ه و مي خواهد با همين احرام, عمره كند، مانعي ندارد. اما كسي كه هدي، همراه دارد، چنين نكند». عايشه رضي الله‏ عنها مي‏گويد: بعضي از اصحاب، حج خود را به عمره تبديل كردند و بعضي نكردند. رسول الله (ص) و تني چند از يارانش كه وضع مالي بهتري داشتند و هدي همراه شان بود، نتوانستند اعمال عمره را انجام دهند.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:712.txt">باب (21): حج تمتع، قران و افراد و فسخ حج براي كسي كه با خود، هدي نياورده است.</a><a class="text" href="w:text:713.txt">باب (22): حج تمتع</a><a class="text" href="w:text:714.txt">باب (23): از كجا بايد وارد مكه شد</a><a class="text" href="w:text:715.txt">باب (24): فضيلت مكه و خانة كعبه</a><a class="text" href="w:text:716.txt">باب (25): به ارث بردن خانه هاي مكه و خريد و فروش آن   و اينكه مردم در مسجد الحرام با يكديگر برابرند.</a><a class="text" href="w:text:717.txt">باب (26): اقامت گزيدن پيامبر (ص) در مكه</a><a class="text" href="w:text:718.txt">باب (27): انهدام كعبه</a><a class="text" href="w:text:719.txt">باب (28): خداوند مي فرمايد: (خداوند خانة كعبه و ماههاي حرام را وسيله اي براي بر پايي دين، قرار داده است)</a><a class="text" href="w:text:720.txt">باب (29): انهدام كعبه</a><a class="text" href="w:text:721.txt">باب (30): آنچه در بارة حجر الاسود آمده است</a></body></html>باب (21): حج تمتع، قران و افراد و فسخ حج براي
كسي كه با خود، هدي نياورده است.
785 ـ وَعَنْهَا رَضِيَ اللَّه عَنْهَا فِيْ رِوَايَةٍ قَالَتْ: خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) وَلا نُرَى إِلاَّ أَنَّهُ الْحَجُّ، فَلَمَّا قَدِمْنَا تَطَوَّفْنَا بِالْبَيْتِ، فَأَمَرَ النَّبِيُّ (ص) مَنْ لَمْ يَكُنْ سَاقَ الْهَدْيَ أَنْ يَحِلَّ، فَحَلَّ مَنْ لَمْ يَكُنْ سَاقَ الْهَدْيَ، وَنِسَاؤُهُ لَمْ يَسُقْنَ فَأَحْلَلْنَ، قَالَتْ صَفِيَّةُ: مَا أُرَانِي إِلاَّ حَابِسَتَهُمْ قَالَ: «عَقْرَى حَلْقَى أَوَ مَا طُفْتِ يَوْمَ النَّحْرِ»؟ قَالَتْ: قُلْتُ: بَلَى قَالَ: «لا بَأْسَ انْفِرِي». (بخارى:1561)
ترجمه: عايشه رضي الله‏ عنها مي گويد: با رسول الله (ص) (از مدينه) خارج شديم. و نيتي جز اداي حج، نداشتيم. هنگامي كه به مكه رسيديم، بيت الله را طواف كرديم. سپس، رسول الله (ص)دستور داد تا هر كس كه هدي با خود نياورده است از احرام، خارج شود. آنگاه، كساني كه هدي با خود نياورده بودند، از احرام، بيرون آمدند. صفيه رضي الله عنها گفت: ممكن است  بدليل قاعدگي، مانع از رفتن شما شوم. رسول الله (ص) فرمود: ‌«اي زن گرفتار و مصيبت زده! مگر طواف زيارت را انجام نداده اي»؟ گفت: بلي. رسول الله (ص) فرمود: «مانعي ندارد. حركت كن».(چون معذور هستي، طواف وداع،  برايت لازم نيست و دم نيز واجب نمي گردد).
786 ـ وَعَنْهَا رَضِيَ اللَّه عَنْهَا فِيْ رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَتْ: خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَامَ حَجَّةِ الْوَدَاعِ، فَمِنَّا مَنْ أَهَلَّ بِعُمْرَةٍ، وَمِنَّا مَنْ أَهَلَّ بِحَجَّةٍ وَعُمْرَةٍ، وَمِنَّا مَنْ أَهَلَّ بِالْحَجِّ، وَأَهَلَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِالْحَجِّ، فَأَمَّا مَنْ أَهَلَّ بِالْحَجِّ أَوْ جَمَعَ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لَمْ يَحِلُّوا حَتَّى كَانَ يَوْمُ النَّحْرِ. (بخارى:1562)
ترجمه: و در روايتي ديگر، عايشه رضي الله عنها مي گويد: در سال حجة الوداع، همراه رسول الله (ص) به قصد حج، از مدينه، خارج شديم. بعضي از ما براي حج و عمره و برخي تنها براي عمره و عده اي تنها براي حج، احرام بسته بوديم. رسول الله (ص) فقط نيت حج كرده بود. كساني كه فقط نيت حج ، يا نيت حج و عمره را با هم كرده بودند(يعني قارن بودند) تا روز عيد، از احرام بيرون نيامدند.
787 ـ عَنْ عُثْمَانَ (رض): أَنَّهُ نْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَأَنْ يُجْمَعَ بَيْنَهُمَا، فَلَمَّا رَأَى عَلِيٌّ أَهَلَّ بِهِمَا: لَبَّيْكَ بِعُمْرَةٍ وَحَجَّةٍ، قَالَ: مَا كُنْتُ لأَدَعَ سُنَّةَ النَّبِيِّ (ص) لِقَوْلِ أَحَدٍ. (بخارى:1563)
ترجمه: روايت است كه عثمان (رض) از حج تمتع و حج قرآن، (حج و عمره با هم) منع مي‏كرد. وقتي كه علي(رض)  متوجه اين امر شد, نيت حج و عمره كرد و لبيك گفت و فرمود: براي حج و عمره، هر دو، احرام بسته ام و افزود: من سنت رسول ‏الله (ص) را بخاطر سخن كسي، ترك نخواهم كرد.
788 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانُوا يَرَوْنَ أَنَّ الْعُمْرَةَ فِي أَشْهُرِ الْحَجِّ مِنْ أَفْجَرِ الْفُجُورِ فِي الأَرْضِ، وَيَجْعَلُونَ الْمُحَرَّمَ صَفَرًا، وَيَقُولُونَ: إِذَا بَرَا الدَّبَرْ وَعَفَا الأَثَرْ ، وَانْسَلَخَ صَفَرْ، حَلَّتِ الْعُمْرَةُ لِمَنِ اعْتَمَرْ. قَدِمَ النَّبِيُّ(ص) وَأَصْحَابُهُ صَبِيحَةَ رَابِعَةٍ مُهِلِّينَ بِالْحَجِّ، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً، فَتَعَاظَمَ ذَلِكَ عِنْدَهُمْ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْحِلِّ؟ قَالَ: «حِلٌّ كُلُّهُ». 
(بخارى:1564)
ترجمه: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما مي‏گويد: (اعراب دوران جاهليت) معتقد بودند كه عمره نمودن در ايام حج، بدترين گناه روي زمين، بحساب مي آيد: از اينرو، ماه محرّم را صفر، قرار مي دادند و مي‏گفتند: زماني كه زخم هاي پشت شتر، التيام يابد و اثر پاي آنها از بين برود و ماه صفر به پايان رسد، آن‏گاه، عمره كردن حلال مي‏شود. رسول ‏الله(ص) و يارانش در حالي كه احرام حج بسته بودند، در تاريخ چهارم ذيحجه وارد مكه شدند. آنحضرت(ص) به يارانش دستور داد تا احرام حج را به احرام عمره بدل، نمايند. اين كار براي مردم, قدري دشوار بود، لذا پرسيدند: يا رسول ‏الله! اين چه نوع حلال شدني است؟ رسول ‏الله(ص)فرمود: «حلال بجا و كامل».
789 ـ عَنْ حَفْصَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا، زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) أَنَّهَا قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا شَأْنُ النَّاسِ حَلُّوا بِعُمْرَةٍ وَلَمْ تَحْلِلْ أَنْتَ مِنْ عُمْرَتِكَ؟ قَالَ: «إِنِّي لَبَّدْتُ رَأْسِي، وَقَلَّدْتُ هَدْيِي، فَلا أَحِلُّ حَتَّى أَنْحَرَ». (بخارى:1566)
ترجمه: حفصه رضي الله عنها؛ همسر رسول گرامي(ص) ؛ مي‏گويد: از پيامبر خدا (ص)  پرسيدم: يا رسول الله! چرا ساير مردم از احرام عمره، بيرون آمدند ولي شما هنوز در احرام، بسر ميبريد؟ آنحضرت(ص)  فرمود: «من با خود، هدي آورده ام و سرم را حنا زده ام. بنابر اين، تا ذبح نكنم بايد در احرام بمانم».
790 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: أَنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ التَّمَتُعِ وَقَالَ: نَهَانِيْ نَاسٌ عَنْهُ، فَأَمَرَهُ بِهِ، قَالَ الرَّجُلُ: فَرَأَيْتُ فِي الْمَنَامِ كَأَنَّ رَجُلاً يَقُولُ لِي: حَجٌّ مَبْرُورٌ، وَعُمْرَةٌ مُتَقَبَّلَةٌ، فَأَخْبَرْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ، فَقَالَ: سُنَّةَ النَّبِيِّ (ص). 
(بخارى:1576)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه: شخصي از او در بارة حج تمتع  پرسيد و گفت: بعضي‏ها مرا از آن، منع كرده اند. ابن عباس رضي الله عنهما به او دستور داد تا حج تمتع، انجام بدهد. آن شخص، گفت: در خواب ديدم كه گويا ش