 كاملاً بي اساس است؟ اصلاً صحت ندارد. آقاي تيجاني به كدام دليل استناد كرده حضرت عمر را در جريان ميراث دخيل مي داند؟ آري، خواننده محترم مي بيند و مي داند كه جناب تيجاني بار بار، مي گويد: ابوبكر و عمر، ابوبكر و عمر، اما يك دليل ارائه نمي دهد تا نقش عمر را در اين موضوع تبيين كند. اما با ذكر نام عمر در اين جريان، هدفي جز مطعون كردن خليفه رسول، حضرت عمر بن خطاب ندارد، بسيار متاسفم از اين هدايت دروغين. 
آقاي تيجاني مي گويد: ((فاطمه فوت كرد و طبق وصيتش بطور پنهان در شب دفن شد تا ابوبكر و عمر در جنازه او شريك نشوند.))[314] 
بدون هيچ شك و گمان اين سخن دروغ محض است و شرم آور است. تيجاني اين سخن را به صفحه 39 جلد سوم بخاري نسبت مي دهد تا خوانندگان را دچار اين وهم و پندار باطل كند كه اين سخن را بخاري روايت كرده است اما اگر به بخاري مراجعه شود، چنين روايتي در آن ديده نمي شود. اصل حديث در بخاري چنين است: ((فوجدت فاطمه علي ابي بكرy في ذالك فهجرته فلم تكلمه حتي توفيت وعاشت بعد النبيy سته أشهر، فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلاً ولم يوذن بها أبابكر. . .)). (فاطمه در اين باره بر ابوبكر خشم كرد و تا لحظه موت با ابوبكرy صحبت نكرد. وي شش ماه بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم  زنده ماند وقتي فوت كرد، شوهرش ((علي)) هنگام شب او را دفن كرد و ابوبكر را در جريان خبر موت فاطمه قرار نداد) آقاي تيجاني از كجا خبر شد كه فاطمه وصيت كرده بود تا در شب به طور پنهاني دفن شود؟ و از كجا خبر شد كه فاطمه نمي خواست ابوبكر و عمر در جنازه او شركت كنند؟ آيا اين اطلاعات بطور خصوصي برايش وحي شده اند؟ آري ممكن است چنين وحيي بر او نازل شده باشد، زيرا او از پيروان طريقه تيجانيه است كه بر الهامات رباني ايمان دارد!! اين دروغگو سپس كتابي تحت عنوان ((لأكون من الصادقين)) (همراه با راستگويان)، به نگارش در مي آورد؟! آري، درست گفته شده است: ((عشِ رجباً تري عجباً)) 
آقاي تيجاني مي گويد: ((چرا علماي ما درباره اين واقعيتها سكوت اختيار كرده پيرامون آن حرف نمي زنند حتي يادي از آنها نمي كنند و اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  را مانند فرشتگان معصوم براي ما جلوه مي دهند.))
مي گويم: 
آقاي تيجاني چقدر جاهل هستي؟! اين ما نيستيم كه اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  را بسان فرشتگان مي دانيم. البته، كسي كه آنان را، بهترين مردمان معرفي كرده است، پروردگار مردمان است. او در كتاب خود مي گويد: )كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ)(آل عمران: من الآية110). شما بهترين مردمان هستيد كه خلق شده ايد تا مردم را به انجام كارهاي نيك امر كنيد و از كارهاي بد باز داريد و به الله ايمان بياوريد.)) (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاة) . . .الخ (الفتح: من الآية29). 
محمد صلي الله عليه وسلم  فرستاده خداوند است. ياران و اصحاب او در برابر كفار سخت و خشن و در برابر دوستان مهربان اند. تو همواره آنان را در حال عبادت و بندگي مي بيني. آنان در صدد بدست آوردن فضل و خشنودي تورات چنين ستوده شده اند. . . الخ.(وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (لأنفال:74) . آناني كه ايمان آوردند، هجرت كردند و در راه الله با دشمنان دين جنگيدند. آناني كه (مهاجرين) را پناه دادند و دين خدا را ياري كردند، همه اينان مومنان واقعي هستند، براي آنان مغفرت و روزي شرافتمندانه در نظر گرفته شده است. )لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (89-88 التوبه). 
اما رسول الله صلي الله عليه وسلم  و آناني كه دعوت او را پذيرفتند، با جان و مال خود در راه الله جهاد كردند. براي آنان است به خوبيها و آنان هستند برندگان. خداوند براي آنان باغهايي را كه زير درختان آنها، نهرهاي آب جاري است، تدارك ديده است. آنها براي هميشه در اين باغها هستند. اين است رستگاري بزرگ. )يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) (لأنفال:64) اي پيامبر گرامي، خداوند و آن عده از مومنان كه از خط و مشي تو تبعيت مي كند (در دفاع) تو را كفايت مي كنند. 
رسول گرامي اسلام فرمود: روزگاري فرا مي رسد كه گروهي از مردم به جهاد مي روند، مي گويند: كسي از ياران رسول الله صلي الله عليه وسلم  در ميان شما وجود دارد؟ در جواب گفته مي شود: آري، فتح و پيروزي به استقبال آنان مي آيد. باز روزگاري فرا مي رسد و مردم به جهاد مي روند. از آنان سوال مي شود: آيا كسي از ياران ياران رسول الله صلي الله عليه وسلم  در ميان شما هست؟ در جواب گفته مي شود: آري، فتح و پيروزي به استقبال آنان مي آيد. باز روزگاري فرا مي رسد و مردم به جهاد مي روند. از آنان سوال مي شود: آيا از ياران ياران، ياران رسول الله صلي الله عليه وسلم  در ميان شما كسي هست؟ در جواب گفته مي شود: آري، فتح و پيروزي به استقبال آنان مي آيد.[315] 
در روايتي ديگر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: به اصحاب و ياران من بد و بيراه نگوييد. به خدا سوگند. اگر از شما كسي به اندازه كوه احد طلا انفاق كند، اين انفاق او با يك مثقال از انفاق اصحاب من برابري نمي كند.[316] 
آري، ما از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  دفاع مي كنيم. زيرا بديهي و روشن است كه طعن و تنقيص اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  در واقع طعن و تنقيص شخص پيامبر صلي الله عليه وسلم  است. چرا چنين نباشد. زيرا خود آن حضرت فرموده است: ((الرجل علي دين خليله فلينظر أحدكم من يخالل)).[317] 
هر كس از كيش و آيين دوست و همراه خود تبعيت مي كند، لذا هر كس مواظب باشد و ببيند كه با چه كساني دوستي دارد. مگر خود آن حضرت صلي الله عليه وسلم  نفرموده است: (اگر قرار بر اين مي بود كه كسي را به عنوان دوست بر گزينم، حضرت ابوبكر صلي الله عليه وسلم  را بر مي گزيدم ولي او برادر و رفيق من است) صحابي كه تمام زندگي اش را با پيامبر صلي الله عليه وسلم  سپري مي كند و باز پيامبر صلي الله عليه وسلم  را در قول و عمل مخالفت مي كند!؟! چنين انديشه و تفكري مترادف با نقص و عيب در قرآن و ادعاي عبث در حق خداوند است. تعالي الله عما يقول الرافضه علواً كبيراً. خداوند چگونه در كتاب خود اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  را ست