مطالعه و به ویژه مطالعة کتاب‌های دینی پرداخت. در خلال این مطالعات او با اسلام و قرآن آشنا شد و به حقانیت آنها پی برد. او در نامه‌ای به خانوادة خود از آنها خواست که نسخه‌ای از قرآن کریم را برایش بفرستند. آنها نیز نسخة مذکور را فرستادند اما هیچ‌گاه به دست ویلیام نرسید. در سال 1918 او نام خود را به عنوان یک مسلمان در سوئیس ثبت نمود. پس از بازگشت به انگلستان در سال 1921 در رشتة ادبیات عرب دانشگاه لندن به تحصیل پرداخت و عملاً آداب اسلامی را رعایت می‌نمود و همواره به مسجد می‌رفت و نمازش را با سایر مسلمانان به جماعت می‌خواند.ویلیام فرنسیس مدیر دریم پارک آمریکایی / او اهل آمریکا و متولد سال 1946 در ایالت نیوجرسی می‌باشد. در یکی از دانشگاه‌های ایالت پسنسیلوانیای آمریکا موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشتة اقتصاد شد و مدت ده سال مدیر یک شرکت بیمه در ایالات متحده شد و مدت بیست سال است که در زمینة صنایع رفاهی مشغول به کار بوده است و اکنون مدیر دریم پارک می‌باشد. در سال 1999 به مصر آمد و به زندگی مسلمانان و به ویژه نمازهای جماعت آنان علاقه‌مند شد و پس از مطالعة تفسیر معانی قرآن به زبان انگلیسی جذب اسلام شد و در دانشگاه الازهر پس از ادای شهادتین به اسلام گروید. او نام خود را تغییر نداد بلکه به آن نام یوسف را اضافه کرد زیرا مجذوب داستان زندگی یوسف (ع) در قرآن شده بود. او از این‌که غربی‌ها هنوز حقیقت اسلام را درک نکرده‌اند، ناراحت است و می‌گوید: آن‌چه که آنها در مورد اسلام می‌دانند، چیزی تحریف شده و بسیار ناقص است. هنگامی که از او سئوال شد که آیا کسی را در آمریکا به اسلام دعوت نموده‌ای؟ جواب داد: «در مورد اسلام با دوستانم صحبت کرده‌ام اما کسی را به اسلام دعوت نکرده‌ام زیرا می‌خواهم با کردار خود به آنها نشان دهم که اسلام چیست. بهترین روش برای دعوت مردم به اسلام این است که ما خود از لحاظ عملی به اسلام ایمان داشته باشیم تا رفتار و کردار ما فطرت‌های پاک را بیدار کند و فطرت پاک نیز همان‌گونه که پیامبر (ص) فرموده است بر اسلام و تسلیم شدن به خدا استوار است».یوسف کوهن / او در یک خانوادة یهود اشکنازی و متعصب در آمریکا به دنیا آمد و سی و چهارسال از عمرش را در آن‌جا به سر برد. او در محلة بروکلین به پیروان ساتمر پیوست و همان‌جا بود که با همسرش لونا کوهین آشنا شد. آن دو با هم ازدواج کردند و ثمرة ازدواج آنها چهار فرزند بود. در سال 1998 از طریق انترنت تحت تأثیر افکار عوفادیا یوسف رهبر گروه مذهبی افراطی شاص قرار گرفت، و همراه با خانواده به فلسطین اشغالی مهاجرت نمود و یکی از اعضای مهم گروه شاص شد. علاقة شدید او به عوفادیا باعث شد که نام فرزند خود را هم‌نام او کند. او ابتدا در شهرکی یهودی‌نشین در نوار غزه سکونت گزید و سپس در نتیفوت در جنوب فلسطین اشغالی ساکن شد و آن‌جا بود که با مسلمانان و علمای اسلامی تماس پیدا نمود. او از ظلم و ستمی که اسرائیلی‌ها به فلسطینیان روا می‌داشتند، متنفر بود. یوسف کم‌کم به اسلام علاقه‌مند شد و از طریق انترنت با شخصی به نام محمد که امام جماعت در یکی از کشورهای حاشیة خلیج‌فارس بود، آشنا شد. بحث‌های طولانی که آن دو با هم و سرانجام مطالعة ترجمة انگلیسی قرآن، باعث شد که یوسف راه زندگی آیندة خود را پیدا کند. او به دین اسلام گروید و نام خانوادگی خود را از کوهین به خطاب تغییر داد. یوسف خطاب همسر خود را در انتخاب عقیده آزاد گذاشت اما از او خواست که در مورد اسلام تحقیق نماید. لونا نیز پس از تحقیق به دین اسلام گروید و نام خود را به ام قمر محمد خطاب تغییر داد. آنها نام فرزندان خود را نیز تغییر دادند: عزرا به عبدالعزیز، حیده به حسیبه، رحمایم به عبدالمجید به عوفادیا به عبدالله. یوسف خطاب به دادگاه رفت تا تغییر دین خود را اعلام کند و شناسنامة تازه‌ای بگیرد اما به رغم این‌که براساس قوانین اسرائیل تغییر عقیده آزاد است، در امر او کارشکنی کردند و بارها و بارها او را اذیت نمودند. آنها از سرایت تجربة یوسف خطاب به دیگران هراسناک بودند زیرا یک یهودی افراطی همراه با تمام اعضای خانواده مسلمان شده بود. مسلمان شدن یوسف برای او و خانواده‌اش دردسرهای زیادی داشت. پدر و مادرش او را تهدید می‌کردند و همواره پلیس را تشویق می‌کردند که فرزندشان را بازداشت نماید و پلیس نیز چندین بار او را بازداشت نمود. گرچه یوسف با حماس ارتباط داشت اما جامعة مسلمانان نیز به دیدة شک به اسلام آوردن او می‌نگریستند و تمایل زیادی برای نزدیک شدن به او خانواده‌اش از خود نشان نمی‌دادند. اما یوسف راه خود را یافته بود و تاکنون بر عقیدة خود ثابت‌قدم ایستاده است. او فردی شجاع است و از بیان حق ابایی ندارد. او در مورد حملات القاعده به آمریکا علناً اعلام نمود که با توجه به ستم‌هایی که آمریکا بر مسلمانان خاورمیانه روا می‌دارد، چنین حملاتی برای او قابل فهم است.کولونل دونالدز روکویل / او دربارة گرویدن خود به دین اسلام می‌گوید: سادگی اسلام، جذابیت مساجد مسلمانان، شتافتن به سوی نماز پنج‌بار در روز توسط مسلمانان باعث علاقة من به این دین شد و هنگامی که پس از تحقیق در مورد این دین دریافتم که پیامبر اسلام (ص) پیروانش را فراخوانده است تا با اهل کتاب رفتاری شایسته داشته باشند و راه خود را ادامه‌دهندة راه دیگر پیامبران الهی می‌داند و همگی آنها را قبول دارد و در تمامی امور انسان‌ها را از افراط و تفریط بازداشته است و آنها را به میانه‌روی می‌خواند، به دین اسلام مشرف شدم. او می‌گوید: «پیامبر اسلام (ص) سخنان کوتاهی دارد که هر یک از آنها نشانة جامعیت و عمق اندیشه و فکر این مرد بزرگ است. مثلاً هنگامی که به یکی از پیروانش که شترش را نبسته بود و ادعا می‌نمود که به خدا توکل نموده است، فرمود: «اعقلها وتوکل» یعنی اول شترت را ببند و سپس توکل کن، نظامی دینی و دنیایی را فقط در این دو کلمه بیان نمود یعنی ایمان و توکل به خدا در کنار استفاده از اسباب مادی».ژنرال روسی آناتولی اندربوچ / او در شهر باکو در آذربایجان متولد شد و پس از پیوستن به ارتش سرخ به عنوان یک ژنرال کمونیست به افغانستان فرستاده شد. او به شدت از مسلمانان متنفر بود و تعداد زیادی از مجاهدان افغانی به دست او و سربازانش کشته شدند. او می‌گوید: «من در منطقة جلال‌آباد افغانستان بودم و با بی‌رحمی تمام با مسلمانان رفتار می‌کردم و حتی به اسیران آنها نیز رحم نمی‌کردم و با خشن‌ترین شیوه آنها را از بین می‌بردم. ما از زمین و هوا با پیشرفته‌ترین سلاح‌های جنگی آنها را زیر آتش می‌گرفتیم اما سلاح آنان آن‌چنان ساده و ابتدایی بود که حتی نمی‌توان با آن آهویی را شکار کرد؛ اما با وجود این، سربازان من در مقابله با آنها توان جنگیدن نداشتند و فرار می‌کردند. تصمیم گرفتم که به سر این مسئله پی ببرم و از سربازانم خواستم که در صورت اسیر نمودن چند مجاهد، آنها را نزد من ب