coding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:786.txt">باب (1): اگر عمره كننده، دچار مانعي شود</a><a class="text" href="w:text:787.txt">باب (2) : برخورد به مانع در حج</a><a class="text" href="w:text:788.txt">باب (3): هنگام برخورد با مانع، هدي بايد قبل از تراشيدن موي سر، ذبح گردد</a><a class="text" href="w:text:789.txt">باب (4): خداوند در سورة بقره مي فرمايد: « أو صدقه » يعني طعام دادن به شش نفر مسكين</a><a class="text" href="w:text:790.txt"> باب (5): مقدار طعام در فديه، نصف صاع است</a></body></html>باب (1): اگر عمره كننده، دچار مانعي شود
873 ـ عن ابْن عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قال: قَدْ أُحْصِرَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَحَلَقَ رَأْسَهُ وَجَامَعَ نِسَاءَهُ وَنَحَرَ هَدْيَهُ حَتَّى اعْتَمَرَ عَامًا قَابِلاً. (بخارى:1809)
ترجمه: ابن عباس (رض) مي‏گويد: بعد از اينكه رسول الله (ص)  (توسط كفار، از اداي عمره) باز داشته شد، سرش را تراشيد و با همسرانش، همبستر شد و قرباني كرد. و سال بعد، عمره نمود.
 
باب (2) : برخورد به مانع در حج
874 ـ عن ابْن عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا يَقُولُ: أَلَيْسَ حَسْبُكُمْ سُنَّةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) إِنْ حُبِسَ أَحَدُكُمْ عَنِ الْحَجِّ طَافَ بِالْبَيْتِ وَبِالصَّفَا وَالْمَرْوَةِ ثُمَّ حَلَّ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى يَحُجَّ عَامًا قَابِلاً فَيُهْدِي أَوْ يَصُومُ إِنْ لَمْ يَجِدْ هَدْيًا. (بخارى:1810)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما فرمود: آيا سنت رسول ‏الله (ص) براي شما كافي نيست؟ هر گاه براي كسي از شما (بعد از پوشيدن احرام)، مانعي ايجاد شد، (پس از برطرف شدن آن)، خانه كعبه را طواف كند و بين صفا و مروه سعي نمايد و از احرام خارج شود و سال بعد، حج گزارد. و هدي ذبح كند. و اگر قادر بر هدي نبود، روزه بگيرد.

باب (3): هنگام برخورد با مانع، هدي بايد قبل از تراشيدن موي سر، ذبح گردد
875 ـ عَنِ الْمِسْوَرِ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَحَرَ قَبْلَ أَنْ يَحْلِقَ وَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِذَلِكَ. (بخارى: 1811)
ترجمه: مِسور(رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص) قبل از آنكه سرش را بتراشد، هدي خود را ذبح نمود و دستور داد كه اصحابش نيز، چنين كنند.

باب (4): خداوند در سورة بقره مي فرمايد: « أو صدقه » يعني طعام دادن به شش نفر مسكين
876 ـ عن كَعْب بْنَ عُجْرَةَ (رض) قَالَ: وَقَفَ عَلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِالْحُدَيْبِيَةِ وَرَأْسِي يَتَهَافَتُ قَمْلاً فَقَالَ: «يُؤْذِيكَ هَوَامُّكَ؟» قُلْتُ: نَعَمْ، قَالَ: «فَاحْلِقْ رَأْسَكَ ـ أَوْ قَالَ: احْلِقْ» قَالَ: فِيَّ نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَة:ُ (فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ) إِلَى آخِرِهَا فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «صُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ، أَوْ تَصَدَّقْ بِفَرَقٍ بَيْنَ سِتَّةٍ، أَوِ انْسُكْ بِمَا تَيَسَّرَ». (بخارى:1815)
ترجمه: كعب بن عجره (رض) مي‏گويد: رسول خدا (ص) در حديبيه، متوجه شد كه سرم شپش زده است. فرمود: «آنها موجب ناراحتي تو شده اند»؟ عرض كردم: بلي. آنحضرت (ص) فرمود: «پس موهايت را بتراش». كعب مي‏گويد: اين آيه دربارة من نازل شد:(فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ) (اگر كسي از شما بيمار شد و يا ‌ناراحتي در سر داشت تا آخر آيه .. ) بنابراين، رسول ‏الله (ص) فرمود: «بخاطر آن، سه روز، روزه بگير يا سه صاع خوراك، ميان شش مسكين، توزيع كن. يا آنچه برايت ميسر است، قرباني كن».

باب (4): خواندن حديث بر عالم و محدث 
57 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قال: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي الْمَسْجِدِ دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى جَمَلٍ، فَأَنَاخَهُ فِي الْمَسْجِدِ، ثُمَّ عَقَلَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: أَيُّكُمْ مُحَمَّدٌ؟ وَالنَّبِيُّ (ص) مُتَّكِئٌ بَيْنَ ظَهْرَانَيْهِمْ، فَقُلْنَا: هَذَا الرَّجُلُ الأَبْيَضُ الْمُتَّكِئُ، فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: يَا ابْنَ عَبْدِالْمُطَّلِبِ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (ص): «قَدْ أَجَبْتُكَ» فَقَالَ: إِنِّي سَائِلُكَ فَمُشَدِّدٌ عَلَيْكَ فِي الْمَسْأَلَةِ، فَلا تَجِدْ عَلَيَّ فِي نَفْسِكَ، فَقَالَ: «سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ». فَقَالَ: أَسْأَلُكَ بِرَبِّكَ وَرَبِّ مَنْ قَبْلَكَ آللَّهُ أَرْسَلَكَ إِلَى النَّاسِ كُلِّهِمْ؟ فَقَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ نُصَلِّيَ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي الْيَوْمِ وَاللَّيْلَةِ؟ قَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ نَصُومَ هَذَا الشَّهْرَ مِنَ السَّنَةِ؟ قَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ تَأْخُذَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ مِنْ أَغْنِيَائِنَا فَتَقْسِمَهَا عَلَى فُقَرَائِنَا؟ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «اللَّهُمَّ نَعَمْ». فَقَالَ الرَّجُلُ: آمَنْتُ بِمَا جِئْتَ بِهِ، وَأَنَا رَسُولُ مَنْ وَرَائِي مِنْ قَوْمِي، وَأَنَا ضِمَامُ بْنُ ثَعْلَبَةَ، أَخُو بَنِي سَعْدِ بْنِ بَكْرٍ. (بخارى:63)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي‏گويد: روزي، خدمت رسول‏ اكرم (ص) در مسجد نشسته بوديم. شتر سواري از راه رسيد و شترش را در مسجد، خوابانيد و پاهايش را بست و از حاضرين پرسيد: كدام يك از شما محمد است؟ رسول الله (ص) در جمع صحابه رضي الله عنهم تكيه زده و نشسته بود. حاضرين گفتند: او كه تكيه زده است، محمد (ص) است. آن شخص تازه وارد، گفت: اي فرزند عبدالمطلب! رسول الله (ص) فرمود: « بگو چه مي‏خواهي»؟ گفت: من چند سؤال دارم و در آنها  سختگيري بخرج مي دهم ولي شما به دل نگيريد. رسول الله (ص) فرمود: «هر چه دلت مي‏خواهد، سؤال كن». آن شخص، گفت: تو را به پروردگارت و پروردگار كساني كه قبل از تو بوده‏اند، سوگند مي‏دهم، آيا خداوند تو را براي هدايت تمام مردم فرستاده است؟ رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند، چنين است». آن شخص گفت: تو را به خدا سوگند، آيا خداوند به تو امر فرموده كه ما، روزانه پنج بار نماز بخوانيم؟ رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند، چنين است». آن شخص گفت: تو را به خدا سوگند، آيا خدا به تو دستور داده كه ما ماه رمضان را روزه بگيريم؟ رسول الله (ص) فرمود: «آري، به خدا سوگند». باز پرسيد: تو را به خدا سوگند، آيا الله دستور داده است كه از اغنياي ما زكات بگيري و آن را بين فُقراي ما تقسيم كني؟ رسول الله (ص) فرمود: «آري». آن شخص گفت: به تمام احكامي كه شما آورده‏اي، ايمان آوردم. قبيله ام مرا فرستاده ‏است. نام من، ضمام بن ثعلبه است و از قبيلة بني سعد بن بكر هستم.
58ـ عَن ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَعَثَ بِكِتَابِهِ رَجُلاً، وَأَمَرَهُ أَنْ يَدْفَعَهُ إِلَى عَظِيمِ الْبَحْرَيْنِ، فَدَفَعَهُ عَظِيمُ الْبَحْرَيْنِ إِلَى كِسْرَى، فَلَمَّا قَرَأَهُ مَزَّقَهُ، قَالَ: فَدَعَا عَلَيْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ يُمَزَّقُوا كُلَّ مُمَزَّقٍ. (بخارى:64)
ترجمه: از عبدا