ايشان حرام و امور حرام را برايشان حلال مي‌كردند و مردم نيز از آنان پيروي مي‌كردند و اين عبادت آنان است.»1 
پس طبق آيه‌ي مذكور و تفسير پيامبر ص اگركسي شخص ديگري را در كارهاي گناه و اموري كه مخالف نظر خداست، اطاعت‌و پيروي‌كند، در واقع او را خدا و معبود خود و شريك خدا گردانيده است و مخالف توحيدكه دين خدا و معني كلمه‌ «لا إله إلاّ الله» است، رفتار نموده است. زيرا «اله» يعني شخص معبود و خداوند اطاعت و پيروي از مسيحيان را از دانشمندان ديني و راهبان، عبادت ناميده و آنان را خدايان و شريكان خدا دانسته است‌كه اين شرك اكبر است. پس هر كس مخلوقي را بر خلاف شريعت خدا و رسول او اطاعت و پيروي‌كند، آن مخلوق را خدا و معبود خود قرار داده است، هر چندكه او را خدا ننامد. آيه‌ي زير بر اين مسئله تأكيد مي‌كند :
 وَ اِنْ أطَعْتُمُوهُم إنَّكُم لَمُشْرِكُونَ   انعام/121
«اگر شما از (اهريمنان و شيطان‌صفتان) اطاعت كنيد بي‌گمان شما نيز مشرك خواهيد بود.»
آيه‌ي زير نيز همين مفهوم را مي‌رساند : 
 أمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأذَنْ بِهِ اللهُ   
شوري/ 21
«شايد آنان انبازها و معبودهايي دارند كه براي ايشان ديني را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است.»
اگر حكم قرآن و سنّت در مورد كسي‌ كه قانون‌گذاري غير خدا را پذيرفته و در مواردي‌كه خداوند اجازه‌ نداده، او را اطاعت كند، چنين است پس واي به حال‌كسي‌كه نفس خود را شريك خدا قرار مي‌دهد واختيار قانون‌گذاري و حكم و تحليل و تحريم راكه فقط‌مخصوص‌خدا هستند، براي خود قائل شود؟!حقيقت توحيد

تأليف:
دكتر يوسف قرضاويشرك اصغر
پايين‌تر از شرك‌اكبر، رنگ‌ها وانواع‌ديگري از شرك وجود دارد كه به «شرك اصغر» مشهور است و در دايره‌ي گناهان كبيره قرار دارد. البته شرك‌اصغر نزد خداوند از گناهان كبيره بدتر است. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:32.txt">الف) سوگندخوردن به غير خدا </a><a class="text" href="w:text:33.txt">ب) استفاده از حلقه و ريسمان</a><a class="text" href="w:text:34.txt">ج) آويزان‌كردن تعويذ</a><a class="text" href="w:text:35.txt">د) طلسم (نوشتن دعا و جادو)</a><a class="text" href="w:text:36.txt">هـ) سحــر</a><a class="text" href="w:text:37.txt">و) طالع‌بيني يا پيش‌گويي از روي ستاره‌ها جزو سحر است</a><a class="text" href="w:text:38.txt">ز) يكي از موارد سحر و شرك، جادوي مرد و زن است</a><a class="text" href="w:text:39.txt">ح) فالگيري و پيشگويي </a><a class="text" href="w:text:40.txt">ط) نذر كردن براي غير خدا </a><a class="text" href="w:text:41.txt">ي) قرباني‌كردن براي غير خدا</a><a class="text" href="w:text:42.txt">ك) نحس و بدشگون پنداشتن اشياء شرك است</a></body></html>الف) سوگندخوردن به غير خدا 
كسي كه به پيامبر ص يا به كعبه يا يكي از اولياي خدا و يكي از بزرگان دين سوگند خورد و يا به وطن، آباء و اجداد و يا هر مخلوق ديگري سوگند ياد كند، دچار شرك گرديده است. زيرا در حديث آمده است : 
«وَ مَنْ حَلَفَ بِغَيرِ اللهِ فَقَدْ كَفَرَ أو أشْرَكَ» [به روايت ترمذي و حديث حسن است] يعني : «كسي‌كه به غيرخدا سوگند خورد، كفر ورزيده يا دچار شرك گرديده است.» 
قسم‌خوردن به غير خدا شرك‌است، زيرا قسم خوردن به يك شيء نشانه‌ي عظمت آن است و چون عظمت و تقديس فقط مخصوص خداوند است، پيامبر ص از اين كار نهي نموده است و فرموده كه : «به پدران خود سوگند نخوريد» و «اگر كسي 
خـواست سوگند خورد بايد به خدا سوگند خورد. در غير اين
 صورت آن را رها كند.» 
ابن‌مسعود (رض) فرموده است : «سوگندخوردن دروغ به خدا را بر سوگندخوردن راست به غير خدا ترجيح مي دهم.»
اين گفته‌ي ابن‌مسعود [كه صحابه‌ رسول خداست] نشان مي‌دهد با وجود اين كه سوگند دروغ به خدا جزو گناهان كبيره است، امّا شرك اگر چه هم اصغر باشد ـ مانند سوگند خوردن به غير خدا ـ نزد فقهاء صحابه از همه‌ي گناهان كبيره بزرگتر و بدتر است.1 1ـ كسي كه به غير خدا سوگند مي‌خورد دَين و كفّاره‌اي بر او نيست، زيرا مبتلا به شرك گرديده و شرك حرمت ندارد. بلكه لازم است كه استغفار كند. پيامبر (ص) فرمود : «كسي كه به غير خدا مانند «لات و عزّي» سوگند خورد بايد بگويد : «لاإله إلاّ الله». [به روايت بخاري] از اين حديث روشن مي‌شود كه اگر شرك كفاره‌اي داشته باشد، كفّاره‌ي آن همان تجديد توحيد است، نه غذا دادن به فقرا و روزه گرفتن و …
ب) استفاده از حلقه و ريسمان
اعتقاد به توحيد، تضادي با استفاده‌كردن از وسائلي‌كه خدا در هستي قرار داده، ندارد. مثل استفاده از غذا براي رفع گرسنگي، آب براي رفع تشنگي، دارو براي درمان بيماري و اسلحه براي دفاع و يا اسباب ديگري كه خداوند آنها را وسيله‌ي رسيدن به اهداف قرار داد است. 
پس اگر شخصي به هنگام بيماري به پزشك مراجعه كرد و از داروهاي پيشنهادي او يا عمل جراحي بهره برد، از توحيد خارح نشده است، تنها چيزي‌كه با توحيد مخالف است، استفاده از وسائل پنهاني و غيرمشروع براي جلوگيري از بلا يا پيشگيري از آن است. مانند استفاده از حلقه‌هاي فلزي يا بازوبندهاي نخي . امام احمد از عمران بن حصين روايت مي‌كند كه پيامبر ص يك حلقه‌ي فلزي را در بازوي شخصي ديد ـ پيامبر ص از رنگ زرد آن زير لباس متوجه آن شد ـ و فرمود : «واي‌برتو! اين چيست؟» گفت:«دوركننده‌ي سستي است» فرمود : «بدان كه اين حلقه فقط تو را سُست و ضعيف مي‌كند،1 آن را دور بينداز، زيرا اگر با اعتقاد به آن بميري، هرگز رستگار نمي‌شوي.»
شدّت برخورد پيامبر ص باآن مرد به خاطر ترساندن او از عاقبت شرك و آموزش به صحابه است كه تمام راه‌هاي كلّي و جزئي شرك را ببندند. به همين خاطر بودكه حذيفه بن يمان هنگام عيادت از يك مريض متوجه شد كه در بازوي او يك بند چرمي يا نخي براي رفع سردرد وجود دارد. بلافاصله آن را پاره كرد و اين آيه را خواند : 
 وَ مَا يُؤمِنُ أكْثَرُهُم بِاللهِ إلاَّ وَ هُم مُشْرِكُونَ  يوسف / 106
«و اكثر آنان كه مدّعي ايمان به خدا هستند، مشركند.»
ج) آويزان‌كردن تعويذ
يكي ديگر از موارد شرك اصغر، استفاده از «تمائم» به معني تعويذها است. تمائم جمع تميمه و به معناي تعويذ است. يعني مهره‌هايي كه عرب‌ها آن را به ويژه در گردن فرزندان خود مي‌آويختند تا به‌گمان خود از جنّ و بدچشمي و … جلوگيري كند كه اسلام آن را باطل كرد و به آنان ياد داد كه دافع و مانع شرّ و باطل فقط خداست. امام احمد در حديث مرفوعي از عقبه بن عامر نقل مي‌كند : «كسي‌كه تميمه‌اي را آويزان كند، خداوند وي را به سرانجام نرساند و كسي كه مهره‌اي آويزد، خداوند چيزي برايش نگه ندارد.» 
در روايت ديگري آمده است كه : «آويزان‌كردن تميمه (تعويذ) شرك است» معني آويزان‌كردنِ تعويذ اين است كه فرد براي كسب خير و يا دفعِ شرّ به آن اميد قلبي دارد.
اين كار شرك است زيرا در انجام آن طلب خير و دفع ضرر از غير خدا وجود دارد، در حالي كه خداوند مي‌فرمايد : 
 وَ إنْ يَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلاكَاشِفَ لَهُ إلاَّ هُوَ وَ إنْ يَمْسَسْكَ بِخَيرٍ فَهُوَ عَلَي كُلِّ شَي