ه‌اند. 
عالم اثناعشری یوسف بن احمد بحرانی (متوفای 1186 هـ) با تأکید این مطلب می‌گوید: (از احکام دین فقط تعداد اندکی قابل یقین هستند، چون روایاتی که در احکام دین آمده‌اند با روایت‌هایی که از روی «تقیه» گفته شده‌اند آمیخته هستند، چنانچه ثقه اسلام محمد بن یعقوب کلینی -نور الله مرقده- در الکافی به این امر اعتراف کرده است، و مجبور شده که فقط این را به ائمه ارجاع دهد و بپذیرد، و آنها -صلوات الله علیهم- به خاطر حفظ جان خود و شیعیانشان احکام را به صورت‌های مختلفی بیان می‌کردند، گرچه کسی از آن مردم پیش آنها نبود، بنابراین می‌بینی که آنها در مورد یک مسئله پاسخ‌های متعددی داده‌اند، حتى اگر یکی از مخالفان هم آن را نگفته باشد! و هر کس سیره و آثار و داستان‌های آنان را بررسی کند به روشنی این مطلب را درک می‌کند(19) . 
و ما در اینجا چیزی دیگر را اضافه می‌کنیم و می‌گوییم:
دین عبارت است از عقاید و احکام و اخلاق، (یعنی پاکدامنی).
شیوة شیعه در مورد عقاید و احکام پیش‌تر بیان شد، و ما در اینجا منهج و شیوة آنها را در اخلاق اضافه می‌کنیم، و می‌گویم: 
حرام بودن زنا برای هیچ مسلمانی پوشیده نیست، همه می‌دانند که زنا حرام است، اگر فردی با زنی بیگانه دیده شود که دارد با آن زنا می‌کند و بگوید: من او را صیغه می‌کنم!! شما چگونه می‌توانی حقیقت را بدانی؟؟!! در احکام و فتاوی اشتباهی نیست، چون اگر اشتباه باشند گفته می‌شود که از روی تقیه گفته شده‌اند!! 
و در اخبار غیبی دروغی نیست، چون بدا آن را حلال می‌کند!! و زنایی وجود ندارد، چون زنا را صیغه حلال می‌کند!! 
این چه دینی است؟؟؟!!! 
و اما عقل آزاد و بیطرف که سبحانی از آن دم می‌زند، از او می‌پرسیم: آیا عقل شیعی بیطرفانه می‌اندیشد؟! عقلی که این تصور را اجازه می‌دهد که هزاران نفر از مردم در طی حیات خلفای چهارگانه وصیت پیامبر را پنهان کنند و حتی یک نفر آن را آشکار ننماید، و حال آن که آنها در راه دین شکنجه و اذیت شده‌اند، و خانواده و وطن را به خاطر آن ترک گفته‌اند، و به خاطر یاری کردن دین شمشیر به دوش گرفته‌اند، آیا عقل قبول می‌کند که این افراد از آشکار کردن حق ترسیده‌اند؟!! 
آیا عقل اجازه می‌دهد که به صورت اتفاقی هزاران نفر از مردم بدون از آن که با هم از قبل اتفاق کرده باشند حق را پنهان نمایند؟! 
آیا عقل می‌پذیرد امامی که از سوی خدا تعیین شده بزدل و ترسو باشد، و حال آن که او موظف شده بود امانت الهی را بر دوش بگیرد؟! 
آیا عقل می‌پذیرد که همه اصحاب با علی بن ابی طالب(رض)  دشمنی و بغض داشته باشند، و صدا را برای یاری کردن او بلند نکنند!! 
آیا عقل می‌پذیرد که خلفا دینشان را رها کنند، و سپس به خاطر آن ب‌جنگند و با زهد و پاکدامنی زندگی ‌کنند؟! 
آیا عقل می‌پذیرد که فاطمه -رضی الله عنها- حق خود را از ارث طلب کند، در حالی که چیزیست بسیار پست و کم ارزش از دنیای فانی، و دربارة چیزی که بزرگتر از آن است، یعنی ابطال وصیت سکوت اختیار کند؟! 
وبالاخره، آیا عقل بی‌طرف می‌پذیرد که پیامبر (ص) در تربیت پیروانش شکست خورده باشد؟! در حالی که آن حضرت دارای شیواترین کلام و بیشترین شناخت و آگاهی از اخلاق و عادات مردم بود، و در این راه از راهنمایی خداوند هم بهره مند می شد؟! 
چه بسیارند اموری که شیعه مدعی آن هستند اما عقل وجود آن را نمی‌پذیرد!؟ 
به نظر شما سبحانی با استناد به کدام عقل و خرد بر آن شده که به بزرگان امت طعنه بزند و تظاهر کند که او بی‌طرف است؟! صدها هزار بار شکر تو گویم ای خدایی که ما را هدایت بخشیدی!
این‌ها پاره‌ای از اشاراتی است که قبل از پاسخ به پرسش شما در مورد اصحاب در پیرامون سخن شما نموده‌ام. 
---------------------------------------------------------------------
1) مقدمه تحقیق کتاب (الغیبة الصغری). 
2) الكنى والألقاب، عباس قمی (2/176). 
3) وسائل الشیعة (3 / 250- 251).
4) براي شناخت بيشتر شخصيت آيت الله العظمي برقعي قمي به مقدمه كتاب (خرافات وفور در زيارات قبور) كه در سايت  www.ahlesonnat.net  موجود است مراجعه کنید. (مترجم).
5) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، آية الله العظمى برقعي (ص 3)، انتشارات صدرا، قم، خيابان ارم.
6) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 5).
7) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 6).
8) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 7).
9) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 12).
10) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 13).
11) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 15)،  کسر الصنم (بت شکن) ص 30-39. 
12) عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، (ص 13- 14)، کسر الصنم ص 38. 
13) الکافی (1/325). 
14) الشافی شرح الکافی (3/371). 
15) معجم الرجال (20/161). 
16) معجم الرجال 20/116. 
17) معجم الخوئی (3 / 70- 71).
18) معجم الخوئی، و ن. ک. کتاب (المهدی المنتظر)، دکتر عداب محمود الحمش. 
19) الحدائق الناضرة (1/45). پس کجاست آن سرزمین‌هایی که اهل تشیع فتح کرده‌اند؟! 
از عقیده اهل تشیع چنین بر می‌آید که دین اجرا نشده است؛ زیرا ایشان بر این عقیده اند که اصحاب بعد از وفات پیامبر (ص) به پیامبر خیانت کردند و فرمان او را اجرا نکردند، و ائمه اهل تشیع بعد از علی(رض) آمدند و نتوانستند دین را به مردم برسانند چون آنها قدرتی نداشتند. 
پس طبق گفته آنها دین راستین به پیروزی نرسیده است! و فقط شیعیان بودند که به صورت پنهانی به دین عمل می‌کرده‌اند، و این گفتة شیعه با قرآن کریم مخالف است. خداوند می‌فرماید: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِکُونَ بِي شَيْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)(نور: 55).
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که آنان را حتما جایگزین در زمین خواهد کرد همانگونه که پیشینیان را جایگزین (طاغیان و باغیان ستمگر) قبل از خود کرده است. همچنین آئین ایشان را که برای آنان می‌پسندد حتماً (در زمین) پا بر جا و برقرار خواهد ساخت و نیز خوف و هراس آنان را به امنیت و آرامش مبدل می‌سازد. تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. کسانی که پس از آن (وعدة راستین) کافر شوند آنان فاسق هستند».
آیا این وعدة الهی تحقق نیافت؟! بله، خداوند به امت اسلامی قدرت داد و آنها را در زمین جایگزین کرد و مردم در دوران حکومت های اسلامی احساس آرامش و امنیت می‌کردند. 
ب) فضیلت اصحاب در سنت: 
1- از ابو سعید خدری(رض)  روایت است که گفت: پیامبر (ص) فرمود: «به اصحاب من ناسزا نگویید، اگر فردی از شما به اندازة کوه احد انفاق کند به اندازة یک مد آنها (واحد وزنی است) و یا به اندازة نیم آنها نمی‌رسد»(1) . 
این سخن را پیامبر (ص) به خالد (رض) گفت، وقتی که خالد (رض) به عبدالرحمن بن عوف (رض) ناسزا گفت، عبدالرحمن از