 خشم نمي كرد و در هر نماز عليه او دعا نمي كرد.[346] 
1- اين گفته تيجاني كه: ((اين دو حديث تمام احاديث وارده در باب فضيلت ابوبكر و عمر را نفي كرده متضاد و مبطل آنها هستند)) از شگفت آورترين و مضحكه ترين گفته هاي او است.! اصلاً معلوم نيست كه در ابطال احاديث صحيحه به چه مبدا و منبعي استناد كرده است؟ و همان طور كه قبلاً گفته بودم، حديثي كه خود تيجاني آن را مستند و مستدل خود قرار داده است، مرسل است. در عين حال كه او حديث مرسل را ضعيف مي داند، چنانچه وي در جاي ديگر از كتابش عليه اهل سنت از حديث زير استدلال مي كند: (يا أيها الناس إني تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا كتاب الله وعترتي أهل بيتي) و در آنجا حديث ((كتاب الله و سنتي)) را به دليل مرسل بودن، حديثي ضعيف مي داند و ((كتاب الله و عترتي)) را در برابر آن ترجيح مي دهد. او در حاشيه كتاب ((آنگاه . . . هدايت شدم)) ص (254-253) اضافه مي كند و مي گويد: مسلم، نسائي، ترمذي، و ابن ماجه، حديث مذكور را به لفظ، ((كتاب الله و عترتي)) آورده اند ولي لفظ ((سنتي)) در هيچ يك از صحاح سته وارد نشده است و تنها مالك بن انس در موطا آن را به لفظ ((سنتي)) آورده است و به صورت ((مرسل)) آن را نقل كرده است (! ! !) و بعد از آن بعضيها مانند طبري، ابن هشام، به صورت مرسل آن را از مالك نقل كرده اند.[347] آقاي تيجاني، تو كه حديث ((كتاب الله و سنتي)) را به دليل مرسل بودن نفي مي كني، اكنون در رد احاديث صحيحه چگونه از حديث مرسل استدلال مي كني؟! دليل ساده است، او مي خواهد ماهيت انصاف دروغين و بازي گناه آميز خود را براي خوانندگان محترم آشكار كند. آفرين بر اين هدايت! 
2-. . . چنين بر مي آيد كه آقاي تيجاني براي اثبات احاديثي كه مطابق با ميل او هستند، از شجاعت علمي چشمگيري بهره مند است ولي احاديثي كه فضايل صحابه را ثابت مي كنند، او اين شجاعت علمي را ندارد كه از لحاظ متن و سند آنها را مورد نقد و بررسي قرار دهد، لذا بدون هيچ گونه مقدمه، بر مي گرديم به احاديثي باطله هر چند كه آنها صحيحترين سند را داشته باشند. آري، اگر نمام احاديث كه در باب فضيلت حضرت ابوبكر هستند، باطل اند، ولي گمانم بر اين است كه شهادت خداوند درباره فضيلت، تقواي حضرت ابوبكر و صحبت او با رسول الله صلي الله عليه وسلم ، باطل نباشد!؟ و شهادت خداوند نسبت به فضل، تقوا و صحبت ابوبكر مستلزم اين است كه احاديث وارده در باب فضيلت حضرت ابوبكر كاملا صحيح و عقلاني باشند، زيرا كسي كه خداوند درباره ي تقوا و پاكي او سخن گفته است، پيامبر صد در صد به تقوا و پاكي او نيز سخن گفته است. 
3- اين گفته ي تيجاني كه: ((رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي ابوبكر شهادت نداد و گفت: ((أني لا أدري ماذا تحدثون بعدي؟)) من نمي دانم شما بعد از من چه كارهايي انجام خواهيد داد؟ عرض مي شود: چنين نيست، بلكه رسول الله صلي الله عليه وسلم  در اين حديث براي حضرت ابوبكر گواهي داد وقتي كه حضرت ابوبكرy از وي پرسيد: اي رسول خدا، مگر ما برادران شهداء أحد نيستيم؟ . . . الخ 
رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: آري، اين شهادت رسول الله صلي الله عليه وسلم  بود براي حضرت ابوبكرy. ولي بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم  به صورت استدراك فرمود: حوادث آينده را علي سبيل الرويه به طور مشخص نمي داند، علاوه بر اين سياق، جمله از لحاظ بلاغت، گواهي ندادن رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي حضرت ابوبكرy را تاييد نمي كند. آقاي تيجاني بنابر چه دليل و چگونه مي گويد: ((رسول الله صلي الله عليه وسلم  در حق حضرت ابوبكر صلي الله عليه وسلم  گواهي نداد)) و چگونه وي را به صيغه جمع مخاطب قرار داد؟ خطاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي حضرت ابوبكر به صيغه جمع به خاطر اين بود كه خود حضرت ابوبكر نيز رسول الله صلي الله عليه وسلم  را به صيغه جمع مورد خطاب قرار داده بود و به صيغه عام سوال را مطرح كرده بود و تنها از حال خود سوال نكرده بود. لذا جواب نيز به صيغه عموم و شمول بود. حداكثر اين است كه حضرت ابوبكر نيز جزو مخاطبين بوده است و همه ما قطعاً مي دانيم كه حضرت عليy نيز در سپاه أحد شريك بود و شهيد نشده بود بنابراين، خطاب، او را نيز شامل است. زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم  درباره او نيز نمي دانست كه بعد از وي، برايش چه پيش مي آيد، او نيز مانند ساير مخاطبين بود. لذا هر طعن و ايرادي كه آقاي تيجاني به وسيله اين حديث متوجه ابوبكر و عمر كرده است. متوجه حضرت علي نيز مي شود!! آيا اين معقول است؟ اين گفته تيجاني كه: (قد قرر ذلك القرآن الكريم و التاريخ يشهد أنهم بدلوا بعده). . . !!! اين از بدترين دروغها است. چگونه و كجا قرآن گفته است كه صحابه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  عوض شدند؟! كجا هستند آيه هايي كه بر اين مطلب دلالت مي كنند؟ اگر تيجاني دليلي مي داشت آن را ذكر مي كرد. آيا منظورش مصحف فاطمه است؟! اگر تيجاني مدعي است كه اين دروغ را، تحت عنوان ((رأي القرآن في الصحابه)) بيان كرده است، به لطف و كرم حضرت حق، از دروغ پردازي هايش پرده طوري برداشته شد كه هر جوياي حق قانع شده به پاكي صحابه اطمينان پيدا كرده است. اما آنچه كه در قرآن درباره صحابه به ثبت رسيده است، اين است: ((. . . لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (88) أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (التوبة:89) 
(رسول الله و آناني كه همراه او ايمان آورده اند، با مال و جان در راه الله جهاد كردند، آنانند رستگار، و براي آنان است خوبيها. خداوند براي آنان باغهاي پر از درخت كه آب در نهرهاي آن جريان دارد تدارك ديده است و آنان جاودانه در آن باغها مي مانند. و اين است، رستگاري بزرگ. از تيجاني هدايت شده! مي پرسم: آيا كساني كه در دو آيه مذكور از آنان صحبت شده است، علي و فرزندان او، حسن و حسين هستند كه تا هنگام نزول اين آيه ها به سن بلوغ نرسيده بودند؟ يا همراه با علي، حسن و حسين (رضي الله عنهم) سه3 يا هفت7 نفر ديگر هستند كه شيعه صحابي بودن آنان را قبول دارند و بس. و شامل ساير اصحاب كه در صف اول آنان، ابوبكر، و عمر، عثمان، طلحه، و زبير قرار دارند، نمي شوند؟! آيا رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  كه با هزار نفر از مشركين در بدر و سه3 هزار نفر كافر و مشرك در احد و در ساير غزوات جهاد كرد، سپاه او تنها همين ده نفر بودند كه شيعه آنان را قبول دارد و بس؟! پاسخ بده آقاي تيجاني هدايت شده؟!؟ آيا مصداق آيه زير فقط همين ده يا هفت نفر هستند كه تو آنان را قبول داري، )وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَ