class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه مؤلف</a><a class="folder" href="w:html:6.xml">نشانه هاي تولي و تبري</a><a class="folder" href="w:html:9.xml">تقسيم بندي مردم به اهل تولي يا تبري</a></body></html>بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ﴾
﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ﴾

اسم کتاب به عربي: - -  الولاء والبراء في الإسلام

اسم كتاب به فارسي: تولي و تبري در اسلام 

مؤلف: - - - صالح بن فوزان الفوزان 

 مترجم: - - - عبدالعزيز بداغيمقدمه مترجم 

 واقع تلخي كه جهان امروز با آن روبرو مي باشد اين است كه ايادي كفر و طاغوت در سراسر جهان براي نابودي اسلام بسيج شده و دست در دست هم نهاده اند و تمام قواي خويش را براي رسيدن به اين امر شوم به كار گرفته اند. 

روز به روز صفوف كفر محكمتر و اتحادشان بيشتر و در مخالفت با شرح الله جسورتر مي گردند و چشم به دنبال روزي دارند كه نظام اسلام از صحنه گيتي بر چپده شده و كفر جهاني بر سراسر عالم حكمفرما شود. اسلام تاكنون چنين مورد غربت واقع نشده و بي ياور نمانده است. در گوشه گوشه اين جهان پهناور اين مسلمانانند كه مظلومانه كشته مي شوند، آواره مي گردند و با وحشيانه ترين شيوه مورد آزار و شكنجه قرار مي گيرند اين آه و فغان مسلمانان در بند است كه به جايي نرسيده و از سوي هيچ قدرتي حمايت نمي شوند، اين نداي قرآن است كه در گلوي مسلمانان و زير آوار مساجد به خون آغشته خفه مي شود. و اين خون عقيده ي توحيد است كه در شاهرگ جوامع اسلامي بي حركت مي گردد. 

انگيزه اي كه مرا به ترجمه اين كتاب واداشت، كج فهمي و افتراءاتي بود كه بعضا از سوي برخي مسلمانان ساده انديش و خود باخته كه بيشتر اسلام را از تعريف و تفسير دشمنان اين دين شناخته[1] و نسبت به حقايق آن پشت پرده هاي اوهام و پندار مانده اند، و به تنها قسمتي از اسلام كه بتواند مقبول جهان كفر بوده و از آن خطري احساس نشود بسنده نموده اند. 

يكي از ريشه هاي توحيد كه امروز بر مسلمانان پوشيده مي باشد اصل تولي و تبري است، و تا زماني كه اين اصل در زندگي مسلمانان وارد منطق بر موازين شرع اجرا نشود. انقلاب توحيدي كه بتواند دست استكبار را قطع نموده و ريشه هاي طاغوت را بخشكاند و مسلمانان را از زير سلطه و يوغ ظالمان آزاد ساخته و رهايي بخشد محقق نخواهد شد. 

ولي متاسفانه امروز افكاري منحرف و گمراه كننده و نشات گرفته از عقل ناقص بشري كه مخالف با نصوص صريح قرآن و سنت مطهر رسول الله-صلي الله عليه وسلم- مي باشد، اصرار در توجيه كفر كافران و جناياتي كه مرتكب مي شوند داشته و به رغم تشويق مومنان به جهاد و مبارزه با زورگويان و ظالمان روحيه مجاهدين را در دفاع از شريعت الله سست نموده و از جهاد تنفر مي جويند. 

اين جاهلان هرگز از موالات و برادري با كفار اكراه نداشته و با حربه ((در جهان كافري نمي توان يافت و حجت ديني هنوز بر كسي تمام نشده است)) به كلي نظام تولي و تبري را زير سوال برده بلكه آن را تعطيل نموده اند. در حالي كه تشكيل جامعه و حكومت ديني بر اين اصل استوار بوده و مي تواند بقاي خويش را حفظ نمايند، و در پي استقرار چنين نظامي است كه صفوف پولادين سربازان اسلام در برابر كفر شكل گرفته و اتحاد بين مسلمانان به وجود خواهد آمد. و با صراحت مي توان گفت جامعه و حكومت اسلامي تنها به اين شرط مي تواند انسجام يافته و روح اسلام در آن تبلور يابد. 

در پايان ترجمه كتاب  «الولاء و البراء في الاسلام» را به كليه برادران و خواهران ايمانيم تقديم مي دارم و از بارگاه الله Y خواهانيم آن را به عنوان عملي صالح پذيرفته و گامي در جهت خدمت به شريعت مقدس خويش و نيز وسيله اي براي آگاهي بيشتر عزيزان در اين راستا قرار دهد. 

آمين. 

------------------------
[1] چون گلدزيهر، نولدكا و. . .مقدمه مؤلف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
 الحمد لله والصلاة والسلام على نبينا محمد وآله وصحبه ومن اهتدى بهداه. 

دوستي و مودت با اولياء الله پس از محبت الله و رسولش و دشمني با دشمنان او بر هر مسلماني واجب است و پايبندي به اين عقيده، از جمله اصول عقيده ي اسلامي بوده و بر هر مسلماني واجب است، اهل آن را دوست داشته و با مخالفان آن دشمني بورزد، لذا واجب است موحدان مخلص را دوست داشته و از مشركان بيزاري جسته و آنان را دشمن بدارد. 

و اين اساس دين ابراهيم و پويندگان سنت او است، همان كساني كه رب العالمين فرمان داده است، به آنان اقتدا نماييم آنجا كه مي فرمايد: ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ﴾. [الممتحنة / 24]. براي شما در ابراهيم و همراهان او سرمشقي نيكوست، آنگاه كه به قومشان گفتند ما از شما و آنچه بجاي خداوند مي پرستيد، بري و بر كناريم، ما منكر شماييم و همواره در ميان ما و شما دشمني و كينه پديد آمده است تا آنكه فقط به الله ايمان آوريد)). 

شالوده ي دين محمد مصطفي-صلي الله عليه وسلم- نيز بر همين اصل استوار است، چنان كه الله سبحانه مي فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾. [المائدة / 51]. اي مومنان يهوديان و مسيحيان را كه (در مقابله با شما) دوست و هوادار يكديگرند، به دوستي نگيريد؛ و هر كس از شما آنان را دوست گيرد، جزو آنان است؛ الله ستمكاران را هدايت نمي كند. 

اگر چه اين آيه در خصوص دوستي با اهل كتاب نازل شده است؛ ليكن در تحريم موالات كفار به طور عام مي فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾. [الممتحنة / 1]. اي مومنان دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگيريد. 

بنابراين؛ خداوند دوستي كفار را هر چند كه از نزديكترين خويشان باشد بر مومن حرام فرموده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْأِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾. [التوبة: 23].  اي مومنان پدران و برادرانتان را اگر كفر را از ايمان خوشتر دارند، دوست مگيريد، و آنان كه از شما ايشان را دوست گيرند آنانند كه ستمكارند. 

و نيز مي فرمايد: ﴿لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَ