ت او را پايين مي آورد.[765] خواننده محترم حق را كه روش است ببين و به دروغهاي رسوا كننده و شرم آور و به خواهشات لكه دار كننده توجه نكن.
2- تيجاني مدعي است كه ابوهريره مطابق با ميل مردم روايت مي كند و در فضايل ابوبكر احاديث موضوعه و دروغين را روايت كرده است و براي مستند جلوه دادن اين ادعاي چرت و پرت خود به كتاب ((ابوهريره)) نوشته شرف الدين و ((شيخ المضيره)) نوشته محمود ابوريه متوسل شده است. در راستاي نابود كردن استدلالها و سخنان پوچ و چرند او، مي گويم: 
(الف) تمام صحابه بر فضل، ثقه و حفظ ابوهريره اتفاق نظر دارند. او بيش از ديگران در علم حديث حافظ بود. ابن عمرy مي گويد: به ابوهريره گفتم:  تو بيش از ما همراه رسول الله صلي الله عليه وسلم  بودي و احاديث بيشتري را حفظ داري.[766] از ابن عمر سوال شد: آيا ايرادي نسبت به روايات منقوله از ابوهريره داري؟ ابن عمر گفت: خير، ايرادي ندارم لكن ابوهريره جرات دارد و ما مي ترسيم.[767]  اشعث بن سليم از پدرش روايت مي كند: ((وارد مدينه شدم ديدم ابو ايوب از ابوهريره حديث روايت مي كرد و مي گفت: از ابوهريره از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم . به او گفتم: مگر تو از اصحاب رسول الله نيستي؟ ابو ايوب گفت: ابوهريره شنيده است و من از او نقل مي كنم و اين براي من پسنديده تر است از اينكه مستقيماً از رسول الله صلي الله عليه وسلم  نقل كرده باشم.[768] معاويه بن ابي عياش انصاري مي گويد: ((در مجلس ابن زبير بودم، محمد بن اياس بن بكير آمد و درباره طلاق ثلاثه قبل از دخول سوال كرد. ابن زبير او را نزد ابوهريره و ابن عباس فرستاد اين هر دو بزرگوار در خانه ام المومنين بودند. سائل رفت و حكم ((طلاق ثلاثه قبل از دخول)) را از آن دو جويا شد. ابن عباس رو به ابوهريره كرد و گفت: اي ابوهريره، با مشكلي مواجه شدي آن را پاسخ بده، ابوهريره گفت: يك طلاق غير مدخول بها را بائن مي كند و سه3 طلاق او را حرام مي كند، ابن عباس نيز چنين فتوا داد.[769] آيا كسي را كه ابن عباس (حامي حضرت علي) او را ثقه مي داند و با احترام با وي رفتار مي كند و به وي مي گويد: تو فتوا را جواب بنده، مي توان به دروغگو بودن متهم كرد؟! 
(ب) دليل كثرت روايت او از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اين است كه او در حضر و سفر همراه رسول الله بوده است، او مشغول كار خاصي و يا زن و فرزند نبوده است كه از حفظ كردن احاديث باز بماند. زيرا او نه شغلي داشت و نه ازدواج كرده بود. لذا بسيار مايل بود كه همواره در صحبت رسول الله صلي الله عليه وسلم  باشد، چه در سفر، چه در حضر، جهاد، حج و غيره. ابوانس مالك بن ابي عامر مي گويد: ((شخصي نزد طلحه بن عبيدالله آمد و گفت: اي ابا محمد، نو مي داني كه اين مرد يمني (ابوهريره) بيش از شما احاديث رسول الله صلي الله عليه وسلم  را از بر دارد؟ ما از وي سخنان و مطالبي را مي شنويم كه از شما نشنيده ايم، آيا او از رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي گويد آنچه را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  نگفته است؟ طلحه گفت: در اين ترديدي ندارم كه او شنيده است آنچه را كه ما از رسول الله نشنيده ايم و در اين باره براي تو سخن خواهم گفت: ((ما مسئوليت چندين خانواده را بر عهده داشتيم، دامدار بوديم و كار مي كرديم.، تنها در لحظه هاي صبح يا شام از محضر رسول الله صلي الله عليه وسلم  استفاده مي كرديم. ابوهريره فقير و تهيدست بود و همواره به عنوان مهمان رسول الله صلي الله عليه وسلم ، همراه يا نزديك با وي بود، و با وي زندگي مي كرد، لذا ما هيچ گونه ترديد نداريم در اين كه او شنيده باشد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  آنچه را كه ما نشنيده ايم. هيچ صاحب ايماني را نمي بيني كه آنچه را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  نگفته باشد، به وي نسبت بدهد.[770] 
(ت) علاوه بر كثرت مرافقت و صحبت با رسول الله صلي الله عليه وسلم ، او از تيز هوشي و حافظه فوق العاده نيرومند برخوردار بود. اين تيز هوشي و حافظه قوي نيز ثمره تعليم رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بود. امام بخاري از زهري نقل مي كند: ((زهري مي گويد: سعيد بن مسيب و ابو سلمه بن عبدالرحمن به من خبر دادند كه ابوهريره مي گويد: شما با خود مي گوييد: ابوهريره به كثرت از رسول الله صلي الله عليه وسلم  روايت مي كند، مهاجرين و انصار چرا مانند او از رسول الله روايت نمي كنند؟ همانا برادران مهاجرين در بازار مشغول داد و ستد بودند و من در عوض دو وعده نان خشك همواره در صحبت رسول الله بودم، زماني كه آنان غايب بودند، من حاضر بودم، آنچه را كه آنان فراموش كردند، من از بر كردم و برادران انصار من مشغول دام و كشاورزي خود بودند و من مستمندي از مستمندان صفه بودم، از بر مي كردم و جمع مي كردم زماني كه آنان فراموش مي كردند و رسول الله صلي الله عليه وسلم  در حديثي فرموده بود: هر كس چادرش را پهن كند تا آن وقت كه من سخنانم خاتمه بدهم، همه آنچه را كه گفته ام. از بر مي كند ـ پس من چادري را كه همراه داشتم پهن كردم تا آن وقت كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  به سخنانش خاتمه داد، بعد آن را جمع كرده روي سينه خود قرار دادم. حتي يك حرف هم از سخنان رسول الله صلي الله عليه وسلم  را كه ايراد كرده بود فراموش نكردم.[771] 
(ث) لازم مي دانم ديدگاه يكي از ائمه اثنا عشري و نهايت اعتماد او را درباره ابوهريره نقل كنم. و آن امام، امام زين العابدين علي بن حسينy است. شيخ ابوالحسن اربلي از ائمه بزرگ شيعه در كتاب ((كشف الغمه)) از سعيد بن مرجانه نقل مي كند: ((روزي نزد علي بن حسين بودم، از او پرسيم: آيا تو از ابوهريرهy شنيده اي كه مي گويد: ((رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرموده است: هر كس غلام يا كنيز مومني را آزاد كند، خداوند در برابر هر عضو بنده آزاد شده، عضوي از اعضاي آزاد كننده را از آتش دوزخ نجات مي دهد حتي در برابر دست، دست در برابر پا، پا و در برابر فرج، فرج آزاد كننده را از آتش دوزخ آزاد مي سازد. امام زين العايدن فرمود: تو اين حديث را از ابوهريره نشنيده اي؟ سعيد بن مرجانه گفت: ((شنيده ام)) امام زين العايدن بلافاصله خطاب به يكي از بهترين غلامانش را كه حتي در برابر هزار دينار آماده نبود او را بفروشد، گفت: ((أنت حر لوجه الله)) تو صرفاً بخاطر خشنودي الله آزاد هستي.[772] خواننده محترم شما نهايت راستگويي و امانتداري ابوهريره را از ديدگاه امام علي بن حسين، زين العابدين مشهده كردي و مطلع شدي كه امام بزرگوار به محض شنيدن روايت ابوهريرهy بدون هيچ گونه ترديد و اجراي و تنفيذ آن مبادرت ورزيد! لذا شگفت آور و بعيد نيست اگر يكي از علماي بزرگ اماميه در فن رجال او را توثيق نموده و جزو ممدوحين و ستوده شدگان قرار بدهد. لذا مي بينيم كه ابن داود الحلي مي گويد: ((عبدالله، ابوهريره از ياران معروف رسول الله صلي الله عليه وسلم  است.[773] علامه ابن بابويه قمي نيز در كتاب خود ((الخصال)) در چندين مورد به ثقه بودن ابوهريره گواهي مي دهد. و محقق كتاب مذكور، علي اكبر غفاري كه اكثر رجال اين كتاب را مورد ارزيابي قرار داده و درباره آنان تعليقاتي را