زكيه كند و به آنها كتاب و حكمت بياموزد، اگر چه آنها قبل از اين، در گمراهي واضح و آشكاري بودند). امام شافعي رحمه الله مي فرمايد: خداوند كتاب را ذكر كرده و منظور از آن قرآن است. و از عالمان قرآن و افراد ثقه شنيده ام كه منظور ار حكمت، سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  است.[824] و در آيه 7 سوره حشر چنين آمده است) وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا) (آنچه پيامبر به شما دستور داد، آنرا بگيريد و از آنچه شما را نهي كرد باز آييد) آقاي محمد جواد مغنيه از علماي بزرگ معاصر شيعه در تفسير اين آيه مي گويد: خداوند مي فرمايد: به قرآن عمل كنيد. اگر حكم صريحي از قرآن را درباره مساله مورد نظرتان پيدا نكرديد، آنگاه به سنت نبوي مراجعت كنيد.[825] با توجه به آنچه كه در كتاب الله درباره عمل كردن به سنت تاكيد شده است و با عنايت به آنچه كه تاكيد احاديث گذشته بر تمسك به عترت و خلفاي بخاطر اين بوده كه آنان علم سنت را داشته اند و بيش از هر گروهي ديگر آگاه به سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  بوده اند، قطعاً مي دانيم كه منظور از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از اين حديث ((تركت فيكم شيئين، لن تضلوا بعدها))، كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  بوده است. همان طور كه در ادامه حديث آمده است: كتاب الله و سنتي، ولن يتفرقا حتي بردا علي الحوض ـ يعني كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  از هم جداشدني نيستند و تا قيامت از هم جدا نمي شوند.[826] 
عترت و سنت متعارض و متناقض يكديگر نيستند بلكه به تمام معني موافق و هماهنگ با يكديگر هستند. خود آقايان شيعه به اين حقيقت اعتراف دارند و مي گويند: تبعيت از عترت در مواردي كه موافق با سنت باشد واجب است و چنين نيست، هر چه را كه آنان (عترت) گفته اند حق است و ساير صحابه خلاف حق را مي گويند. آقاي كليني در كتاب ((اصول كافي)) (اصول كافي نزد شيعه همان منزلت و جايگاه را دارد كه بخاري نزد اهل سنت دارد) به روايت ايوب بن حر مي گويند: از ابا عبدالله عليه السلام شنيدم، فرمود: ((هر چيز بايد به كتاب و سنت بر گردانده شود و هر حديثي كه موافق كتاب خداوند نباشد، مزخرف است[827] از ابي عبدالله روايت است، مي فرمايد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در مني در حال ايراد خطبه فرمود: اي مردم، آنچه از من به شما رسيد اگر موافق قرآن باشد، آن را گفته من بدانيد و اگر موافق قرآن نباشد، بدانيد كه من آن را نگفته ام.[828] ابوعمير از بعضي از اصحاب خود چنين نقل مي كند: ابو عبدالله عليه السلام مي فرمود: ((هر كس با كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  مخالفت كند او كافر است))[829] ابان بن تغلب از ابي جعفررضی الله عنهم روايت مي كند: از ابي جعفر درباره يك مساله سوال شد و او آن را جواب داد. سايل گفت: ((فقهاء چنين نمي گويند.)) ابو جعفر گفت: خاك بر سر تو، تو هرگز فقيهي را ديده اي؟ همانا فقيه كسي است كه از دنيا دوري كند و بسوي آخرت مايل باشد و به سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  تمسك جويد.[830]  
يكي از علماي بزرگ شيعه در فن اسماء رجال در كتابش ((رجال الكشي)) به نقل از ابي عبدالله مي گويد: ((از خدا بترسيد و آنچه كه مخالف قول پروردگار و سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم  ما باشد آن را نپذيرد. و ما هرگاه صحبت كنيم و حرف بزنيم، مي گوييم: خداي عزوجل يا رسول الله صلي الله عليه وسلم  چنين گفته است (رجال الكشي (ص195) يونس مي گويد: وقتي نوشته هاي شاگردان ابوالحسن، رضا به او تقديم شدند، بسياري از احاديث را رد كرده و گفت: اينها سخنان ابي عبدالله نيستند ـ و گفت: ((ابوالخطاب بر ابو عبدالله دروغ گفته است. خداوند ابوالخطاب و اصحاب ابوالخطاب را لعنت كند، اين احاديث را با سخنان خود مي آميزند و تا امروز چنين مي كنند (! !) در كتب اصحاب  و شاگردان چنين آمده است: آنچه كه خلاف قرآن باشد و به ما نسبت داده شود، آن را نپذيريد. زيرا ما هر وقت سخن بگوييم. موافق قرآن و موافق سنت سخن مي گوييم. يا از خدا و يا از رسول او سخن مي گوييم. و نمي گوييم: فلاني گفته، فلاني گفته. زيرا در اين صورت سخن ما متعارض مي شود.[831] (با توجه به فرموده هاي ابي عبداله و سخنان اصحابش، تمام آنچه كه روافض آن را به ابوعبدالله و پدرش نسبت مي دهند، مانند وجود قرآن و مصحفي ديگر براي فاطمه بجز قرآني كه در دست مسلمانان است، مرتد شدن تمام صحابه بجز سه3 يا 7 تن، ادعاي منصوص بودن امامت ائمه از جانب الله و رسول الله، و هر آنچه كه از زبان او نقل شده و مستلزم كفر يا غلو است، همه اش دروغ و باطل اند و بهترين دليل بر اين ادعا اين است كه خود ابوعبدالله فرموده است: ((مغيره كفر و زندقه را در هم مي آميزد و آن را به پدرش نسبت مي دهد و به شاگردان امر مي كند تا آن كفر و زندقه را در ميان شيعيان پخش كنند و رواج دهند. لذا هر آنچه از غلو و زندقه در كتب اصحاب ابوعبدالله وجود دارد. همه آنها را مغيره بن سعيد در كتب آنان آميخته است)[832]  آيا بعد از اين شكي و ترديدي وجود دارد، داير بر اينكه پيروان واقعي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  همان اهل سنت اند؟ زيرا آنان اند كه با تبعيت از كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم ، در واقع از رسول مكرم اسلام صلي الله عليه وسلم  تبعيت مي كنند. 
2- (آقاي تيجاني مي گويد: ((معني عترت در حديث ثقلين، بنابر قول خود رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ، مراجعت به اهل بيت من است. تا اهل بيت نخست شما را درباره سنت من آگاه كنند يا اينكه احاديث صحيحه را به شما منتقل كنند. زيرا آنان از دروغ پاك و به حكم آيه تطهير معصوم اند.) مي گويم: 
(الف) همان طور كه در مباحث گذشته ثابت كرديم كه (اهل بيت)) همه خويشاوندان و نزديكان را در بر مي گيرد. آيا همه نزديكان و خويشاوندان رسول الله صلي الله عليه وسلم  از دروغ گفتن پاك و منزه هستند؟! همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  نيز مشمول آيه تطهير هستند، آيا همسران رسول الله از جمله معصومين هستند؟! 
(ب) آقاي تيجاني و هم كيشان دوازده امامي او بر اين باورند كه اهل بيت، دوازده امام اند. يعني از اولاد علي بن ابي طالب تا امام جعفر صادق. شيعيان دوازده امامي، بعد از امام جعفر صادق، امام موسي كاظم را امام هفتم مي دانند. و فرقه اسماعيلي در مورد امامت موسي كاظم با فرقه دوازده امامي اختلاف نظر دارند. آنان بجاي موسي كاظم، اسماعيل بن جعفر را امام خود مي دانند. فرقه ديگري موسوم به ((كيسانيه)) كه فرزندان امام علي از بطن فاطمه را رها كرده و به امامت محمد بن الحنفيه بن علي عقيده دارند. گروه ديگري بعد از ((كيسانيه)) به نام ((راونديه)) بر اين باور است كه ((اهل بيت)) حضرت عباس و فرزندان او هستند.[833] و علاوه از اين فرقه ها، فرقه هاي ديگري نيز وجود دارد، همه اينها مدعي انتساب به اهل بيت هستند. و هر فرقه ها خود را محق و پيرو خط مشي اهل بيت دانسته و فرقه ديگر را كافر يا گمراه تلقي مي كند و هر فرقه كه مدعي امامت است، خود را عامل  و پيرو سنت صحيحه مي داند. پس در اين ميان، جايگا