سول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- را متهم به هذيان گويي نمود. دروغ وكذب است، عمر چنين چيزي نگفت. بلكه آنچه ثابت است اينست كه عمر -رضي الله عنه- فرمود: درد بررسول خدا غلبه كرده است. ورسول اكرم را درخردش، متهم نكرد[5].

پس ثابت شد كه نوشتن اين مطلب يا مستحب بوده است يابراي توضح بيشتربوده وچيزي جزاين نمي تواند باشد.
--------------------------------
[1] مع الصادقين تيجاني ص (118).  
[2] و اين آِِِِِيه به اتفاق قبل از بيمارى رسول اکرم -صلی الله عليه وآله وسلم- نازل شد است.
[3] مسند أحمد تحقيق احمد شاكر (2/84 رقم 693 ) حسن نوعي از حديث صحيح است. (مترجم) 
[4] تازه هيچ دليلي در حديث نيست كه پيامبر ميخواست براي علي وصيت كند يك فرد سني ميتواند بگويد. ميخواست براي ابوبكر وصيت كند اما واقعيت اينست كه هيچ دليلي نيست كه ميخواست براي فلان فرد وصيت نمايد. (مترجم)
[5] درهيچ روايتي نيامده كه گوينده اين قول حضرت عمر –رضي الله عنه- بود. (مترجم)(31) تيجاني در صفحه (117) مي گويد[1] :

خداوند فرمود: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً﴾[2].

كلمه (منهم) كه خداوند در اين آيه ذكر كرده است بر تبعيض دلالت مي كند واشاره مي كند كه مغفرت ورضايت خداوند شامل حال گروهي از اينها نمي شود وهمچنين دلالت ميكند كه صفت ايمان وعمل نيك از گروهي از صحابه منتفي است.

شايد تيجاني تلاش نكرده است تا از كودكان نجف چيزهاي بيشتري ياد بگيرد، اينجا كتاب خدا را بدون علم، با عجله تفسير كرده است. بهتر است برگردد واز كودكان نجف بياموزد، قبل از اينكه سخن او به گوش علماي الازهر برسد همان كساني كه تيجاني آنهارا متهم به جهل وناداني مي كند. سخن تيجاني، در اين جا بيشتر از دو احتمال بيشترندارد.

(1) يا اينكه در ادعايش كه ﴿مِن﴾ براي تبعيض است, دروغگو و كذاب است.

(2) يا اينكه نسبت به زبان عربي جاهل ونادان است ونمي فهمد البته وي قبلا در برابر كودك نجف خودش را جاهل ونادان ناميد البته هر دو احتمال براي وي تلخ وناگوارند.

كلمه﴿من﴾ اينجا بيانيه است وتبعيضيه نيست.

قرطبي مي گويد: (من) در (منهم) تبعيضيه نيست كه گروهي از صحابه را شامل شود نه گروهي ديگر را، بلكه عام وبراي جنس است (همه صحابه شامل مي شود) مثل اين سخن خداوند كه فرموده است: ﴿فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ﴾[3]. (الحج:30) 

و(من) در (منهم) براي تاكيد است همچنانكه در اين آيه براي تاكيد است. خداوند مي فرمايد:

﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ﴾ [4]. (الإسراء: 82).

وقرآن همه اش شفا است مگر اينكه تيجاني مثل امامش، نوري طبرسي بگويد، در قرآن آيات احمقانه اي است[5] لعنت خدا بر كسي كه لب به اين سخن گشوده وبعد از آن هم توبه نكرده است.

نسفي مي گويد: (من) در (منهم) براي بيان است همانطوريكه در آيه ﴿فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ﴾ براي بيان است [6].

آيا علامه بسيار آگاه ميگويد: امر در اين آيه دوري كردن از تعدادي از بتها ست نه همه آنها. ابن جوزي مي گويد: زجاج فرموده در باره كلمه (من) دو قول وجود دارد:

(1) براي جدا كردن جنس از جنس ديگر باشد چنانچه خداوند ميگويد ﴿فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ﴾.

ابن انباري مي گويد: معني آيه چنين مي شود: خداوند وعده داده است كساني را كه ايمان آوردند از اين جنس يعني جنس صحابه رضوان الله عليهم اجمعين.

(2) اين وعده براي كساني است كه برايمان واعمال نيكو پايدار ماندند[7].

ابن كثير ميگويد: اين كلمه (من) براي بيان جنس است [8].

محمود صافي مي گويد: كلمه (من) براي بيان جنس است.

(من) براي بيان جنس مي آيد وچه بسا بعد از (ما) و (مهما) واقع ميشود، وشايسته است كه بعداز (ما) و(مهما) (من) واقع شود زيرا ابهام آنها زياد است چنانچه خداوند مي فرمايد: ﴿مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا﴾[9]. (فاطر: 2) وهمچنين: ﴿مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ﴾ (البقرة: 106)[10].

و(من) بعد از كلماتي ديگر نيزمي آيد مثل اين آيه:  ﴿يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ﴾ (الكهف: 31) [11].

ودر كتاب ابن انباري آمده است كه: بعض از زنادقه[12] براي بد وبيراه گفتن گروهي از صحابه به اين آيه ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً﴾. (سوره فتح: 29) تمسك جسته اند زيرا به گمان آنها، (مِن) براي تبعيض است (اين تزكيه اي از طرف ابن انباري براي تيجاني (وامثال) اوست) وچنين نيست كه آنها مي پندارند بلكه (مِن) براي تبيين است: يعني كساني كه ايمان آورده اند همان صحابه اند مثل اينكه خداوند در جاي ديگر مي فرمايد: ﴿الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمْ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾.[13] وهمه آنها نيكوكارو متقي بودند.

وهمچنين مي فرمايد: ﴿وَإِنْ لَمْ يَنتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾[14]. علامه زمحشري مي گويد: (من) معنايش، در (منهم) بيان است مثل اين آيه: ﴿فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ﴾[15]. ابوالبقاء عكبري مي گويد: (منهم) براي بيان جنس است وميخواهد فضيلت آنها را اثبات نمايد واينكه آنها را بصورت خاص ذكر نموده است فضليت براي آنها ست.

نيشابوري مي گويد: (منهم) براي بيان جنس است[16]. واگر (من) براي تبعيض باشد آنطور كه تيجاني ادعاء مي كند، قسمتي از آيه با قسمت ديگرآن تناقض وتضاد پيدا ميكند زيرا آيه در مورد كساني وارد شده است كه ايمان آورده واعمال خوب انجام داده اند وغير از اينها، افراد ديگر را شامل نميشود خداوند مي فرمايد: ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْأِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً﴾. (الفتح: 29)

(محمد رسول خداست وكساني كه با او همراهند (صحابه) بركفار سختند، بايكديگر مهربانند، آنها را درحال ركوع وسجده مي بيني (عبادت مي كنند)، لطف ورضاي پروردگار را مي جويند، آثار سجود در چهرهايشان هويدا وآشكار است وصفات شان در تورات وانجيل چنين آمده است: اينها مانند كشتزاري هستند كه ابتدا جوانه زده سپس آن جوانه را تقويت نموده تا ستبر و قوي گردد و برساقه و روي پاي خود استوار بايستد. كشاورزان اين كشتزار را ميپسندند يعني مومنان باد