ذکر (تورات) نوشتيم که زمين را بندگان صالحم ارث مي‌برند». علي بن ابراهيم گفته: بندگان صالح قائم و اصحاب او است. گوئيم:اولاً: آيا حضرت داود و سليمان -عليهما السلام- بندگان صالح نبودند که در زمين سلطنت پيدا کردند؟ آيا حضرت موسي -عليه السلام- بندة صالح نبود؟ آيا حضرت محمد (ص) و يارانش صالح نبودند که در زمين تسلط و قدرت پيدا کردند؟ آيا فقط قائم خيالي شيعه و اصحابش صالحند؟! آيا اين توهين به انبياء و ساير صالحين نيست، چگونه شيعه جرئت کرده براي مهدي فرضي خود به تمام صالحين توهين کند.

ثانياً: در آيات قبل و بعد از آية فوق صحبت از قيامت است چنانکه در آية قبل يعني آية 104 مي‌فرمايد: ﴿يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ ﴾ (الأنبياء/104) «روزي که مي‌پيچيم آسمان را مانند پيچيدن طومار براي نوشته ها چنانکه اول آفرينش را آغاز کرديم اعاده مي‌دهيم» و کلمة ﴿الصَّالِحُون﴾ در آية فوق محلي به الف و لام است که شامل تمام صالحين مي‌شود نه يک دسته از صالحين که در آينده بيايند، آيه مي‌گويد: خداوند وعده داده که زمين را تمام صلحاء بارث مي‌برند، و خدايتعالي در سورة زمر آية 74 فرموده که چون صالحين داخل بهشت مي‌شوند، مي‌گويند: ﴿الحَمْدُ لِـلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ﴾ (الزمر/74). «و گويند: ستايش خدائي را که وعدة خود را نسبت به ما راست نمود و ما را وارث زمين کرد، جاي گيريم از بهشت هر جا را که بخواهيم پس چه خوبست اجر کارگران».

يعني زمين خدا که اکنون بصورت بهشت درآمده، در اين بهشت هرجا که بخواهيم جاي مي‌گيريم. بنابراين، زميني که ما اکنون در آن زندگي مي‌کنيم به قسمتي از بهشت تبديل خواهد شد چنانکه خدا در آية 48 سورة ابراهيم مي‌فرمايد: ﴿يَوْمَ تُبَدَّل الأرْضُ غيْرَ الأرْض وَالسَّمَاوَاتُ﴾ (ابراهيم/48): «روزي که زمين و آسمان به زمين و آسمان ديگري تبديل شود».

ثالثاً، در آية بعد از آية مورد بحث يعني آية 106 سورة انبياء فرموده: ﴿ِإنَّ فِي هَذا َلبَلاغًا لَِقوٍْم عَاِبدِينَ﴾ (الأنبياء/106)، بي گمان در اين [امر] براي عبادت گزاران كفايتي هست. البته در اين که ذکر شد پيام و نويدي است براي بندگاني که عبادت کننده‌اند. که معلوم مي‌شود اين آيه اختصاص به يک عدة بخصوصي ندارد، بلکه شامل همة عبادت کنندگان است، و خداوند فرموده زمين را به همة ايشان مي‌دهيم. و از جمله اصحاب رسول خدا (ص) که اين پيام و نويد را شنيدند شامل آنان نيز مي‌گردد. و نمي‌توان گفت: آنان مشمول اين نويد نيستند.

آية هفتم، آية 39 سورة حج: ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْـرِهِمْ لَقَدِيرٌ﴾ «به کسانيکه با ايشان قتال مي‌شود اذن جهاد داده شده بواسطة اينکه ايشان مظلوم شدند وخدا بر ياري ايشان توانااست». علي بن ابراهيم گفته که عامه يعني اهل سنت گفته‌اند که اين آيه راجع به محمد و اصحاب اوست که قريش به ايشان ظلم کردند و ايشان را از مکه بيرون نمودند و اموال و خانه‌هايشان را تصاحب کردند، ولي خير اين آيه راجع به قائم است فقط، وقتي که خروج کند به طلب خون حسين، و گويد: ما اولياء خون و طالبين خون حسين هستيم. گوئيم:

اولاً، اين آيه مربوط به رسول خدا (ص) و اصحاب او است بدليل اينکه در آية بعد فرموده: ﴿الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ﴾ (الحج/40) «آنانکه از خانه هاشان بدون حق اخراج شدند».و ﴿أُخِْرجُوا﴾ فعل ماضي است، و مربوط به قائمي که در مستقبل شايد بيايد نيست. و باضافه مي‌گويد: اهل سنت گفته‌اند که اين آيه راجع به محمد و اصحاب اوست، و اين دروغ روشني است، زيرا اين تفسير طبرسي و طوسي و ديگران از علماي شيعه، همه گفته‌اند: اين آيه راجع به رسول خدا (ص) و اصحاب او است. و حضرت باقر چنانچه طبرسي نقل کرده فرموده: اين آيه راجع به محمد و اصحاب او است. 

ثانياً، کسي قائم و اصحاب او را از خانه‌هايشان خارج نکرده تا بر ايشان آيه نازل شود. 

ثالثاً، اين آيه راجع به موجودين است نه به آنانکه در زمان نزول اصلاً وجود نداشتند. 

رابعاً، چون رسول خدا (ص) و اصحاب او در مکه بودند اذن جهاد نداشتند و بعد که در مدينه آمدند به جهاد مأذون شدند و تا قيامت آن اذن براي مسلمين باقي است، ديگر احتياج به اينکه اذني به قائم و اصحابش داده شود نيست. شما ملاحظه فرمائيد يک نفري که اصلاً تفکر در آيه نکرده هرچه خواسته نوشته و پس از هزار سال قول او را مدرک خود قرار داده‌اند براي تفرقه و ايجاد فساد.

 آية هشتم، آية 60 سورة حج: ﴿ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللهُ إِنَّ اللهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴾ «اين عنايت خدا نسبت به مهاجرين است و آنکه عقاب کند بمانند آنچه عقاب شده البته خدا او را ياري کند زيرا خدا داراي عفو و غفران است». شيخ طبرسي و ساير مفسرين عامه و خاصه نوشته‌اند که اين آيات راجع به مهاجريني است که بزور از خانه‌هاشان اخراج شده و هجرت کردند و خانه‌ها و اموالشان را مشرکين تصاحب کردند، و بعد ايشان تلافي کردند و براي گرفتن مقداري از مال خود سر راه مشرکين آمدند، ولي مشرکين ابتداءً حمله کردند و ايشان در مقامي دفاع در آمدند و بر مشرکين غلبه کرده و مشرکين را کشتند و تلافي بمثل کردند، و چون اين قضيه در ماه محرم الحرام بود مسلمين از اين کار خود منفعل بودند، آيه نازل شد که عقاب بمثل، کار بدي نيست و خدا عفو مي‌کند. حال در اينجا که آيات قبل وبعد راجع به مهاجرين است، و هيچ مناسبتي با قائم ندارد زيرا آية قبل صريحا فرموده: ﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللهِ﴾ (الحج/58) «و کسانی که در راه خدا هجرت نمودند و فعل ﴿هَاجَرُوا﴾ ماضي است و هيچ مربوط به قائم آينده ندارد.» ولي علي بن ابراهيم مي‌گويد: مربوط به قائم است. معلوم مي‌شود اينان هيچ تناسب براي کلام خدا قائل نيستند، از کجاي اين آيات قائم درآمده معلوم نيست.

آية نهم، آية 41 سورة حج ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالمَعْرُوفِ...﴾ (الحج/41) «آن مهاجرين که اگر به ايشان در زمين تمکن داديم نماز را اقامه کرده و زکات داده و امر به معروف کرده‌اند.». کلمة ﴿الَّذِينَ﴾ صفت است براي ﴿الَّذِينَ أخْرجُوا مِنْ دِيَارهِمْ ِبغَيْر حَقٍّ﴾ (حج/40)، همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، که در آية قبل است، يعني آن مهاجرين که بدون حق از خانه‌‌هاي خود اخراج شدند کساني‌اند که اگر تمکن پيدا کردند اوامر الهي نماز و زکات و امر به معروف را اجراء نمايند. اين آيه هيچ ربطي به مهدي ندارد. ولي علي بن ابراهيم مي‌گويد: اين آيه در شأن آل مح