ی‌کنند، و احادیثی را که صحیح نیستند رد می‌نمایند، حتی اگر این احادیث نادرست و غیرصحیح در مورد کسی آمده باشند که اهل سنت مقام او را از دیگران برتر می‌دانند؛ بنابراین، اصحاب (رض) به فضایلی نیاز ندارند که صحت آن ثابت نیست، چون به اندازه کافی در فضائل آنها روایات صحیح وجود دارد. 
چهارم: وقتی شما دانستید که این روایت ضعیف است، آیا آن را رد می‌کنید؟! 
چون وقتی جویای علت تضعیف آن هستید گویا اگر ضعف آن ثابت شود آن را رد می‌کنید. و می‌بینید که بیشتر احادیثی که شما ذکر کرده‌اید یا ضعیف یا دروغ هستند، آیا ثبوت این مطالب برای شما مفید است و از آن استفاده می‌برید؟ امیدوارم.127- شما گفته‌اید: (فرق علی بن ابی طالب با ابوبکر و عمر چیست؟ که آنها کسی را که به علی (رض) ناسزا گفته است ثقه قرار داده‌اند، و کسی را که به ابوبکر و عمر ناسزا می‌گوید کافر شمرده‌اند، و فتوا داده‌اند که چنین افرادی باید کشته شوند، چنان که فریابی می‌گوید: (هر کس به ابوبکر ناسزا بگوید کافر است من بر او نماز نمی‌خوانم. به او گفتند: با او چه می‌کنی و حال آن که او می‌گوید: لا اله الا الله؟ گفت: او را دست نزنید با چوب او را بلند کنید تا اینکه او را در گورش با خاک می‌پوشانید).
پاسخ:
اول: اینکه، از خداوند می‌خواهم که قلب شما را برای پذیرفتن حق بگشاید و چشمان دلتان را روشن کند، و به ما و شما حق را نشان بدهد، و به همه ما پیروی از حق را ارزانی نماید.
دوم: سخن شما مرا به یاد مثالی انداخت که در مورد شبهاتی که کفار مطرح می‌کنند برای دانشجویان می‌زدم، و به آنها می‌گفتم که چگونه به این شبهات پاسخ داده می‌شود... البته طبیعی است که این با آن فرق می‌کند.
بنابراین، قبل از پاسخ به سوال مثالی می‌زنم تا پاسخ بهتر در ذهن شما جای بگیرد:
مردی تصمیم گرفت که پاهایش را به سمت آسمان بلند کند و روی دستهایش راه برود و خواست که به یکی از شهرها به دیدار دوستش برود، دوستش در فرودگاه به استقبال او رفت، ناگهان دید که دوستش روی دستهایش دارد از هواپیما پایین می‌آید!
به محض اینکه از هواپیما روی دستهایش پایین آمد به دوستش گفت: برادرم، چرا شما وارونه هستی؟ سپس وقتی با دستهایش به سوی اتوبوس آمد که سوار شود گفت: چرا اتوبوس وارونه است؟ سپس وقتی سوار اتوبوس شد گفت: چرا مردم وارونه هستند؟ و وقتی درختان فرودگاه را دید گفت: چرا درختان وارونه هستند؟! و همین طور در مورد همه چیز... اگر دوست این فرد بکوشد که به همة سوال‌های او جواب دهد قطعاً سوال‌ها تمام نمی‌شوند؛ چون همه چیز از دیدگاه دوست او چپ و وارونه هستند.
پس راه حل چیست؟ راه حل این است که دوستش را قانع کند که هر چه او می‌بیند راست و درست هستند و خود او وارونه است، و راه حل این است که او روی پاهایش بایستد تا همه چیز را راست و درست ببیند. 
بنابراین، پس ای دوست عزیز راه حل با شماست که باید منهج و روش اثبات عقیدة خود را اصلاح کنید و آن را بر پایه‌های سالم و درست قرار دهید تا ببینید که چگونه به اذن خداوند همه چیز درست دیده می شود.
سوم: اینکه، از سخن شما اینگونه بر می‌آید که اهل سنت علی(رض)  را گرامی‌ نمی‌دارند و وقتی آنها از کسی روایت کرده‌اند که به او ناسزا گفته است پس او را دوست ندارند.
در این مورد قبلاً بحث شد.
چگونه ما علی(رض)  را دوست نداریم و حال آن که او از اهل بیت پیامبر (ص) است، و ما معتقدیم که نماز ما کامل نمی‌شود مگر اینکه برای پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان از قبیل امهات المؤمنین، و فرزندان آنحضرت (ص)، و آل عباس، و آل عقیل، و آل حمزه، و آل علی دعا کنیم. اگر شما بر این باور هستید که ما او را دوست نمی‌داریم باورتان اشتباه است، و اندیشه بدون دلیلی می‌باشد، و فقط دلیل آن شبهات است. 
اما اینکه شما بیان کرده‌اید که برخی از بنی‌امیه به علی (رض) ناسزا می‌گفته‌اند، این کار آنها از اهل سنت نمایندگی نمی‌کند، ما از آنچه آنها کرده‌اند بیزاریم، و این عقیده ماست و تقیه نمی‌کنیم.
چهارم: شما عبارات مختلفی از چند نفر نقل کرده‌اید، و هر یکی در مورد حکم کسی که به صحابه ناسزا می‌گوید سخنی گفته است، اما شما چنان نشان داده‌اید که گویا سخن یک نفر را نقل می‌کنید، و این کار در پژوهش علمی کار شایسته‌ای نیست؛ چون علما در حکم کردن دربارة کسی که به اصحاب ناسزا می‌گوید اختلاف کرده‌اند: برخی چنین فردی را کافر قرار می‌دهند خواه ابوبکر را ناسزا بگوید خواه علی را، و بعضی چنین کسی را فاسق می‌شمارند و فرق نمی‌کند که به علی ناسزا بگوید یا به ابوبکر.
ولی شایسته نیست که شما قول کسی را بیاورید که کسی را که به ابوبکر ناسزا بگوید کافر قرار می‌دهد، و در کنار آن قول کسی دیگر را بیاورید که می‌گوید: هر کس به علی یا ابوبکر ناسزا بگوید فاسق است، و سپس سخن کسی را که ناسزا گوینده علی را فاسق قرار داده با سخن کسی که ناسزا گویندة ابوبکر را کافر می‌شمارد مقایسه کنید.
عدالت و انصاف بر این است که سخن همان شخص در مورد هر دو صحابه ذکر شود، تنها بدین صورت مقایسه، منصفانه می باشد.
پنجم: در مورد حکم ناسزا گفتن به صحابه دیدگاههای مختلفی هست:
برخی از علما می‌گویند: ناسزا گفتن به یکی از صحابه انسان را کافر نمی‌کند، مثل اینکه کسی ابوبکر (رض) را ناسزا بگوید یا علی (رض) را ناسزا بگوید، چنین فردی کافر نمی‌شود و بلکه فاسق است، و شلاق زده می‌شود و کشته نمی‌شود، و این دسته از علما ناسزا گفتن به یک صحابی را گناه کبیره می‌دانند.
و برخی از علما نظرشان این است که چنین فردی کافر می‌شود، و مجازات آن این است که کشته شود. و اینک به اختصار این مطلب را بررسی می‌کنیم:
اول: کسانی که می‌گویند: ناسزا گوینده کافر قرار داده نمی‌شود و بلکه باید ادب شود.
1- لالکائی با سند خودش روایت کرده است که: امام احمد را در مورد فردی پرسیدند که به یکی از اصحاب پیامبر (ص) ناسزا می‌گوید او گفت: (به نظر من باید زده شود و تنبیه گردد)(1) . 
پس امام احمد به کشتن کسی که به یکی از صحابه ناسزا گفته است فتوا نداده است، و فقط به زدن او فتوا داده است و اگر از دیدگاه او چنین فردی کافر بود او به کشتن آن فتوا می‌داد.
2- اسحاق بن راهویه می‌گوید: (هر کسی که به اصحاب پیامبر (ص) فحش و ناسزا بگوید مجازات و زندانی می‌شود).
3- و در رساله‌ای که اصطخری از امام احمد روایت کرده آمده است که او در آن گفت: (بهترین فرد امت بعد از پیامبر (ص) ابوبکر است، و بعد از ابوبکر عمر، و بعداز عمر، عثمان، و بعد از عثمان، علی قرار دارد - و گروهی در مورد علی و عثمان توقف کرده‌اند - و اینها خلفای راشدین راهیافته هستند).
سپس بعد از این چهار نفر، اصحاب پیامبر (ص) از همه مردم بهترند، هیچ‌کس حق ندارد از بدیهای آنان چیزی را ذکر کند، و جایز نیست که کسی فردی از آنها را مورد عیب‌جویی قرار دهد، و هر کس این کار را بکند باید مجازات و ادب شود...)(2) . 
4- و مثل این از عمر بن عبدالعزیز(3) ، و اسحاق بن راهویه روایت شده است، و قول مشهور مذه