شَامِنَا وَفِي يَمَنِنَا» قَالَ: قَالُوا: وَفِي نَجْدِنَا. قَالَ: قَالَ: «هُنَاكَ الزَّلازِلُ وَالْفِتَنُ وَبِهَا يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ». (بخارى:1037)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول الله (ص)دعا كرد و فرمود: «خدايا! در سرزمين شام و يمن ما بركت نازل فرما». مردم گفتند: و در نجد ما. رسول الله (ص)فرمود: «خدايا! در شام و يمن ما بركت نازل بفرما». براي بار دوم، مردم گفتند: و در نجد ما. رسول الله (ص)فرمود: «نجد سرزمين فتنه و زلزله است و شاخهاي شيطان، از آنجا سر بر مي آورند».

باب (11): كسي جز خدا نميداند كه چه زماني باران مي بارد
553 ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «مِفْتَاحُ الْغَيْبِ خَمْسٌ لا يَعْلَمُهَا إِلا اللَّهُ: لا يَعْلَمُ أَحَدٌ مَا يَكُونُ فِي غَدٍ، وَلا يَعْلَمُ أَحَدٌ مَا يَكُونُ فِي الأَرْحَامِ، وَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا، وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ، وَمَا يَدْرِي أَحَدٌ مَتَى يَجِيءُ الْمَطَرُ». (بخارى:1039)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول الله (ص) فرمود: « كليد هاي غيب، پنج چيز هستند كه هيچ‏كس جز الله، آنها را نمي‏داند: 1ـ هيچ كس نمي‏داند كه فردا چه اتفاقي خواهد افتاد.  2ـ هيچ‏كس نمي‏داند كه در رحم‏ها، چه وجود دارد. 3ـ هيچ‏كس نمي‏داند كه فردا چه كاري را انجام خواهد داد. 4ـ  هيچ‏كس نمي‏داند كه  در چه سرزميني خواهد مُرد. 5ـ  هيچ‏كس نمي‏داند كه چه زماني باران خواهد باريد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:507.txt">باب (1): خواندن نماز كسوف </a><a class="text" href="w:text:508.txt">باب (2): صدقه دادن هنگام كسوف</a><a class="text" href="w:text:509.txt">باب (3): فراخواندن براي نماز، هنگام خورشيد گرفتگي</a><a class="text" href="w:text:510.txt">باب (4): پناه جستن از عذاب قبر در نماز كسوف</a><a class="text" href="w:text:511.txt">باب (5): برگزاري نماز كسوف با جماعت</a><a class="text" href="w:text:512.txt">باب (6): آزاد كردن برده، هنگام كسوف آفتاب</a><a class="text" href="w:text:513.txt">باب (7): ذكر و ياد خداوند، هنگام خورشيد گرفتگي</a><a class="text" href="w:text:514.txt">باب (8): خواندن قرائت با آواز بلند در نماز كسوف</a></body></html>باب (1): خواندن نماز كسوف 
554 ـ عَنْ أَبِي بَكْرَةَ (رض) قَالَ: كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَانْكَسَفَتِ الشَّمْسُ، فَقَامَ النَّبِيُّ (ص) يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى دَخَلَ الْمَسْجِدَ، فَدَخَلْنَا، فَصَلَّى بِنَا رَكْعَتَيْنِ حَتَّى انْجَلَتِ الشَّمْسُ، فَقَالَ (ص): «إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ، فَإِذَا رَأَيْتُمُوهُمَا فَصَلُّوا وَادْعُوا حَتَّى يُكْشَفَ مَا بِكُمْ». وَفِيْ رِوَايَةٍ عَنْهُ (رض) قَالَ: قَالَ (ص): «وَلكِنَّ الله تَعَالى يُخَوِّفُ بِهِمَا عِبَادَهُ».
(بخارى:1040و 1048)
ترجمه: ابوبكره (رض) مي‏گويد: نزد رسول الله (ص)بوديم كه خورشيد گرفتگي بوجود آمد. آنحضرت (ص)  برخاست و در حالي كه گوشه لباسش به زمين كشيده مي شد، به مسجد رفت. ما نيز پشت سر ايشان، وارد مسجد شديم. و به امامت رسول الله (ص) دو ركعت نماز خوانديم تا اينكه خورشيد گرفتگي بر طرف شد. سپس، رسول الله (ص)فرمود: «خسوف و كسوف هرگز به خاطر مرگ كسي اتفاق نمي افتند. بنابر اين، هر وقت با آنها مواجه شديد، نماز بخوانيد و دعا كنيد تا اينكه گرفتگي آنها، برطرف شود». و در روايتي ديگر از ابوبكره آمده است كه آنحضرت(ص) فرمود: «خداوند به وسيله آنها بندگانش را مي‏ترساند».
555 ـ وَفِيْ رِوَايَةٍ عَنِ الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ (رض) قَالَ: كَسَفَتِ الشَّمْسُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللّ