د: پس از آمدن به مدينه، شبي رسول الله ص بيدار بودند و فرمودند: كاش يكي از اصحابم، از من نگهباني مي كرد. حضرت عايشه (رضي الله عنها) مي فرمايد: در اين هنگام صداي تصادم شمشيرها به گوش رسيد. حضرت رسول اكرم ص پرسيدند: كيستي؟ گفت: سعد بن ابي وقاص هستم. حضرت رسول اكرم ص فرمودند: براي چه آمدي؟ گفت: احساس كردم خطري متوجه شماست. براي حفاظت و نگاهباني از شما آمده ام. حضرت رسول اكرم ص در حق وي دعا كردند و خوابيدند. علاوه بر صحيح مسلم در روايات ديگري مي آيد كه در اين هنگام، آواز شمشيرها را شنيديم. حضرت رسول اكرم ص پرسيدند: كيستي؟ پاسخ دادند: ما سعد و حذيفه هستيم. براي نگاهباني از شما آمده ايم. رسول الله ص به خواب رفتند حتي كه ما آواز خواب ايشان را شنيديم و اين آيه )[يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ....]  نازل شد. حضرت رسول اكرم ص سر از خيمة پوستي بيرون آورده فرمودند: اي مردم برگرديد؛ چرا كه الله تعالي مرا خود حفاظت مي كند.(3) 
علامه فخرالدين رازي (رح) در شأن نزول اين آيه، ده وجه نوشته است. دهمين وجه اين است كه طبق بعضي از روايات، اين آيه در مورد فضليت حضرت علي رض (نه امامت ايشان) نازل شده بود. امام رازي پس از ذكر ده وجه مي نويسد:  
اگر چه تعداد اين روايات، مختلف و بسيار است اما در مورد اين آيه بهتر همين است كه بر حفاظت از مكر و فريب يهوديان و مسيحيان، حمل كرده شود و با بي پروايي از آنها دستور به تبليغ داده شده است. براي اينكه در قبل و بعد اين آيه، روي سخن با يهوديان و مسيحيان است. براي همين قائل شدن به وجوهاتي كه اين آيه را از سياق و سباق منفك و منقطع مي گرداند ممتنع به نظر مي رسد.(4) 
علامه آلوسي (رح)، پس از بحثي طولاني درباره خطبه غدير خم و روايات شيعه در ضمن اين آيه، در خاتمه مي نويسد:
رواياتي از اهل سنت كه بيانگر نزول اين آيه در فضيلت علي رض است اگر پذيرفته شود كه درست و قابل استدلال هستند باز هم از آنها فضيلت علي رض ثابت مي شود يا كه طبق اين روايات علي رض محبوب مؤمنين است و ما هرگز اين را انكار نمي كنيم بلكه هركس (فضليت علي رض و محبوبيت ايشان را) انكار كند او را ملعون مي دانيم. (5)
 5- آخر اين آيه [وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الكَافِرِينَ] {المائدة:67}   «و خدا شما را از مردمان محفوظ نگه خواهد داشت، همانا خداوند كفّار را هدايت نمي دهد» خود دليلي است بر اينكه مراد از اين آيه، ابلاغ عقيدة امامت در حضور صحابة كرام رض نمي تواند باشد. چونكه بنا به قول شيعه، حضرت رسول اكرم ص در ابلاغ عقيدة امامت از مخالفت صحابة كرام رض بيمناك بودند؛ و در اين آيه ذكري از صحابة كرام نيست بلكه از كافران سخن به ميان آمده است. بنابراين چطور مي توان صحابه كرام را از اين آيه مراد گرفت. مگر اينكه شخصي گستاخ، و دريده دهن، صحابة كرام را نعوذ بالله كافر قرار دهد (چنانكه از شيعيان منقول است) آناني كه قرآن در مورد ايشان مي فرمايد: [رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ] {المائدة:119} ، خدا از آنان خشنود و آنان از خدا خشنودند. 
خلاصه كلام آنكه، از هر جهت به اين آيه نظر افكنده شود، و به الفاظ و ترجمة آن نظر شود،  وسياق و سباق آن بررسي شود،  و روايات شأن نزولش مورد بررسي قرار گيرد به هيچ نحوي، از اين آيه، عقيدة امامت بلافصل علي رض به اثبات نمي رسد و اثبات اين عقيده از آيات مذكور، در واقع چيزي جز تحريف معنوي قرآن مجيد نيست.
............................
(1) كشف اسرار خميني ص 164 تا 165، حق اليقين فارسي از مولي محمد باقر مجلسي بحث اثبات امامت علي و حق اليقين عربي از عبدالله شبر ص 139 و غيره.
(2) مسلم شريف 1/397
(3) تفسير قرطبي 6/244
(4) امام رازي تفسير كبير 12/50
(5) علامه آلوسي تفسير روح المعاني 6/197ممكن است اين اشكال به ذهن كسي خطور كند كه حضرت رسول اكرم ص در ميان كل صحابه، امامت علي را اعلام نكرده باشند بلكه به چند تن از ياران مخصوص خويش و اهل بيت، درباره امامت و يا وصايت علي رض راهنمائي ها كرده باشند. (نويسندگان شيعه در كتب خود چنين مي نويسند.) بايد دانست كه به اين اشكال، خود علي رض و عبدالله بن عباس رض در حيات خويش بطور واضح پاسخ داده اند. براي اينكه عبدالله بن سباء و گروهش، در آن زمان نيز خرافاتي از قبيل اينكه: علي رض وصي رسول الله ص است، و او را به اموري وصيت كرده كه ديگران از آن بي خبرند، در ميان مسلمانان شايع كرده بودند. الله تعالي بر اهل بيت نبوي، رحمتهاي بيكران نازل فرمايد كه آنان بلافاصله پرده از خرافات برداشتند و با بانگ رسا اعلام كردند كه اينها حرفهاي بي سر و ته و به دور از حقيقت هستند. ما در اين مورد فقط سه روايت مي آوريم:
1-	عن ابي جحيفة رض قال سالت عليا رض هل عندكم شئ ليس في القرآن فقال والذي خلق الحبة و برا النسمة ما عندنا الا ما في القرآن الا فهماً يعطي رجل في كتابه و ما في الصحيفة قلت و ما في الصحيفة قال العقل و فكاك الاسير و ان لا يقتل مسلم بكافر. 
از ابو جحيفه رض روايت است كه من از علي رض پرسيدم: آيا نزد شما چيزي هست كه در قرآن وجود نداشته باشد؟ فرمود: قسم به آن ذاتي كه دانه را شكافت و جان را آفريد، نزد ما چيزي علاوه بر آنكه در قرآن نوشته شده وجود ندارد مگر اينكه كسي درك و فهمي موهبي در كتاب الله داشته باشد و آنچه در صحيفه نوشته شده. عرض كردم: در صحيفه چه نوشته شده؟ حضرت علي رض فرمودند؟ ديه، آزادي زندانيان، احكام قتل نكردن مسلمان در برابر كافر و غيره. (1)
2-	عن ابي الطفيل رض قال سئل علي هل خصكم  رسول الله ص بشئ فقال ما خصنا بشئ لم يعم به الناس الا ما في قراب سيفي هذا فاخرج صحيفة فيها لعن الله من ذبح لغير الله و لعن الله من سرق منار الارض – و في رواية من غير منار الارض- ولعن الله من لعن والديه ولعن الله من آوى محدثا. 
از حضرت ابو طفيل رض روايت است كه از حضرت علي رض پرسيده شد: آيا رسول الله ص چيزي مخصوص، به شما داده اند؟ فرمود: ايشان به ما چيز مخصوصي كه به عموم مردم نداده باشند ندادند جز آنچه در نيام شمشيرم است. سپس صحيفه اي(2) از آن بيرون آورد كه نوشته بود: لعنت خداست بر كسي كه براي غير الله ذبح كند و لعنت خداست بر آن شخصي كه نشانه هاي زمين را بدزدد – مطابق با روايت ديگر بر آن شخصي كه نشانه هاي زمين را تغيير دهد – و خدا لعنت كند كسي را كه به والدينش را لعنت فرستد و لعنت خدا بر آن كسي كه مجرمي را پناه دهد.(3)  
3-	عن ابن عباس (رضي الله عنها) قال كان رسول الله ص عبداً مأموراً ما اختصنا دون الناس بشئ الا بثلاث امرنا أن نسبغ الوضوء و الا ناكل الصدقه و ان لا نتري حماراً علي فرس. 
از حضرت عبدالله بن عباس (رضي الله عنهما) روايت است كه رسول الله بنده اي بودند مأمور؛ به ايشان دستور داده شده بود (تمام احكام دين را به مردم ابلاغ نمايند) كه در هيچ چيزي نسبت به عموم مردم قائل به خصوصيت ما (اهل بيت) نشوند مگر در سه مورد: (1) به ما دستور داده شد كه بطور كامل و به نحو احسن وضو بگيريم. (2) مال صدقه نخوريم. (3) خر را (براي جفتگيري) بر اسب ماده سوار نك