ه‌روي كردند و او را فرزند خدا يا سومينِ سه‌گانه‌ها قرار دادند. و برخي ديگر گفتند : خدا همان مسيح بن مريم است. و عدّه‌اي ديگر، دانشمندان و راهبانشان را به جاي خداي يكتا به خدايي گرفتند. به اين خاطر است كه خداوند از عملكرد اهل كتاب نهي كرده و كارشان را زشت شمرده و مي‌فرمايد : 
 يَا أهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُم غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَقُولُوا عَلَي اللهِ إلاّ الْحَقَّ   نساء/171
«اي اهل كتاب! در دين خود غلو مكنيد (و درباره‌ي عيسي راه افراط و تفريط نپوئيد) و درباره‌ي خدا جز حق نگوييد.» 
 قُلْ يَا أهْلَ الكِتَابِ لا تغْلُوا فِي دِينِكُم غَيرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أهْوَاءَ‌ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ اَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ   مائده/77
«بگو : اي اهل كتاب بنا حق در دين خود راه افراط و تفريط نپوئيد و از اهواء‌و اميال گروهي كه پيش از اين گمراه شده‌اند و بسياري را گمراه كرده‌اند، و از راه راست منحرف گشته‌اند، پيروي ننمائيد.» 
زياده‌روي در مورد صالحان باعث ايجاد اولين شرك در زمين شد،‌ يعني شرك قوم نوح. در كتاب بخاري حديثي از ابن‌عباس در مورد خدايان قوم نوح يعني «ودّ» و «سواع» و «يَغُوث» وَ «يَعُوق» وَ «نَسْر» آمده كه مي‌گويد : «اين اسامي، نام مرداني‌صالح از قوم نوح است‌كه پس از وفات آنان، شيطان به آن قوم القا كرد كه : در جايگاه آنان مجسمه‌هايي را با نام خودشان قرار دهيد. [تا يادبود باشد]. آنان چنين كردند، امّا عبادتشان نمي‌كردند، با گذشت آن نسل و فراموش‌شدن علم و دانش، نسل جديد به عبادت آنها پرداختند.» 
از اينجا متوجه مي‌شويم‌كه غلوّ و زياده‌روي مسلمانان در حقّ افرادي كه آنان را صالح و وليِ‌خدا مي‌دانند، مخصوصاً در مورد كساني كه بر روي قبرهايشان بارگاه و مزار ساخته شده منجر به انواعي از شرك مي‌شود. مثلاً براي‌آنها نذر وقرباني مي‌كنند يا از آنان كمك مي‌خواهند و يا خدا را به مقام آنان سوگند مي‌دهند و … و چه بسار غلوّ در مورد آنها مردم را به سوي شرك‌اكبر مي‌كشاند. يعني برخي چنين مي‌پندارند كه آن افراد صالح و اوليا توانايي تصرّف و تأثير در امور جهان را برخلاف اسباب و روش‌هاي عادي دارند. پس هم از خدا و هم از آنان كمك مي‌خواهند و حتّي برخي فقط از آنان كمك مي‌خواهند. و اين گناهي بزرگ و گمراهي شديدي است.
3ـ بزرگداشت قبور
اسلام به شدّت از تعظيم و بزرگداشت قبرها، مخصوصاً قبور انبياء و صالحان نهي نموده است و به اين خاطر هركاري كه به اين عمل بيانجامد را نهي نموده است. از جمله : 
الف) قبر نبايد به مسجد تبديل شود :
امام مسلم در كتاب خود از پيامبر ص نقل مي‌كند كه قبل از وفات به پنج امر توصيه نمود كه يكي از آنها اين است كه فرمود : «آگاه باشيد كساني كه پيش از شما بوده‌اند قبرهاي پيامبرانِ خود را به مسجد تبديل كرده‌اند. آگاه باشيد كه شما چنين نكنيد، و من شما را از اين كار نهي مي‌كنم.» 
عايشه و ابن‌عباس هم مي‌گويند : «هنگامي‌كه پيامبر ص در دم مرگ بود، پارچه‌اي را بر روي خود مي‌كشيد (در حالت سر درد) وقتي كه بهتر شد، آن را برداشت. در اين حالت فرمود : «لعنت خدا بر يهود و نصاري باد، زيرا آنان قبور پيامبرانِ خود را به مساجد تبديل كردند. كاري كه از آن نهي شده است.» [متفق‌عليه]
ب) نبايد رو به قبر نماز خوانده شود : 
در حديث آمده است : «بر روي قبرها ننشينيد و به سمت آنها نماز نخوانيد.» [به روايت مسلم]
يعني هنگام نماز، نبايد قبرها در سمت قبله باشند.
ج) نبايد بر روي قبرها چراغ [يا شمع] روشن نمود و آن را چراغاني كرد : 
در حديث‌آمده است‌كه : «خداوندزناني راكه قبرها را زيارت مي‌كنند و كساني كه بر روي آنها مسجد مي‌سازند و يا آن را نوراني مي‌كنند، لعنت كرده است.» 
د)‌ساختن بناء روي قبر و گچ‌زدن روي آن ممنوع است :
مسلم از جابرروايت‌مي‌كندكه‌گفت: «پيامبر ص از گچ‌كاري قبر و نشستن روي آن و ساختن بناء بر روي آن نهي نموده است.» 
هـ) نبايد بر روي قبر چيزي نوشته شود :
در حديث جابر اين مطلب نيز آمده است كه پيامبر ص از گچ‌زدن روي قبر و نوشتن بر آن نهي نمود.(به روايت ابوداود و ترمذي)

و) نبايد قبرها را از سطح زمين بلند كرد : 
در حديث علي (رض) آمده‌كه «پيامبر ص وي را فرستاد تا همه‌ي قبرهاي  مرتفع را با خاك يكسان كند.» (به روايت مسلم)
در سنن ابوداود نيز حديثي از پيامبر ص آمده است كه از استفاده از سنگ وآجرو … نهي كرده است.به ‌همين ‌دليل ‌گذشتگان‌ امّت استفاده از آجر را در قبرهايشان مكروه مي‌دانستند. 
ز) نبايد قبرها محل جمع‌شدن و گفتگو كردن باشد : 
ابوداود از ابوهريره به صورت مرفوع از پيامبر ص روايت مي‌كند كه «خانه‌هاي خود را قبرستان نسازيد و قبر مرا محل اجتماع قرار ندهيد و بر من درود فرستيد، زيرا هر كجا باشيد، درود شما به من خواهد رسيد.» 
ابويعلي با سند خود از علي بن حسين روايت مي‌كند كه او مردي را مي‌ديد كه وارد شكافي در كنار قبر پيامبر ص شده و به دعاكردن مي‌پرداخت. علي بن حسين او را از اين كار نهي كرد و گفت :‌ شما را از حديثي كه از پدرم شنيدم و او از جدّم و او از پيامبر ص شنيده است،‌ با خبر مي‌سازم كه فرمود : «قبر مرا محل اجتماع قرار ندهيد و خانه‌هاي خود را به قبرستان تبديل نكنيد. درود شما هر كجا باشيد به من مي‌رسد.» 
[در متن عربي حديث آمده است كه] قبر مرا محل «عيد» قرار ندهيد. منظور اين است‌كه آنجا را محل اجتماع قرار ندهيد و در كنار آن ننشينيد. 
قبر پيامبر ص كه با ارزش‌ترين قبر موجود روي زمين است، نبايد محل عيد قرار داده شود. پس به طريق أولي نبايد قبر ديگران را محل عيد قرار داد. اگر كسي هم خواستار درود فرستادن بر پيامبر  است، مي‌تواند هر كجا باشد، بر ايشان درود فرستد. زيرا به ايشان خواهد رسيد. 

چرا نبايد قبرها را تعظيم كرد؟
حكمت نهي اسلام از تعظيم قبور اين‌است‌كه تعظيم اگر انجام شود، وسيله‌اي براي ايجاد شرك‌اصغر و اكبر است. همان‌گونه كه در قوم نوح اتفاق افتاد و امروزه نيز شاهد آن هستيم. 
غلو و زياده‌روي در مورد قبر صالحان، آن را به بت‌هايي تبديل مي‌كندكه عبادت مي‌شوند. به همين دليل پيامبر ص [به طور صريح] مي‌فرمايد : «خدايا قبر مرا به بتي كه عبادت شود، تبديل نساز، زيرا غضب خداوند بر قومي كه قبر پيامبران خود را به مساجد تبديل ساخته‌اند، جاري شده است.» [به روايت مالك]
امّا آنچه كه هر مسلمان غيور در دين نسبت به آن در تأسف است، اين است كه امروزه بسياري از مردم مسلمان مبتلا به عملي شده‌اند كه پيامبر ص از آن نهي كرده است. زيرا قبر برخي از صالحان را محل اجتماع قرار داده، آنها را محكم و استوار و مزين به زيورآلات نموده‌اند. و بر آن مساجد و گنبدهايي ساخته و چراغ‌ها و شمع‌هايي روشن كرده‌اند و براي قبرها اموال زيادي را وقف و نذر نموده و همانند كعبه آن را طواف مي‌كنند. علاوه بر اين مانند «حجر الأسود» آن را لمس ن