ُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ﴾. [التوبة / 113]. سزاوار نيست كه پيامبر و مومنان براي مشركان، ولو خويشاوند باشند، پس از اينكه بر ايشان آشكار شده است كه آنان دوزخي اند، آمرزش بخواهند. 

زيرا اين عمل بيانگر محبت كفار و صحيح دانستن عقايد باطل آنان است.
-------------------------
[1] همچون مجوسيان.
[2] چون تاريخ شاهنشاهي، ميلادي و . . .
[3] م.ب) نشانه هاي دوستي با مؤمنين 

1- هجرت از دارالكفر به سوي دارالاسلام: 
هجرت: يعني ترك دارالكفر و اقامت در دارالاسلام بخاطر صيانت دين. هجرت با چنين معنا و هدفي تا روز قيامت بر مسلمانان واجب است و پيامبر -صلي الله عليه وسلم- مسلماني را كه در دارالكفر اقامت گزيده از خود نمي داند. لذا اقامت در دارالكفر مگر براي كساني كه توانايي هجرت ندارند و نيز كساني كه در آن ديار به تبليغ اسلام مي پردازند، حرام مي باشد. الله سبحانه مي فرمايد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيراً﴾. [النساء / 97]. كساني كه فرشتگان جانشان را مي گيرند و آنان بر خود ستم روا داشته اند، به ايشان گويند در چه حالي بوديد؟ گويند ما در سزمين خود مستضعف بوديم، گويند آيا مگر زمين خداوند وسيع نبود كه بتوانيد در آن (به هر كجا كه خواهيد) هجرت كنيد و سرانجام اينان جهنم است و بد سرانجامي است.

2- پشتيباني و ياري كردن مسلمانان با جان، مال و زبان در نيازمنديهاي دين و دنيايشان: 

الله سبحانه مي فرمايد: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾. [التوبة / 71]. و مردان و زنان مومن دوستدار همديگرند. 

و نيز مي فرمايد: ﴿وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ﴾. [الأنفال / 72]. و اگر در كار دين از شما ياري خواستند بر شماست كه ياري كنيد مگر در برابر قومي كه بين شما و ايشان پيماني باشد.

3- شادي و مصيبت مسلمانان را از آن خود بداند. 

پيامبر -صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: ((مثل المسلمين في توادهم وتعاطفهم وتراحمهم كالجسد الواحد إذا اشتكي منه عضو تداعي له سائر الجسد بالحمي والسهر)). مثل مسلمانان در دوستي و محبت و شفقت بسان پيكر واحدي هستند، هرگاه عضوي از آن به درد آيد، تب و بي قراري ساير اعضا را فرا مي گيرد. 

و همچنين فرمود: ((المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضاً و شبك بين أصابعه)) مثل مومن براي ديگر بسان ساختماني است كه جزيي از آن جزء ديگر را استحكام مي بخشد (آنگاه پيامبر -صلي الله عليه وسلم- براي تجسم اين تمثيل انگشتان دو دست خود را به هم گره كرد.) 

4- دوستدار و خيرخواه مسلمانان بودن و امتناع از اغفال و فريب آنان: پيامبر -صلي الله عليه وسلم- فرمود: (لا يؤمن أحدكم حتي يحب لأخيه ما يحب لنفسه) ايمان هيچ يك از شما به كمال نمي رسد مگر آنكه هر چه را براي خود مي پسندد براي برادرش نيز بپسندد. 

و نيز فرمود: ((المسلم أخو المسلم لا يحقره و لايخذله و لايسلمه بحسب امريء من الشر أن يحقر أخاه المسلم, كل المسلم علي المسلم حرام, دمه و ماله و عرضه)) مسلمان برادر مسلمان است او را حقير و خوار نمي شمارد، كمك خويش را از او باز نمي گيرد، او را به دشمني نمي سپارد. در بدي همين اندازه كه برادر خويش را تحقير نمايد او را بس است و جان و مال و شرف مسلمانان بر ديگري حرام است. 

و همچنين پيامبر -صلي الله عليه وسلم- فرمودند: ((لا تباغضوا ولا تدابروا ولا تناجشوا ولا يبع بعضكم علي يبع بعض، و كونوا عبادالله إخوانا)) يا همديگر كينه ورزي نكنيد، به يكديگر پشت نكنيد و روي معامله ديگري معامله نكنيد و برادر وار عبادالله باشيد. 

5- تكريم و احترام مسلمانان و امتناع از عيبجويي و تنقيض شخصيتشان: 

چنان كه الله تعالي مي فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْأِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ! يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ﴾. [الحجرات / 11- 12]. اي مومنان نبايد كه قومي، قوم ديگر را به ريشخند بگيرد، چه بسا اينان از آنان بهتر باشند، و نيز نبايد زناني زنان ديگر را (ريشخند كنند) چه بسا اينان از آنان بهتر باشند و در ميان خويش عيبجويي مكنيد؛ و يكديگر را به لقبهاي بد مخوانيد، پس از ايمان، پرداختن به فسق، بد رسمي است؛ و كساني كه (از اين كار) باز نگردند، اينانند كه ستمگرند، اي مومنان از بسياري از گمانها پرهيز كنيد، چرا كه بعضي از گمانها گناه است و (در كار ديگران) تجسس مكنيد، و كسي از شما از ديگري غيبت نكند؛ آيا هيچكدام از شما خوش دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد، كه از آن تنفر داريد؛ و از خداوند پروا كنيد كه بيگمان خداوند توبه پذير مهربان است. 

6- در تنگنا و فراخي يار مونس آنان باشد. به رغم منافقين كه در آسايش و فراخي در كنار مسلمانان هستند و به هنگام سختي و خطر آنان را تنها مي گذارند. كه الله تعالي مي فرمايد: ﴿الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴾. [النساء / 141]. (آري) همانها كه مترصد شما هستند؛ پس اگر پيروزي از جانب خداوند نصيب شما شود مي گويند مگر ما همراه (و پشتيبان) شما نبوديم؟ و اگر كافران نصيبي برند (به آنان) گويند مگر ما بر شما دست نداشتيم و دست مسلمانان را از شما دور نداشتيم؟ 

7- ديدار و هم نشيني با مسلمانان و اظهار محبت در ملاقات با آنان: در حديثي قدسي آمده است كه الله تعالي مي فرمايد: (و جبت مجتبي للمتزورين فيَّ) كساني كه به خاطر رضاي من به ديدار هم مي روند، مشمول محبت من واقع مي شوند. 

و در حديثي ديگر چنين آمده است: مردي به خاطر الله به ديدار برادرش رفت، الله سبحانه بر سر راهش فرشته اي قرار دارد و از او پرسيد به كجا مي روي؟ گفت: به خاطر الله به ديدار مومني مي روم. گفت: آيا متاعي نزد وي داري كه مي خواهي باز پيش گيري؟ گفت: خير. جز اينك