انند روز روشن است و هر انسان عاقلي فرق آنها را مي داند. نويسنده اعتراف مي كند كه وي پيرو روش و منش تيجانيه بوده است و تيجانيه نسبتي است كه به طرف بنيان گذارش (احمد تيجاني) منسوب است. آري اندكي آگاهي پيرامون عقيده اين طايفه و مراجعه به آن، نهايت گمراهي و زندقه آن را براي هر فرد عامل و منصفي آشكار مي كند. لذا اين باور كه جناب تيجاني منتسب به اهل سنت بوده و اكنون به مذهب اماميه اثنا عشري هدايت شده است، دجل بازي و فريب كاري است. آري او از گمراهي و ضلالت به سوي آنچه كه وي آن را حق مي داند منتقل شده است. البته كسي كه لباس تعصب را از تنش زدوده، بدون هيچگونه گرايشي به خود اجازه دهد تا به بحث پيرامون حقيقت بپردازد، چنين كسي به حق خواهد رسيد. اين كتاب كليه كساني را كه طالب حق هستند و در صدد اند كه به حق و حقيقت برسند، به سوي حق هدايت مي كند بويژه كه اين كتاب از دلايل كتب اهل سنت و اماميه اثنا عشري هر دو، استناد نموده است. قبل از اينكه اين پيش گفتار را به پايان برسانم، لازم مي دانم از كليه كساني كه در تهيه و تدارك اين مطالب تشريك مساعي نموده، نقشي را ايفاء كرده اند، كمال تشكر و سپاسگزاري كنم و از خداوند حي و قيوم مسئلت مي نمايم كه اين مشاركت را براي آنان موجب اجر در دنيا و سبب ورود بهشت در آخرت بگرداند و اين سعي اندك مرا موجب خشنودي خود قرار داده و مرا همراه ياران پيامبر بزرگوار خودش محشور بگرداند و در كنار حوران بهشتي، بهشت جاودان را، مأوا و پناهگاه من قرار بدهد بار خدايا چنين كن، چنين كن. مي گويم: 
(الف). . . در دروغ بودن، اينكه محمد بن ابي بكر از مشاهير صحابه است، جاي شك و ترديدي وجود ندارد. زيرا محمد بن ابي بكر فقط چهار ماهه بود كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از اين دنيا رحلت كرد. با اين ترتيب او بنابر چه دليلي از مشاهير صحابه مي باشد؟!!!. 
(ب) . . . اينكه طلحه و زبير عثمان را محاصره كرده و او را از نوشيدن آب مانع شدند؟! چنان دروغ واضح و آشكاري است كه هيچ نيازي به پاسخ ندارد، آقاي تيجاني از كجا آن را آورده است، چرا او ماخذ و منبع اين سخنش را ذكر نمي كند؟ من او را به مبارزه مي طلبم داير بر اينكه دو حتي يك ماخذ را براي اثبات اين سخنان بي سر و پايش ارائه دهد، ولي او هرگز قادر به چنين امري نيست! 
(ت) . . . روايات و احاديث صحيح و ثابت حكايت از آن دارند كه طلحه و زبير از قتل عثمان به شدت ناراحت شده اند و به دفاع از وي برخاستند. ابي حبيبه مي گويد: ((در زماني كه عثمان محاصره بود، زبير مرا نزد او فرستاد. من در روزي كه هوا بسيار گرم بود نزد او رفتم. او روي كرسي (صندلي) نشسته بود. حسن بن علي، ابوهريره، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير نزد او بودند. عرض كردم، من از جانب زبير بن عوام آمدم. زبير برايت سلام مي گويد و بعد مي گويد: ((من بر طاعت خود هستم، هيچ گونه تبديلي و نقض عهد در من پيدا نشده است. اگر تو اجازه بدهي وارد خانه شده در كنار تو خواهم بود. و اگر ميخواهي در همين جا مي مانم. زيرا بني عمرو بن عوف با من وعده كردند كه صبح زود در خانه ي من بيايند و بعد طبق دستور من عمل كنند. وقتي عثمان اين پيغام را شنيد، تكبير گفت و فرمود: سپاس شايسته ي خداوند است كه برادرم را از فتنه حفاظت كرده است بعد خطاب به ابي حبيبه فرمود: زبير را سلام برسان و به او بگو: اگر وارد منزل شود، يكي از اهل آنجا مي شود و من دوست دارم كه او (زبير) در محل اقامت خود بماند. ممكن است خداوند به وسيله ي تو از من دفاع كند. وقتي ابوهريره اين پيغام را شنيد بلافاصله گفت: آيا آنچه را كه از رسول الله صلي الله عليه وسلم  شنيده ام برايتان باز گو نكنم؟ همه گفتند: بلي، گفت: خدا را گواه گرفته و مي گويم: از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  شنيدم كه فرمود: بعد از من حوادث و فتنه ها خواهند بود. عرض كرديم: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم ، راه نجات از آنها چيست؟ فرمود: ((امين و جماعت او است)). (اشاره اش به عثمان بن عفان بود.) مردم گفتند: ما به خوبي مي دانيم، به ما اجازه ي جهاد بده؟ عثمان گفت: ((هر كس از من اطاعت مي كند، دست به كشتار و جنگ نزد)).[638] 
دارقطني در فضايل صحابه چنين روايت مي كند: عثمان نزديك مسجد آمد. طلحه در گوشه ي شرقي مسجد نشسته بود. عثمان گفت: اي طلحه، طلحه گفت: حاضرم، اي اميرالمومنين. عثمان گفت: تو را به خدا سوگند، آيا مي داني كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: چه كسي حاضر است قطعه زميني را خريد كرده، آن را براي توسعه مسجد، ملحق به مسجد كند؟ اين قطعه را از مال خودم خريد كردم، طلحه گفت: آري. بعد عثمان گفت: اي طلحه، مي داني كه من ((جيش عسره را مجهز كردم و صد شتر را دادم؟ طلحه گفت: آري. بعد طلحه گفت: پروردگارا، فقط همين را مي دانم كه عثمان مظلوم است.[639] 
(ج) هيچ اختلافي در اين وجود ندارد كه طلحه و زبير از نخستين كساني هستند كه خواستار قصاص از قاتلان عثمان بودند و قيام آنان صرفاً به خاطر انتقام از خون عثمان بود. چگونه مي توان آنان را از تشويق كنندگان قتل عثمان و از شركت كنندگان در محاصره كردن او به حساب آورد؟ اگر آنان شريك قتل مي بودند، چگونه و چرا خواستار قصاص از قاتلان او شدند؟! 
5- . . . تيجاني مي گويد: ((صحابه كساني بودند كه نگذاشتند تا جنازه ي عثمان در گورستان مسلمانان دفن شود، لذا بدون غسل و كفن در (حش كوكب) دفن گرديد. در جاي ديگر مي گويد: آنچه كه مورخان گفته اند داير بر اينكه عثمان در حش كوكب زميني كه متعلق به يهودها است، دفن شده، نزد من به اثبات رسيده است.)) 
مي گويم: 
(الف) . . . آقاي تيجاني مي خواهد، صحابه را گروهي از چوپانان و ولگردان معرفي كند كه دارند يكديگر را مي كشند و حتي بهترين صحابه را نمي گذارند كه مانند ساير مسلمانان دفن شود و او ناگزير بدون غسل و كفن دفن مي شود!! و من چنين تهمتي را در حق صحابه از اين هدايت يافته بعيد نمي دانم زيرا دل او حتي براي يك روز هم محبت صحابه را حس نكرده است. دوست دارم به اطلاع آنان برسانم، كه اين تهمتها كه آقاي تيجاني آنها را به صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي چسباند، با روش و منش خود آنان مناسبت كامل دارد. چرا چنين نباشد، مگر آنان (روافض) فرزندان عبدالله بن سبا يهودي نيستند؟ همان ابن سبا كه نخستين بذر فتنه را كاشته بود. 
(ب) اين ادعاي آقاي تيجاني كه صحابه از دفن او در گورستان مسلمانان مانع شدند لذا او در حش كوكب دفن گرديد و حش كوكب جزو اراضي يهود بود، دال بر جهل و حماقت نامه او است. زيرا حش كوكب از اراضي يهود نبود. همانا حش، به معني باغ است و كوكب نام مالك آن باغ بود و او مردي از انصار بود.[640] و عثمان اين باغ را از وي خريد و بعد از وفات در همان باغي كه خريده بود دفن گرديد. اين با زمين يهود چه مناسبتي دارد؟ 
آقاي تيجاني در ادامه سخنانش مي گويد: ((آنچه كه مورخين گفته اند داير بر اينكه عثمان در حش كوكب دفن شده است و حش كوكب از آن يهود بود و مسلمانان اجازه ندادند كه عثمان در بقيع رسول الله صلي الله عليه وسلم  دفن شود. بعدها وقتي معاو