 ديگران اميدي براي دفع ضرر يا كسب خير ندارد و دستش را به نزد كسي جز خداوند دراز نمي‌كند و نياز خود را با گريه و زاري و پشيماني فقط از او طلب مي‌كند. 
و شعار پيامبر ص را كه به ابن‌عباس آموزش داد، را معيار خود قرار مي‌دهد كه فرمود : «اگر درخواستي داشتي، از خدا بخواه و اگر ياري خواستي از او طلب نما.» و آيه‌ي زير هم راهنماي اوست : 
 وَ إنْ يَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إلاَّ هُوَ وَ إنْ يُرِدْكَ بِخَيرٍ فلا رادَّ لِفَضْلِهِ  يُصِيبُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ هُو الغَفُور الرَّحِيمُ   يونس/107
اكنون به پاسخ هود (ع) مي‌نگريم كه در برابر قومش كه او را از كيد و مكر بت‌ها مي‌ترساندند، اظهار داشت : 
 إنِّي اُشْهِدُ اللهَ وَ اشْهَدُوا أنِّي بَرئٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعَاً  ثُمَّ لا تُنظِرُوِنِ * إنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَي اللهِ ربِّي و رَبِّكُم ما مِنْ دابَّةٍ إلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إنَّ رَبِّي عَلَي صِرَاطٍ مُستَقِيمٍ   هود/ 56 ـ 54
«گفت : من خدا را گواه مي‌گيرم و شما هم گواهي دهيد (بر گفتارم) كه من از چيزهايي كه (بجز خدا) مي‌پرستيد، بيزار و بركنارم. بجز خدا (از هر چيز مي‌پرستيد، گريزان و بيزام. حال كه چنين است هرچه از دستتان ساخته است، كوتاهي مكنيد و) همگي به نيرنگ و چاره‌جوئيم بپردازيد و مهلتم ندهيد.»
گفته‌هاي هود (ع) نشان از منطقي قوي، اعتماد به نفس، اراده‌ي استوار، ايماني سستي‌ناپذير و پويا دارد و روحي كه نه ضعف مي‌شناسد و نه ترس، زيرا قدرت خود را از توكل بر خدا به دست آورده است : 
 وَ مَنْ يَتَوكَّلْ عَلَي اللهِ فَإنَّ الله عَزيزٌ حَكِيمٌ   انفال / 49
«هركس به خدا پشت بندد (خدا او را بسنده است) زيرا مقتدر و تواناست و كارها را بجا و از روي فلسفه انجام مي‌دهد.»
هـ) توحيد اساس برادري و برابري
اكنون كه توحيد اساس آزادي انسان و اعتراف به عزّت و كرامت او شمرده مي‌شود،‌ بايد دانست كه اساس برادري و برابري انسان‌ها نيز هست. زيرا اگر قرار باشد برخي از انسان‌ها ارباب برخي ديگر باشند، برادري و برابري در ميان آنان ايجاد نخواهد شد. 
امّا اگر همه به طور يكسان بنده‌ي خدا باشند، اساس برادري و برابري شكل خواهد گرفت. به همين دليل است كه پيامبران در انتهاي دعوت پادشاهان و فرمانروايان كشورها چنين مي‌گفتند : 
 تَعَالَوْا إلَي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنَا و بَيْنَكُم ألاَّ نَعْبُدَ إلاَّ اللهَ وَ لا نُشرِكَ بِهِ شَيئَاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أرْبَابَاً مِنْ دُونِ اللهِ  
آل‌عمران / 64
«بيائيد به سوي سخن دادگرانه‌اي كه ميان ما و شما مشترك است (و همه آن را بر زبان مي‌رانيم ) كه جز خداي يگانه را نپرستيم و چيزي را شريك او نكنيم و برخي از ما برخي ديگر را به جاي خداوند يگانه به خدائي نپذيريم.‌»
يكي از دعاهاي پيامبر اسلام ص نيز كه در پايان نماز مي‌خواند، اين دعاي زيبا و ارزشمند است : 
«اللّهُمَّ رَبُّنَا وَ رَبُّ كُلِّ شَيءٍ وَ مَليكِهِ، أنَا شَهِيدٌ أنَّكَ اللهُ وَحْدَكَ لا شريكَ لَكَ» 
«اللُّهمَّ رَبُّنَا وَ رَبُّ كُلِّ شَيءٍ وَ مَليكِهِ، أنَا شَهيدٌ أنَّ مُحَمَّدَاً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ»
«اللهمَّ رَبُّنَا وَ رَبُّ كُلِّ شَيءٍ وَ مَليكِهِ، أنَا شَهِيدٌ أنَّ العِبَادَ كُلُّهُم إخْوَةٌ»
«اي الله و اي پروردگار ما، اي پروردگار و مالك هر چيز، من گواهم كه تو خداي يگانه و بي‌شريكي.»
«اي الله و اي پروردگار ما، اي پروردگار و مالك هر چيز، من گواهم كه محمد بنده و فرستاده توست.» 
«اي الله و اي پروردگار ما،‌ اي پروردگار و مالك هر چيز، من گواهم كه همگي بندگان با هم برادرند.» 
اين شهادت‌هاي سه‌گانه پيامبر ص با يكديگر در ارتباطند. برادري ميان انسان‌ها بر دو شهادت اولي استوار است. 
در شهادت اولي آمده است كه خداوند تعالي در الوهيت يكتاست، شريكي ندارد و تنهاست و جز او كسي‌ شايسته خضوع و عبادت نيست. در شهادت دومي آمده است كه محمّد نيز بنده خدا و تبليغ‌كننده دستورات اوست و همين امر هرگونه شبهه خدايي را از او نفي مي‌كند. در واقع محمّد ص نه خداست، نه پسر خدا و نه خداي سومي‌كه مسيحيان در مورد عيسي چنان فكر مي‌كنند. 
حال با اثبات دو حقيقت و شهادت بيان‌شده، حقيقت سوم هم كه بيان‌گر برادري و برابري انسان‌هاست، ثابت مي‌شود. پس هيچ‌گونه تبعيض نژادي و برتري‌رنگ‌ها و نسبت‌ها وجود ندارد.
 إنَّ أكْرَمَكُمْ عِندَ اللهِ أتقَاكُم  حجرات/13
پس : خدا تنها و بي‌شريك است. همه‌ي انسان‌ها از جمله محمد ص بندگان خدا هستند. پس با هم برابر و برادرند. 

مفاسد و زيان‌هاي شرك
شرك داراي مفاسد و زيان‌هاي بسياري در زندگي فردي و اجتماعي انسان‌هاست. 
الف) شرك سبب پستي و خواري انسانيت
شرك در واقع، توهين به كرامت انسان و نابودي مقام و منزلت والاي اوست. خداوند وي را جانشين خود در زمين قرار داده،‌ به او كرامت بخشيده و نام همه‌ي اشياء را به او آموزش داده است و هرچه كه در آسمان‌ها و زمين است را براي او مسخركرده و مقام رياست وآقايي جهان را به او بخشيده است. امّا او نسبت به مقام والاي خود جاهل است. به‌ طوري‌كه برخي از عناصر اين جهان را خداي معبود خود قرار داده، برايش خضوع و سجود مي‌كند و خود را در برابرش ذليل مي‌گرداند، در حالي كه سرور تمام خلايق است. 
خداوند مي‌فرمايد : 
 وَ مِنْ آيَاتِهِ اللّيل و النَّهَارُ و الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا للشَّمسِ وَ لا لِلقَمَرِ وَ اسْجُدُوا للهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إنْ كُنتُم إيَّاهُ تَعْبُدُونَ   فصلت / 37
«از نشانه‌هاي (قدرت) خدا، شب و روز و خورشيد و ماه است. براي خورشيد و ماه سجده نكنيد. براي خدايي كه آنها را آفريده است، سجده كنيد. اگر واقعاً او را عبادت و پرستش مي‌كنيد.»
آيا اهانت از اين بزرگتر وجود دارد كه ديده مي‌شود ـ حتي تا امروز ـ صدها ميليون انسان به عبادت گاو كه خود براي انسان و براي خدمت‌وخوراك او آفريده شده است، مي‌پردازند. و امروزه گاو يكي از معبودهاي مقدّس بشر قرار گرفته است؟! 
قرآن بيان مي‌كند كه چگونه شرك، انسان‌ها را به انحطاط و نابودي مي‌كشاند : 
 وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللهِ فَكَأنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيرُ أوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ   حج/13
«كسي كه براي خدا شريك مي‌سازد، انگار ( به خاطر سقوط از اوج ايمان به حضيض كفر) از آسمان فرو افتاده است و پرندگان (تكه‌هاي بدن) او را مي‌ربايند.»
ب) شرك، لانه‌ي خرافات
شرك لانه‌ي خرافات و باورهاي باطل است. زيرا كسي كه ستارگان و جنّ و شبح‌ها و ارواح و … را در امور هستي مؤثر مي‌داند،‌ عقل خود را براي پذيرش خرافات و تصديق هر دجّال دروغ‌پرداز مهيا مي‌كند. به همين دليل، باورهاي باطل ساحران و پيشگويان و منجمين كه ادعاي دانستن غيب و ارتباط با نير