ظِيمُ). 
(پيشكسوتان مهاجرين و انصار و كساني كه از آنان بخوبي پيروي كردند، خداوند از آنها خشنود گرديد و آنها از خداوند خشنود گرديدند و براي آنها باغهايي كه در آنها نهرها جاري است فراهم ساخت، آنها براي هميشه و جاودان در آنها خواهند ماند، اين رستگاري بزرگي است.) 
آقاي تيجاني، مصداق ((سابقين اولين)) چه كساني هستند؟! آيا مصداق آيه، تنها حضرت علي و هفت تن ديگري كه شما آنان را قبول داريد، هستند؟!! سبحان الله، بسيار شگفت آور است. چگونه بعضيها به خاطر داشتن ايده و عقيده اي كه خلاف نقل و اهانت به عقل است، خود را هدايت يافته مي دانند؟! خداوند ما را و همه مسلمانان عالم را از شر اين عقب افتادگان از هدايت، نجات دهد، آمين. 
4- خداوند در سوره ي حشر آيه ي 9 مي فرمايد: )لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (8) وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) همچنين غنايم از آن فقراي مهاجريني است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شده اند، آنها فضل و خشنودي خداوند را مي خواهند و خدا و پيامبرش را ياري مي دهند، اينها راستگو هستند و كساني كه قبل از ـ هجرت ـ آنان خانه را آماده كردند و ايمان را ـ در دلهايشان جاي دادند ـ آنها مهاجرين را دوست دارند و در درون خود، احساس رغبت نمي كنند نسبت به آنچه كه به مهاجرين داده شده است و آنها را بر خود ترجيح مي دهند هر چند خودشان نياز شديد داشته باشند، كساني كه از بخل نفس خويشتن، مصون و محفوظ گردند. ايشان رستگارند) من از آقاي تيجاني درباره اينكه چه كساني مصداق اين آيه هستند پاسخ نمي خواهم، بلكه پاسخ اين سوال را به امام زين العابدين، علي بن حسينy امام چهارم شيعيان اثني عشري موكول مي كنم. امام زين العابدين درباره مصداق آيه مذكور چنين مي گويد: 
علي بن ابي الفتح الاربلي در كتاب ((كشف الغمه في معرفه الأئمه)) چنين روايت مي كند: تني چند از اهل عراق نزد امام علي بن حسين آمدند و درباره ابوبكر، عمر و عثمان سخناني گفتند. وقتي اين آقايان از سخنان خود فارغ شدند. امام علي بن حسينy پرسيد: شما مصداق )لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ) هستيد؟ آنان گفتند: خير، باز امام پرسيد، شما مصداق (وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَة) هستيد؟ آنان گفتند: خير، آنگاه امام فرمود: شما دوري جستيد از اينكه، از يكي از اين دو گروه باشيد و من گواهي مي دهم كه شما از آن گروه نيز نيستيد كه خداوند درباره آنان چنين فرموده است: )وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ) (آناني كه بعد از صحابه، مهاجرين و انصار آمدند. مي گويد پروردگارا، ما را و برادران ما را كه در ايمان از ما پيشي گرفتند مورد مغفرت قرار بده، و در دلهاي ما اندك كدورتي در حق مومنان مگذار، پروردگارا، تو بخشنده و مهرباني هستي.) بعد امام خطاب به آنان گفت: از نزد من بيرون برويد. خدا به كيفر كردار شما مي رسد.[348] اين است ديدگاه امام چهارم، زين العابدين درباره اينكه اين آيه ها درباره چه كساني نازل شده اند. اما رد مي كند كساني را كه بر عقل هايشان قفل زده و چشم هايشان را بسته بر ابوبكر، عمر و عثمان طعن وارد مي كنند. و امام چهارم توسط اين آيه ها لگام بر دهان آنان گذاشته است. از آقاي تيجاني مي پرسم: آيا هنوز تو بر اين باور هستي كه هدايت شده اي؟؟! 
5- اين گفته آقاي تيجاني كه حديث (لو وزن ايمان امتي بإيمان ابي بكر. . . ) فهو باطل و غير معقول ولا يمكن أن يكون رجل قضي اربعين سنه في عمره يشرك بالله و يعبد الأصنام أرجح ايماناً من أمه محمد باسرها. . . الخ. (اين حديث باطل و غير عقلاني است و امكان ندارد كسي كه چهل سال از عمرش را در شرك و بت پرستي سپري كرده است، ايمان او از ايمان قاطبه امت بهتر باشد.) در پاسخ به اين گفته بايد عرض كنم: 
(الف). . . خوانندگان محترم مشاهده مي فرماييد، آقاي تيجاني حديثي را فقط به دليل اينكه، در عقل او نمي گنجد، باطل قرار مي دهد. معني اين رد و ابطال حديث، اين است كه علم جرح و تعديل ارزشي ندارد. زيرا كه حاكم بر صحت و سقم، قبول ورد احاديث عقل است. آيا اگر بعضي دروغ پردازان احاديثي را وضع كنند، و آنها را به رسول الله صلي الله عليه وسلم  نسبت بدهند و عقل بعضي انسانها آنها را بپذيرد، آنگاه آن احاديث بايد صحيح باشند؟! اين ديدگاه باب طعن را براي خاور شناسان و جوجه هايشان كاملاً باز مي كند داير بر اينكه آنان توسط دانش جديد[349]، سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  را كه عقل ناقص آنان نمي تواند توجيه گر آن باشد، رد كنند. اگر اين انديشه درست باشد، آنگاه بر چه مبنايي بر صحت دينت اعتماد مي كني، اي خواننده ي محترم. 
(ب) اما حديث (لو وزن. . . ) حديث موقوف است. از حضرت عمر روايت شده است. اسحاق بن راهويه و امام بيهقي در شعب به سند صحيح آن را روايت كرده اند. و هذيل بن شرحبيل از عمر آن را روايت كرده است. اين روايت نزد ابن المبارك در ((الزهد)) و معاذ بن المثني در زيادات به صورت مرفوع ذكر شده است. همچنين ابن عدي در شرح حال عيسي بن عبدالله و در مسند فردوس از حضرت عبدالله بن عمر به صورت مرفوع و با اين الفاظ ذكر شده است (لو وضع ايمان ابي بكر علي ايمان هذه الامه لرجح بها) و در سند آن عبدالله بن سليمان ذكر شده است. هر چند كه عبدالله بن سلمان ضعيف است ولي در نقل اين حديث، منفرد و تنها نيست زيرا ابن عدي نيز از طريقي ديگر با اين الفاظ آن را نقل كرده است (لو وزن ايمان ابي بكر بايمان اهل الأرض لرجحهم) و اين حديث شاهدي نيز دارد كه در سنن آمده است و آن چنين است. از ابي بكره روايت است كه: شخصي نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم  آمد و گفت: ترازويي را ديدم كه از آسمان پايين آمد، تو و ابوبكر توسط آن وزن كرده شديد، وزن تو از وزن ابوبكر بيشتر بود. بعد ابوبكر همراه با ديگران وزن كرده شد، و ابوبكر بر سايرين چربيد. الحديث.[350] اين روايت اگر در مرفوع بود