ml:791.xml">كتاب جريمة شكار كردن </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:630.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:641.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:652.xml">ابواب 21 تا 30</a><a class="folder" href="w:html:663.xml">ابواب 31 تا 40</a><a class="folder" href="w:html:674.xml">ابواب 41 تا 49</a></body></html>باب (29): بهترين عبادات نزد خداوند، با دوام ترين آنهاست
40 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا أَنَّ النَّبِيَّ (ص) دَخَلَ عَلَيْهَا وَعِنْدَهَا امْرَأَةٌ، قَالَ: «مَنْ هَذِهِ؟» قَالَتْ: فُلانَةُ تَذْكُرُ مِنْ صَلاتِهَا، قَالَ: «مَهْ عَلَيْكُمْ بِمَا تُطِيقُونَ فَوَاللَّهِ لا يَمَلُّ اللَّهُ حَتَّى تَمَلُّوا، وَكَانَ أَحَبَّ الدِّينِ إِلَيْهِ مَادَامَ عَلَيْهِ صَاحِبُهُ».          (بخارى:43)
ترجمه: ام المومنين ؛عايشه رضي الله عنها؛ مي گويد: روزي، نبي اكرم (ص) به خانة من آمد در حالي كه زني نزد من نشسته بود. رسول اكرم(ص) فرمود: « اين زن كيست»؟ گفتم: فلاني است، و كثرت عبادات ايشان را براي رسول الله (ص) بازگو كردم. آنحضرت (ص) فرمود: «دست نگهدار. همان قدر از اعمال را كه توانايي داريد، انجام دهيد. زيرا خداوند از دادن پاداش اعمال خسته نمي شود، مگر اينكه شما از انجام طاعت و بندگي خسته شويد. و بهترين عمل نزد خدا، آن است كه صاحبش بر انجام آن، مداومت كند».



<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:631.txt">باب (1): وجوب زكات</a><a class="text" href="w:text:632.txt">باب (2): گناه كسي كه زكات نميدهد</a><a class="text" href="w:text:633.txt">باب (3): مالي كه زكات آن پرداخت گردد، كنز بحساب نمي آيد</a><a class="text" href="w:text:634.txt">باب (4): زكات در مال حلال وپاك است</a><a class="text" href="w:text:635.txt">باب (5): صدقه دهيد قبل از آنكه كسي آنرا قبول نكند</a><a class="text" href="w:text:636.txt">باب(6): خود را از آتش، نجات دهيد اگر چه با نصف خرما و اندكي صدقه باشد</a><a class="text" href="w:text:637.txt">باب (7): بهترين نوع صدقه، كدام است؟</a><a class="text" href="w:text:638.txt">باب (8):</a><a class="text" href="w:text:639.txt">باب (9): اگر كسي ندانسته زكات را به ثروتمندي بدهد</a><a class="text" href="w:text:640.txt">باب (10): اگر كسي ندانسته زكات مالش را به فرزندش بدهد</a></body></html>باب (1): وجوب زكات
696ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) بَعَثَ مُعَاذًا (رض) إِلَى الْيَمَنِ، فَقَالَ: «ادْعُهُمْ إِلَى شَهَادَةِ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدِ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ، فَأَعْلِمْهُمْ أَنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةً فِي أَمْوَالِهِمْ، تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِيَائِهِمْ وَتُرَدُّ عَلَى فُقَرَائِهِمْ». (بخارى: 1395)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه نبي اكرم(ص)  معاذ (رض) را  به يمن فرستاد و فرمود: «اهل يمن را به توحيد يعني گواهي دادن به وحدانيت خداوند و رسالت من، فراخوان. اگر اين را پذيرفتند، به آنان بگو: خداوند در شبانه روز، پنج نماز، بر آنها فرض گردانيده است. اگر نماز را هم پذيرفتند، به آنان بگو: خداوند زكات مال را بر آنها واجب كرده كه از ثروتمندان آنها گرفته شده و به فقراي آنها برگردانيده شود».
697ـ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ (رض): أَنَّ رَجُلاً قَالَ لِلنَّبِيِّ (ص): أَخْبِرْنِي بِعَمَلٍ يُدْخِلُنِي الْجَنَّةَ. قَالَ: «مَا لَهُ مَا لَهُ» وَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «أَرَبٌ مَا لَهُ، تَعْبُدُ اللَّهَ وَلا تُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاةَ، وَتُؤْتِي الزَّكَاةَ، وَتَصِلُ الرَّحِمَ».
(بخارى: 1396)
ترجمه: ابوايوب انصاري (ص) روايت مي كند كه: شخصي، نزد رسول الله (ص) آمد و عرض كرد: اي رسول خدا! عملي به من معرفي كن كه مرا وارد بهشت سازد. يكي از حاضران گفت: چه مي خواهد؟ چه مي خواهد؟ رسول الله (ص) فرمود: « نيازي دارد، چه مي خواهد. (سپس به آن شخص فرمود:) خدا را عبادت كن و هيچ چيزي (يا كسي) را با وي شريك نساز، نماز بخوان، زكات بده و حق خويشاوندي را ادا كن».
698ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ أَعْرَابِيًّا أَتَى النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: دُلَّنِي عَلَى عَمَلٍ إِذَا عَمِلْتُهُ دَخَلْتُ الْجَنَّةَ. قَالَ: «تَعْبُدُ اللَّهَ لا تُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاةَ الْمَكْتُوبَةَ، وَتُؤَدِّي الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةَ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ». قَالَ: وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لا أَزِيدُ عَلَى هَذَا. فَلَمَّا وَلَّى، قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا». (بخارى:1397)
ترجمه: ابوهريره (رض) روايت مي كند كه: مردي باديه نشين نزد رسول الله (ص)آمد و گفت: عملي به من معرفي كن كه اگر آنرا انجام دهم، وارد بهشت شوم. رسول الله (ص) فرمود: «خدا را عبادت كن و  چيزي را با او شريك نگردان، نمازهاي فرض را بخوان، زكات مالت را بده  و ماه رمضان را روزه بگير». آن مرد باديه نشين، گفت: سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست،  اضافه بر اينها (كه فرمودي)، هيچ كاري انجام نخواهم داد. هنگامي كه آن مرد رفت، رسول الله (ص) فرمود: «هر كس مي خواهد، مردي از اهل بهشت را ببيند، به اين مرد، نگاه كند».
699 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: لَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَكَانَ أَبُو بَكْرٍ (رض)، وَكَفَرَ مَنْ كَفَرَ مِنَ الْعَرَبِ، فَقَالَ عُمَرُ (رض): كَيْفَ تُقَاتِلُ النَّاسَ؟ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، فَمَنْ قَالَهَا فَقَدْ عَصَمَ مِنِّي مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلاَّ بِحَقِّهِ، وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ» فَقَالَ: وَاللَّهِ لأُقَاتِلَنَّ مَنْ فَرَّقَ بَيْنَ الصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ، فَإِنَّ الزَّكَاةَ حَقُّ الْمَالِ، وَاللَّهِ لَوْ مَنَعُونِي عَنَاقًا كَانُوا يُؤَدُّونَهَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) لَقَاتَلْتُهُمْ عَلَى مَنْعِهَا. قَالَ عُمَرُ (رض): فَوَاللَّهِ مَا هُوَ إِلاَّ أَنْ قَدْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَ أَبِي بَكْرٍ (رض) لِلْقِتَالِ، فَعَرَفْتُ أَنَّهُ الْحَقُّ.     (بخارى: 1339،1400)
ترجمه: ابوهريره(رض) ميگويد: هنگامي كه رسول الله (ص) وفات نمود و ابوبكر(رض) روي كار آمد و بعضي از قبايل عرب مرتد شدند (و ابوبكر(رض) قصد جهاد با مانعين زكات، نمود)، عمر(رض) گفت: چگونه با آنان جهاد ميكني؟ در حالي كه رسول الله (ص) فرمود: « به من امر شده است تا زماني با مردم بجنگم كه  لا اله الا الله نگفته باشند. و كسي كه شهادت بياورد، جان و مالش در امان خواهد بود، مگر به حق آن، و حسابش با خدا خواهد بود». ابوبكر(رض)  گفت: سوگند به خدا، با كساني كه بين نماز و زكات فرق قائل شوند, جهاد خواهم كرد. زيرا زكات، حق مال است. به خدا سوگند، اگر از دادن بزغاله اي سرباز زنند, در حالي ك